حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد محمدی‌قائینی در گفتگوی اختصاصی با فقه معاصر:

پرونده مبادی فقه سلامت و پزشکی/20

رویکرد تنجیزی و تعذیری چهارچوب‌های کلی و تقاضاهای حداقلی بشر را دررابطه‌با وظایفش تعیین و معرفی می‌کند؛ اما برای رسیدن به حقایق و جزئیات و موضوعات مورد نیاز بشر در همه زمینه‌ها مخصوصاً در باب عقاید و نیز امور تربیتی و اخلاقی، اعم از فرد و خانواده و اجتماع و سیاست، یقیناً پاسخگو نیست و مکلف را در حالت انتظار قرار خواهد داد یا او را مجبور به احتیاط و عقب‌نشینی خواهد نمود و از بسیاری از منافع موجود در نظام عالم، محروم نموده و او را در حالت انفعال قرار خواهد داد.

اشاره

حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد محمدی‌قائینی، زاده ۱۳۳۹ تهران و استاد قدیمی دروس سطح و خارج حوزه علمیه قم است. او به گفته خودش، تمام دروس حوزوی را از مقدمات تا خارج تدریس کرده است؛ همین امر او را به یکی از جامع‌ترین اساتید حوزه علمیه قم بدل کرده است. وی چند سالی است که درس خارج فقه پزشکی را آغاز کرده است و به پژوهش در این باب نوپدید فقهی می‌پردازد. با او پیرامون مبانی و پیشفرضهای فقه سلامت و پزشکی گفتگو کردیم. او که سابقه سفرهای مطالعاتی و تبلیغی به کشورهای گوناگون جهان را داشته است، معتقد است بدون قوه اجتهاد و البته ارتباطات بین المللی و آگاهی از جدیدترین یافته‌های دانش پزشکی، نمی‌توان پرسش‌های این باب فقهی را به درستی و به صورت کارآمد پاسخ داد. وی همچنین وجود رویکرد تنجیزی و تعذیری در دانش اصول فقه را مانع از نیل به پاسخ‌های کارآمد و حقائق موجود در فقه پزشکی می‌داند. مشروح گفتگوی اختصاصی فقه معاصر با عضو شورای علمی گروه «فقه سلامت و پزشکی» پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، در پی می‌آید:

فقه معاصر: فقه سلامت و پزشکی چیست و بایسته‌های آن چه اموری است؟

محمدی‌قائینی: برای روشن شدن پرسش طرح شده توجه بر چند نکته لازم به نظر می‌رسد:

اولاً: علم پزشکی و علم سلامتی دارای تباین جزئی هستند و به‌اصطلاح منطقی، بین آن دو، رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار است؛ زیرا علم پزشکی درباره حفظ سلامت، دوری از بیماری و مقابله با بیماری بحث می‌کند ولی علم سلامت تنها در رابطه تقویت و بقای سلامتی بحث می‌نماید، اگر چه اصطلاحاً این دو را مرادف یکدیگر ذکر می‌کنند.

ثانیاً: فقه پزشکی و سلامت، شاخه‌ای از علم شریف فقه است که درباره احکام تکلیفی  و وضعی انسان، حیوان، گیاه، جماد و محیط‌زیست، به بحث می‌نشیند و نظر دین را نسبت به قضایای مربوط به این موضوعات بیان می‌نماید؛ هرچند اصطلاح فقه سلامت و پزشکی منصرف به انسان می‌شود.

ثالثاً: فقه سلامت و پزشکی پیرامون بدن و روح انسان از جهت زوال و بقای سلامتی، فتوا می‌دهد و موضوع آن، انسان (اعم از مکلف و غیر مکلف) و افعال و حالات و اوصاف او و هر آنچه که در ارتباط او است از آن حیث که در بیماری و سلامتی وی تأثیر مثبت یا منفی دارد، است؛ اگر چه این تعریف نیز به غالباً به جسم و تن انسان انصراف دارد.

رابعاً: کسی می‌تواند در این عرصه وارد شده و نظر بدهد که در دو زمینه تخصص داشته باشد: ۱- مقدمات فقه اسلامی (اعم از ادبیات عرب، منطق، اصول استنباط، رجال و…)؛ ۲-موضوع شناسی مد نظر (تن او اجزاء آن).

خامساً: نظریه‌پردازی و تئوری فقهی داشتن مبتنی بر وصول به درجه اجتهاد در علم فقه  و علم پزشکی است؛ وگرنه نتیجه چنین کنکاشی جز تخمین و گمانه‌زنی چیزی نصیب جاهل به حکم و پژوهشگر نخواهد کرد.

