آیت الله محمد محمدی قائنی در گفتگوی اختصاصی با فقه‌معاصر:

پرونده مبادی فقه تغییر جنسیت/30

به‌صرف تغییرات درونی و فیزیکی مانند قطع عضو تناسلی، برداشتن رحم و تخمدان، برداشتن واژن، تخلیه سینه‌ها یا اضافه کردن عضو جدید و ایجاد اندام‌های جنسی خارجی نمی‌توان حکم به تغییر جنسیت فرد نمود، مادامی‌که تمایلات و گرایش‌ها و خواسته‌های درونی او از جنس دیگری است؛ چراکه گرایش‌های روحی از توابع و عوارض نفسانی انسانی که مرد یا زن است برخاسته است و نفس خاص انسانی هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند؛ مناسبت بین موضوع و حکم و نیز تجربه بشری، گویای این مطلب است.

اشاره
آیت‌ﷲ محمد محمدی قائنی، زاده ۱۳۴۰ تهران است. او همزمان با تحصیل در دوره سطح و خارج، به تدریس دروس حوزوی نیز پرداخت و تاکنون موفق به تدریس تمام دروس دوره سطح و خارج شده است. او چند سالی است که به تدریس درس خارج فقه پزشکی می‌پردازد. به همین بهانه، با او، پیرامون حکم فقهی تغییر جنسیت گفتگو کردیم. به باور وی، تغییر جنسیت صورت‌های گوناگونی دارد که حکم هر یک از آنها، متفاوت است؛ لکن در هر صورت، حکم به جواز تغییر جنسیت، به معنای جواز همجنس‌گرایی نیست. مشروح گفتگوی اختصاصی فقه معاصر با عضو شورای علمی گروه فقه سلامت و پزشکی پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، از نگاه شما می‌گذرد:

فقه‌معاصر: تغییر جنسیت به لحاظ فقهی، چه حکمی دارد؟ دلیل آن چیست؟

محمدی‌قائنی: تغییر جنسیت فرایندی است که در آن جنسیت (نرینگی و مادینگی) یک موجود زنده تغییر می‌یابد؛ یعنی ویژگی جنسی فعلی با ویژگی مخالف جایگزین می‌شود که ممکن به‌صورت طبیعی یا با معالجه پزشکی اتفاق بیفتد؛ اما در اصطلاح امروزی، تبدیل و تعیین جنسیت فرد یا آشکارسازی آن را با عمل جراحی، تغییر جنسیت گویند که همان تبدیل ماهوی هریک از مرد وزن به دیگری و اصلاح جنسیت موجود دوجنسی با معالجه پزشکی است. دربیان حکم فقهی این مسئله، توجه به چند نکته لازم است:

الف) انسان یا هر حیوانی از نظر جنسی یا مرد است و یا زن؛ اما در مورد خنثی اختلاف‌نظر است که آیا جنسی سومی است یا یکی از همان مرد وزن است؟ قول مشهور آن است که خنثی (کسی که علائم و نشانه‌های مردانگی و زنانگی را با هم دارد) اگر چه خنثای مشکل باشد که تشخیص جنسیت آن با راه‌های مختلف طرح شده در روایات نیز ممکن نباشد، قسم سومی حساب نمی‌شود و یکی از دو قسم سابق به شمار می‌آید.

ب) آنان که هویت دوجنسی دارند یا فقط آلت مردانگی و زنانگی را با هم دارند ولی روحیات مشخص مردانگی فقط یا زنانگی فقط را دارند؛ یا علاوه بر داشتن آلات مشترک، روحیات مشترک بین زن و مرد را دارا هستند؛ یا آلت مخصوص یکی از دو جنس را دارند ولی تمایلات دوجنسی یا تمایل مخالف جنسی خود را واجدند.

ج) آنانی که داری آلت مشترک هستند یا هر دو ظاهرند و یا یکی ظاهر و دیگری مستور و مخفی است.

د) کسانی که تمایل و گرایش غیرجنسی خود را دارایند یا از این وضع رنج می‌برند و به‌اصطلاح فقهی در عسروحرج هستند یا هیچ مشقتی را تحمل نمی‌کنند.

