اشاره
شاید بتوان گفت جرقه پژوهش در فقه هستهای، با فتوای تاریخی مقام معظم رهبری در سال ۱۳۸۹ مبنی بر منع ساخت و استفاده از سلاحهای کشتارجمعی، در حوزه علمیه قم زده شد. به دنبال این فتوای تاریخی، پژوهشهای گوناگونی پیرامون حکم استفاده از سلاحهای هستهای به خصوص در حوزه علمیه قم صورت گرفت که مجموعه مقالات همایش «فقه هستهای» یکی از آنهاست. یکی از مهمترین مقالات در این مجموعه، مقاله آیتﷲ ابوالقاسم علیدوست، دبیر علمی این همایش است که به «فقه تولید، انباشت و بهکارگیری سلاحهای غیرمتعارف با محوریت فقه امامیه» میپردازد. در زیر، بخشی از این مقاله که بهکارگیری نظامی از انرژی هستهای بر اساس فقه امامیه را بررسی میکند از نگاه شما میگذرد:
۱. پدیده «استفاده نظامی از انرژی هستهای» و «تولید و بهکارگیری سلاح اتمی»، در زمانهای گذشته مطرح نبوده و فقیهان اسلام از حکم آن گفتگو نکردهاند، لکن فقیهان مسلمان از لزوم مراعات اصل تفکیک، حفظ محیطزیست و احترام به سلامت کسانی که در جنگ نقشی ندارند، بسیار سخن گفتهاند. حال اگر فرض را بر این بگذاریم که سلاحهای کشتارجمعی، بدون تفکیک عمل میکند، زمین و محیطزیست را به نابودی میکشاند و بیگناه و مجرم را به یک چوب میراند، بهراحتی میتوان حکم این پدیده جدید را از همان متون کهن به دست آورد و حاصل تحقیق را بهحساب ایشان گذاشت.
افزون بر این، در تراث فقهی گذشتگان، مسلمانان از کاربست سمّ در جنگ و مسموم کردن آب دشمن نهی شدهاند؛ چرا که سم بدون تفکیک عمل میکند و آثار مخربی بر محیطزیست و حیوانات میگذارد. واضح است که با وجود چنین نهی صریحی، میتوان کاربست سلاحهای هستهای را نیز ممنوع دانست و این منع را بهعنوان نظر فقهیان گذشته، بهحساب آورد. با توضیحی که صورت گرفت، پیشینه اندیشه فقیهان در مسئله مورد گفتگو، قدمتی به تاریخ نگارش فقه دارد. بااینهمه ما از کتاب «النهایة» شیخ طوسی، از نامیترین فقیهان قرن پنجم شروع میکنیم که در آن آمده است: «ویجوز قتال الکفار بسائر أنواع القتل الا السمّ، فأنه لا یجوز ان یلقی فی بِلادِهم السمّ؛ جنگ با کفار با تمام ابزارهای کشنده جایز است، جز سَمّ که پخش سم در سرزمین آنها جایز نیست» (طوسی، ۱۳۹۰، ج ۱، ص ۲۹۳). این نظر، بعد از ایشان، مقبول تمام فقیهان واقع شده است؛ گرچه در سخن برخی از آنان، القای سَم درصورتیکه هیچ راه فراری از مخمصه جز از این راه نباشد (اضطرار) و مصالح این کار بیش از مفاسد آن تلقی گردد، جایز شمرده شده است که این وضعیت، هرگز بر کاربست سلاحهای کشتارجمعی متصور نیست.
کراهت یا حرمت قطع درختان و افکندن آتش و مسلط ساختن آب بر سازههای دشمن، حرمت قتل زنان، بچگان، دیوانگان، عدم جواز مثله کردن دشمن و حرمت خیانت و دزدی از اموال ایشان و کراهت حمله شبانه به کافران، بخشی اندک از موارد موجود در متون گذشتگان است که برای دلالت بر حکم مسئله مورد گفتگو، قابل استشهاد است و در پیشینهشناسی حکم، به کار میآید.