فقه معاصر: به‌طورکلی مبانی و پیش‌فرض‌های فقه سلامت و پزشکی چه اموری است؟

محمدی‌قائینی: برای ورود به فقه سلامت و پزشکی به‌منظور تحقیق و سپس طرح تئوری و در نهایت نظریه‌پردازی، موارد ذیل به‌عنوان مقدمه و زیر ساخت‌های لازم، ضروری به نظر می‌رسد:

  • احاطه به علوم پایه در فقه و پزشکی؛
  • آشنایی با زبان دو علم در حد تخصص. مراد ما از زبان، اعم زبان گفتاری مانند عربی در فقه و انگلیسی و آلمانی و فرانسوی در پزشکی، و نیز زبان فهم مراد از اصطلاحات دو علم مزبور است؛
  • مراوده علمی و مشاوره دانشی با متخصصان هر دو علم به‌صورت مستمّر؛
  • با تحولات و تکامل علمی دنیا همراه بودن و تماس دائم با پیشرفت‌های جدید دانشی؛
  • شناخت انسان و ادراک وی از زوایای مختلف، مانند: دیدگاه پیشینیان، دیدگاه شرع، دیدگاه عرف متخصصین فعلی، اکتفا نکردن به محصولات فکری پزشکی جدید دررابطه‌با کارکرد اعضا و جوارح بشر.

فقه معاصر: آیا با نظریه فقه حداقلی اساساً می‌توان به فقه سلامت و پزشکی پرداخت؟

محمدی‌قائینی: نظریه فقه حداقلی عبارت است از محدود کردن فقه به امور شخصی و عبادی و بعضی از مسائل اجتماعی مبتلابه. ازآنجائی‌که نتیجه تابع أخس مقدمات است، با فقه حداقلی نمی‌توان همه حاجات بشر در ساحت‌های مختلف، اعم از سیاست، اقتصاد، مدیریت، تربیت، جنگ و صلح، قضاوت، حقوق، و من‌جمله سلامت و پزشکی را پاسخ داد؛ لذا دیدی جامع و نظری ژرف لازم است تا بتوان برای نیازهای بشری در ابعاد مختلف، پاسخی متین، دقیق، عمیق و شرعی و مشکل‌گشا ارائه داد؛ و الا جامعیت و خاتمیت و جهانی بودن دین اسلام، زیر سؤال خواهد رفت.

فقه معاصر: آیا با قواعد اصول فعلی می‌توان مسائل فقه سلامت و پزشکی را حل کرد؟

محمدی‌قائینی: علم اصول استنباط فعلی که آن را علم اصول فقه خوانند، اگر چه پیشرفتی چشمگیر داشته و با بهره‌گیری از عقل، وحی، بنای عقلا و استدلالات عقلی و قواعد ادبی، کلامی، تفسیری و فلسفی، توانسته حلال بسیاری از شبهات باشد؛ ولی باتوجه‌به تحولات عظیم پیش‌آمده در علوم  مختلف بشری، نیاز به کشف و اختراع بعضی از قواعد جدید اصولی ضروری به نظر می‌آید؛ آن‌چنان که در علم  منطق که میزان العلوم است نیز احتیاج به جعل بعضی از قوانین منطقی برای تحلیل قضایای فلسفه متعالی حکمت متعالیه و عرفان نظری احساس می‌شود.

فقه معاصر: آیا با رویکرد تنجیزی و تعذیری فقه موجود، می‌توان پاسخ مناسب و کارآمدی به مسائل فقه سلامت و پزشکی داد؟

محمدی‌قائینی: رویکرد تنجیزی و تعذیری چهارچوب‌های کلی و تقاضاهای حداقلی بشر را دررابطه‌با وظایفش تعیین و معرفی می‌کند؛ اما برای رسیدن به حقایق و جزئیات و موضوعات مورد نیاز بشر در همه زمینه‌ها مخصوصاً در باب عقاید و نیز امور تربیتی و اخلاقی، اعم از فرد و خانواده و اجتماع و سیاست، یقیناً پاسخگو نیست و مکلف را در حالت انتظار قرار خواهد داد یا او را مجبور به احتیاط و عقب‌نشینی خواهد نمود و از بسیاری از منافع  موجود در نظام عالم، محروم نموده و او را در حالت انفعال قرار خواهد داد. در فقه سلامت و پزشکی نیز اگر بنا بر چنین رویکردی گذاشته شود، مسلماً بسیاری از منافع، خواص و حِکَم نعمت‌های الهی در بدن انسان تعطیل و مغفول خواهد ماند و راه رسیدن به طرق گوناگون حفظ سلامتی و نیز راه‌های مقابله با امراض، بسته خواهد شد و سلامتی بشر به‌صورت کامل استیفا نخواهد گشت و اصولاً راه بسیاری از پیشرفت‌های پزشکی مسدود خواهد شد و بشر نخواهد توانست از مواهب طبیعی که خدای متعال برای او آفریده و دستور به بهره‌برداری صحیح و استعمار (آبادگری) آن داده است، بهره‌مند شود.

پاسخ دهید