ه) افرادی که سالم هستند؛ یعنی جنسشان مشخص، و رفتار و روحیاتشان مطابق با جنسشان است از دایره بحث فقهی خارج‌اند؛ یعنی تغییر جنسیت در این افراد مشروع نیست؛ زیرا این تغییر جنسیت، به معنای دست‌کاری و تصرف در هورمون‌ها و قوای درونی و بیرونی انسان است که او را از طبیعت اولیه خارج نموده و به طبیعت جدیدی تبدیل می‌کند. دلیل حرمت آن، آیه ۱۱۹ سوره نساء است که می‌فرماید:

قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضا: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ«.وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خلق‌ﷲ وَمَنْ یَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا: و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهای دور و دراز خواهم کرد، و وادارشان می‌کنم تا گوش‌های دام‌ها را شکاف دهند، و وادارشان می‌کنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند.» و [لی] هر کس به‌جای خدا، شیطان را دوست [خدا] گیرد، قطعاً دستخوش زیان آشکاری شده است.

همچنین آیه: فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ، ذلِکَ الدِّينُ الْقَيِّمُ. (روم، آیه ۳۱)

خداوند در این آیه شریفه از زبان شیطان سرکش نقل می‌کند که مردم را به تغییر در خلقت الهی دستور می‌دهم تا آنان اطاعت کنند در ادامه خداوند می‌فرماید: هرکس تابع شیطان بشود سرمایه وجودی‌اش را از دست داده و وعده‌های شیطان جز فریب و آرزوهای بی‌نصیب و بی‌حاصل چیزی نیست و اینان جایگاهشان جهنم است و راه فراری ندارند.

نیز آیه ۱۹۵ سوره بقره می‌فرماید: وَ أَنْفِقُوا فی سَبیلِ اللّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ: و در راه خدا انفاق کنید! و (با ترک انفاق)، خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید! و نیکى کنید! که خداوند، نیکوکاران را دوست مى دارد.

باتوجه‌به این آیات و روایات حرمت تشبه بین زن و مرد، به‌ضمیمه اینکه تغییر جنسیت، نوعی تغییر در خلق‌ﷲ و مصداق تشبیه زن و مرد به یکدیگر است، حکم به حرمت این عمل داده شده است.

و) آنچه در دایره بحث فقهی ما وارد می‌شود افراد خنثی (دوجنسه) و افراد تراجنسیتی (که در واقع جنسیت آنها مرد یا زن است ولی از نظر روانی و رفتاری به جنس مخالف خود ملحق هستند) هستند که در این زمینه اختلاف فتوایی به چشم می‌خورد.

در مورد افراد خنثی، اگر از راه‌های معتبر شرعی بتوان مرد یا زن بودن آنان را تشخیص داد تغییر جنسیت فقط در مورد ظهور جنسی واقعی جایز است؛ پس ملحق به افراد دسته اول (سالم) می‌شوند و دلیلش نیز همان دلیل دسته اول است. اما اگر خنثای مشکل باشد یعنی راهی برای تشخیص مرد یا زن بودن به دست نیامد و ثابت نشد، اگر تمایل و روحیات جنسی خاصی را داراست، تغییر جنسیت تنها به آن جنس جایز است نه غیر آن؛ زیرا مصداق تغییر در خلقت خواهد بود. اما اگر تمایلات و رفتار هر دو جنس در او دیده می‌شود در این صورت، تغییر جنسیت به هر جنسی، در اختیار خود او است و دلیلی بر حرمتش نداریم.

اگر کسانی تمایل غیرجنسی خود که مشخص و معین است را واجدند درصورتی‌که از این وضعیت رنج می‌برند یقیناً می‌توانند بر اساس ادله نفی عسروحرج، به تغییر جنسیت مطلوبشان اقدام کنند؛ اما اگر از چنین حالی، احساس مشقت درونی ندارند، تغییر جنسیت مشکل است و دلیلی واضحی بر آن نداریم. در افراد سالم که همان دسته اول باشند نیز بعضی قائل به جواز شده‌اند به شرطی که ضرری برای شخص واو طلب نداشته و با فعل جراحی مانند لمس حرام و نگاه حرام همراه نباشد. ایشان برای اثبات مدعای خود، به ادله‌ای اصالۀالبرائۀ و اصالۀالاباحۀ و قاعده تسلیط تمسک جسته‌اند؛ لکن به نظر ما، با وجود آیه تغییر خلقت و روایات تحریم تشبه رجال به نساء، هیچ یک از این اصول جاری نمی‌شود.

