فهرست مطالب
- 1 اشاره
- 2 فقه معاصر: فقه رسانه شیعی چه مزایای رقابتی قابلفهم توسط دنیای معاصر برای حضور در عرصه بینالملل را دارد؟
- 3 فقه معاصر: یعنی این ارزشها، در روش استنباطمان، در روش استفاده از قواعد و ادله نیز باعث تغییراتی میشوند؟
- 4 فقه معاصر: آیا فقه رسانه فعلی ظرفیت لازم برای حضور در عرصه بینالملل دارد یا خیر؟
اشاره
حجتالاسلاموالمسلمین دکتر مسعود راعی، استاد تمام دانشگاه آزاد نجفآباد اصفهان است. نگارش چندین کتاب و بیش از ۲۰۰ مقاله علمی، او را به یکی از بهترین اساتید حقوق بینالملل ایران تبدیل کرده است. وی مدتی است که در دانشگاه ادیان و مذاهب اسلامی، در پی تدوین سرفصلهای فقه رسانه بهعنوان رشته دوره دکتری است. به همین بهانه، با او پیرامون مزایای رقابتی فقه رسانه برای حضور در عرصه بینالملل گفتگو کردیم. وی سه عنصر مهم در فقه رسانه را بهعنوان مزایای رقابتی فقه رسانه معرفی کرد. مشروح گفتگوی اختصاصی فقه رسانه با این استاد و پژوهشگر حوزه و دانشگاه، از نگاه شما میگذرد:
فقه معاصر: فقه رسانه شیعی چه مزایای رقابتی قابلفهم توسط دنیای معاصر برای حضور در عرصه بینالملل را دارد؟
راعی: من ابتدا کسب اجازه بکنم و یک تعریف کوتاهی از فقه رسانه داشته باشم:
تعریفی که ما امروز از فقه رسانه میتوانیم بفهمیم این است که اولاً این را یک دانش بگیریم که از طریق استنباط، آن هم بهوسیله منابع معتبر دینی، رقم میخورد. تا اینجا ما با یک دانش مواجهه هستیم. وقتی کلمه دانش را به کار میبریم یعنی دقیقاً همان که ما میخواهیم معادلش را یا نالِنت بگیریم و یا با کمی تسامح سایِنس بگیریم. البته نالنت را در معنای مجموعه اطلاعات، خیر؛ بلکه دقیقاً به معنای دانش، یعنی علم.
این علم از طریق استنباطات از منابع معتبر دینی پیدا میشود و نگاه و هدفی که دارد این است که به مسائل مرتبط با رسانه پاسخ فعلی بدهد. این پاسخ علیالقاعده باید در چارچوب ارزشها و نظام دینی رقم بخورد و نهایتاً باید مربوط به احکامی باشد که به عمل انسان در نظام رسانه بر میگردد مرتبط باشد.
بنابراین، مزایای رقابتی فقه رسانه در مقایسه با آنچه امروز در نظام بینالمللی و یا به تعبیر جنابعالی دنیای معاصر، این چند مورد است:
- اولاً آنچه که ما در بازار رقابت میخواهیم ارائه بکنیم، استفاده از منابع معتبر دینی است. خب، سؤالی که اینجا مطرح میشود این است که دین امروز، کدامین مزیت را به جهان ارائه میکند؟ منابع دینی، در نگاه اول، شاید نه تنها مزیت نباشد، بلکه نوعی نقطه ضعف هم به شمار آید؛ به خاطر اینکه این منابع کاملاً در گذشته شکل گرفته است؛ قرآن کریم، هزار و چهارصد سال پیش، و احادیث هم قریب به زمان قرآن است و فاصله زیادی ندارد. در قرآن و حدیث، از فقه رسانه سخنی گفته نشده است. در کلمات فقها نیز کمتر در مورد فقه رسانه و این قبیل موضوعات نوپیدا سخنی گفته شده است.