از معاصران نیز، مرحوم آیتﷲ خویی و عموم شاگردان مدرسه ایشان به بیان محدودیتهایی در اداره جنگ پرداختهاند (خویی، ۱۰؛۱، ج ۱، ص ۳۷۲-۳۷۳) که بسیاری از آنها در کاربست سلاحهای هستهای، قابل انطباق است. از مراجع معاصر نیز فقیهانی که راجع به مسئله اظهارنظر کردهاند چون آیات عظام مکارم شیرازی (در پیامهای ارائه شده به همایش فقه هستهای، برگزار شده در تهران و قم ۹۲/۱۱/۳۰ و ۱۳۹۲/۱۲/۱) جوادی آملی (در پیامهای ارائه شده به همایشی فقه هستهای، برگزار شده در تهران و قم ۹۲/۱۱/۳۰ و ۱۳۹۲/۱۲/۱) و جعفر سبحانی (در پیامهای ارائه شده به همایش فقه هستهای، برگزارشده در تهران و قم ۹۲/۱۱/۳۰ و ۱۳۹۲/۱۲/۱) همگی بر منع تولید و کاربست سلاحهای هستهای تصریح کردهاند. آیتﷲ سید علی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی ایران نیز در این باره، بارها نظر فقهی خود را بیان کرده و فرمودهاند: «به اعتقاد ما افزون بر سلاح هستهای، دیگر انواع سلاحهای کشتارجمعی نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی نیز تهدیدی جدی علیه بشریت تلقی میشوند. ما کاربرد این سلاح را حرام و تلاش برای مصونیت بخشیدن ابنای بشر از این بلای بزرگ را وظیفه همگان میدانیم» (پیام به نخستین کنفرانس بینالمللی خلع سلاح هستهای و عدم اشاعه ۱۳۸۹/۰۱/۲۷).
۲. آشنایان به فقه امامیه میدانند که فقیهان شیعه در اصدار فتوا و حکم، به قرآن، سنت معصوم(ع)، اتفاق فقیهان و عقل تمسک میکنند؛ تا حکمی مطابق یکی از این اسناد نباشد، از اعتبار برخوردار نیست. به نظر میرسد در مسئله مورد بحث – یعنی کاربست نظامی انرژی هستهای – همه این اسناد، دلالت بر منع و حرمت دارند.
الف) قرآن
از قرآن میتوان به آیاتی تمسک کرد که از افساد و ظلم در زمین و از تجاوز به غیر ظالم و عبور از مرز عدالت به طور مطلق، منع میکنند: (بقره: ۱۱، ۱۲، ۱۹۰، ۱۹۰، ۲۰۰۵، ۲۲؛ آلعمران: ۸۹؛ نساء: ۱۲۹؛ انفال: ۱؛ شعراء: ۱۵۲؛ اعراف: ۵۹؛ یونس: ۸۱؛ و ۱۴۲؛ نمل: ۲۷؛ قصص: ۴۸ و ۷۷؛ رعد: ۸۳ و ۲۵ و…) بهعنوان نمونه، در سوره بقره، آیه ۱۹۰ میفرماید: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ یُقَاتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ». مطابق این آیه، هرچند جهاد با کسانی که ضد مسلمانان مشغول کارزار هستند مشروع است؛ اما مسلمانان از تجاوز و تعدّی منع شدهاند و صریحاً مطرح شده که خداوند تجاوزکاران را – هر کسی که با شد ضد هر گروه که باشد و به هر بهانه که صورت گیرد – دوست ندارد.
ب) روایات
در روایات نقل شده از معصومان(ع) نیز به اسنادی بر میخوریم که بر حرمت کاربست سلاحهای هستهای، دلالت آشکار دارد. برای نمونه، در روایتی از پیامبر خاتم(ص) نقل شده است که حضرت از ریختن سم در سرزمین کافران نهی فرمود: «نهی رسولﷲ که آن یلقی السم فی بلاد المشرکین» (حر عاملی، ۱۴۱۴، ج ۱۵، ص ۶۲).
ج) عقل
اقتضای درک عقل، در مسئله نیز معلوم است؛ با این توضیح که عقل هرگونه ظلم، بیعدالتی و فساد را تقبیح میکند.
د) اتفاق فقیهان
اتفاق فقیهان امامیه بر منع تولید و کاربرد سلاحهای هستهای نیز در مباحث پیشین، مورد اشاره قرار گرفت.