فقه‌معاصر: آیا ماهیت جنسی افراد، به ظاهر فیزیکی آنهاست یا تمایلات درونی‌شان؟

محمدی‌قائنی: اگر مراد از ماهیت جنسی، حقیقت افراد باشد، شامل ظاهر فیزیکی و تمایلات درونی و قوای درونی و قوای باطنی اعم از حس و خیال و وهم و عقل و ادراکات او اعم از حسی و عقلی و قلبی می‌گردد. و اگر مراد از ماهیت جنسی، تمایز انواع مادی از یکدیگر باشد که در تقسیم‌بندی‌های علوم مادی مدنظر است، ظاهر فیزیکی که مشتمل بر قد و حجم و شکل و رنگ و حرکات ظاهری باشد کفایت می‌کند. و اگر مراد از ماهیت جنسی، روحیات، تمایلات و انگیزه‌ها و گرایش‌های درونی باشد که در علم روان‌شناسی و جامعه‌شناسی مورد بحث قرار می‌گیرد یقیناً تمایلات درونی نقشی اساسی را بازی می‌کنند.

فقه‌معاصر: آیا با تغییر اختصاصات فیزیکی یک جنس به جنس دیگر، واقعیت جنسیت وی هم تغییر پیدا می‌کند؟

محمدی‌قائنی: با لحاظ حالت سوم در سؤال پیشین، به‌صرف تغییرات درونی و فیزیکی مانند قطع عضو تناسلی، برداشتن رحم و تخمدان، برداشتن واژن، تخلیه سینه‌ها یا اضافه کردن عضو جدید و ایجاد اندام‌های جنسی خارجی نمی‌توان حکم به تغییر جنسیت فرد نمود، مادامی‌که تمایلات و گرایش‌ها و خواسته‌های درونی او از جنس دیگری است؛ چراکه گرایش‌های روحی از توابع و عوارض نفسانی انسانی که مرد یا زن است برخاسته است و نفس خاص انسانی هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند؛ مناسبت بین موضوع و حکم و نیز تجربه بشری، گویای این مطلب است.

فقه‌معاصر: باتوجه‌به دشواری‌های زندگی افرادی که از اختلال جنسیتی رنج می‌برند، آیا می‌توان گفت حکم نگاه پزشک به عورت ایشان به جهت تغییر جنسیت، از باب ضرورت، جایز است؟

محمدی‌قائنی: اگر اختلال جنسی به‌عنوان یک واقعیت مسلم پذیرفته شود که باعث درد و رنج فرد مبتلا است آنگاه معالجه چنین فردی اگر موجب ضررت نگاه کردن بی‌واسطه به عورت او باشد از باب اضطرار اشکالی ندارد؛ ولی درصورتی‌که به واسطه آینه و مانند آن یا به کمک دست‌کش و ابزار دیگر بتوان به معالجه او پرداخت باید از نگاه مستقیم و لمس بی‌واسطه اجتناب نمود.

فقه‌معاصر: راه تعامل با اختلال جنسیتی، تجویز همجنس‌گرایی است یا تجویز و حتی الزام به تغییر جنسیت؟

محمدی‌قائنی: همجنس‌گرایی به معنای مباشرت و ازدواج دو هم جنس (مرد با مرد و یا زن با زن) مطلقاً حرام بوده و مورد مذمت شدید و عقاب است که مصداق لواط و مساحقه به‌حساب می‌آید؛ اما تغییر جنسیت و یا الزام به آن در موارد تأیید شده، تنها راه برون‌رفت از این مشکل است.

در پایان قابل توجه است که آنچه به‌عنوان تغییر جنسیت در فقه مورد بحث قرارمی گیرد همان معنای لغوی و عرفی آن است، نه معنایی پزشکی آن که صرف عمل جراحی و ایجاد هورمون‌های مطلوب و زیاد وکم کردن اعضای بدن و تغییر شکل ظاهری است.

پاسخ دهید