پس با وجود این اشکال جدی که در منابع دینی هست، ما چگونه داریم این را بهعنوان یک مزیّت رقابتی مطرح میکنیم؟ این در واقع، چالش اولیه بحث ما را شکل میدهد.
پاسخ ابتدایی ما به این موضوع این است که اگرچه این منابع در گذشته شکل گرفته است ولی منبع و مصدری که این منابع را در اختیار ما قرار داده است متصل به یک علم خطاناپذیر است که در ارتباط با قرآن کریم، از سوی خود خداوند؛ و در ارتباط با احادیث، از سوی ائمه اطهار (سلامﷲ علیهم اجمعین) است. بنابراین، ما با دو فضای مثبت مهم رقابتی در این حوزه مواجهه میشویم:
- آورنده و گوینده خطاناپذیر است.
- متصل به علم محدودی نیست؛ بلکه علم نامحدود را در اختیار دارد.
البته این خطاناپذیری به اعتبار گوینده است نه به اعتبار اینکه در دست ماست. نمیخواهیم بگوییم کتاب اصول کافی خطا ندارد؛ بلکه میخواهیم بگوییم روایتی که به امام نسبت داده میشود و خود قرآن، فارغ از آزمون و خطا شکل گرفته و بر اساس عقل ناقص و خطاپذیر بشر رقم نخورده است؛ بلکه متکی بر اصیلترین منابع است.
مزیت دوم رقابتی فقه رسانه اسلامی، این است که مباحث آن، قرار است در چارچوب ارزشها بیان بشود. توضیح اینکه: در دنیا، معمولاً رسانهها، مخاطبمحور هستند و تلاششان برای جذب مخاطب بیشتر است؛ بنابراین برنامههایی را تولید میکنند که اصطلاحاً مخاطبپسند باشند. بنابراین، اگر طیفی از مخاطبین دوست دارند برنامههایی را از رسانه مشاهده بکنند که به اشباع غریزی جنسی آنان کمک میکند، طبیعتاً رسانهها دغدغه این موضوع را نخواهند داشت که آیا رفتن به این سمت میتواند ارزشی را به چالش بکشانند یا نه؟ بلکه تلاش میکنند برنامههایی را آماده بکنند که با بهترین شکل به این نیاز پاسخ دهد؛ لذا فیلمهایی را تولید میکنند که حتی اتاق خلوت را نشان میدهد که نزدیکترین روابط را هم با یکدیگر تجربه میکنند؛ نهایت تذکری که داده میشود این است که کمتر از هجده سال وارد این فضاها نشوند، توصیهای که مثل هشدار زرد هواشناسی یا هشدار قرمز هواشناسی؛ ولی حالا اگر افرادی وارد این هشدار شدند و آن را رعایت نکردند، به عهده خودشان است.
اما در فقه رسانه، رسالت محوری، ارزش بیبدیل، بنیادین و غیر قابل انعطاف «بلاغ» است. این رسالت محوری برگرفته از آیه «وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبين» است و مستلزم این است که حتی رسول هم باید در فضای بلاغ حرکت بکند. در رسانه اسلامی که مبتنی بر فقه رسانه است، باید ارزشها ابلاغ شود، ولو اینکه مخاطب چیز دیگری را بخواهد. چنین رسانهای به خود اجازه نمیدهد که بستر گناه را رقم بزند یا فیلمی یا گفتگویی را به اشتراک بگذارد که با آموزههای شرع مقدس همخوانی ندارد.
فقه معاصر: یعنی این ارزشها، در روش استنباطمان، در روش استفاده از قواعد و ادله نیز باعث تغییراتی میشوند؟
راعی: بسیار نکته قشنگی مطرح فرمودید. فقه رسانه قطعاً باید به اینجا برسد که با طراحی یک مدل و سیستم، رسانه را به نحوی طراحی کند که ضمنِ تعالیبخشی، نشاط آفرینی و امیدآفرینی در مخاطب خود و ضمن ایجاد یک دنیای قابل قبول برای دوست شرافتمندانه؛ بسترِ تفکر «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الآخِرَة» را هم رقم بزند.
شاید این اظهارنظر اولیه، واقعاً اولیه باشد و نیاز باشد که خیلی دقیقتر و در یک جنبه نخبگانی و با استفاده از حوزههای تخصصی خصوصاً حوزه تخصص رسانه، به سبکها و مدلها و سیستمهایی دست پیدا کنیم؛ ولی آنچه در حوزه گفتگوی من قرار میگیرد این است که بههرحال، پایبندی بر ارزشها، یکی از مزایای رقابتی فقه رسانه در عرصه بینالملل است.
نکته تکمیلی اینکه در فضای رسانههای بینالمللی، آنچه مورد توجه قرار میگیرد محاسن اخلاقی است؛ اما مزیت رقابتی فقه رسانه، مکرمتهای اخلاقی است؛ همانطور که پیامبر(ص) نیز فرمودند من برای تکمیل مکارم اخلاق، برگزیده شدهام.
مزیت سوم، توجه به احکام شرعی گفته شده از خالق جهان، در رفتار رسانهای است. این در حالی است که در رسانههای غیراسلامی، به چنین اموری توجه نمیشود. مثلاً شما یک شبکه تلویزیونی را باز میکنید و میبینید که مجریهای مختلفی از جنس مخالف با پوششهای گوناگون، در کنار هم نشستهاند و حتی گاهی برای ابراز محبت، همدیگر را در آغوش میکشند. اینجا این سؤال مطرح میشود که آیا اندام این نوع رفتارها، مورد تأیید شارع هست؟
فقه رسانه میگوید من متعهد به رعایت گزارههای شارع هستم؛ زیرا انسان مالک و صاحباختیار تمام رفتارهای خود نیست. او از آنچنان آزادی برخوردار نیست که مجاز باشد هر نوع رفتاری را انجام بدهد؛ چون در برابر خداوند متعهد است و عبد و بنده خداست. بنابراین حوزه سوم مزیت فقه رسانه، تنظیم رفتارها بر اساس احکام شرعی است.
نتیجه اینکه مزایای رقابتی فقه رسانه، در این سه ساحت است: ۱. منابع معتبر. ۲. رسالت محوری مبتنی بر تبیین ارزشها. ۳. تنظیم رفتارها بر اساس نظرات خالق.
فقه معاصر: آیا فقه رسانه فعلی ظرفیت لازم برای حضور در عرصه بینالملل دارد یا خیر؟
راعی: من یک بحث مفصّلی را الآن به کمک دوستانمان در دانشگاه ادیان و مذاهب داریم دنبال میکنیم و آن عبارت است از: «تبیین سرفصلهای دکتری رسانه یا فقه و رسانه». من در آنجا برای اینکه بتوانم سرفصلها را بچینم – چون در آنجا داریم تولید سرفصل میکنیم و برای اولینبار است که دارد رقم میخورد و میخواهیم این سرفصلها مبتنی بر ارزشها باشد – مجبور شدم به منابع مدیایی رجوع بکنم که امروز در دنیای ما وجود دارد، یعنی منابعی که در خصوص مدیاها نوشته شده است، بعد دیدم که چه حجم عظیمی از منابع علمی در حوزه زبان انگلیسی پیرامون مدیا و رسانه وجود دارد؛ درحالیکه در فقه شیعی و اسلامی، تولیدات علمی زیادی صورت نگرفته است. بنابراین ما ظرفیت زیادی برای حضور در عرصه بینالملل داریم ولی متأسفانه تاکنون از این ظرفیت، بهدرستی استفاده نشده است. البته امیدوارم به کمک اساتید و دانشپژوهان فقه رسانه، این ظرفیت، به فعلیت برسد.