در یکشنبه های روش عنوان شد:

یکشنبه های روش/32

یکشنبه چهاردهم بهمن ماه نشست «روش همگرایی نظریات پزشکی، فقهی و فلسفی؛ مطالعه موردی مسئله مرگ» تنها با ارائه دکتر سعید نظری توکلی و بدون ارائه دهنده در پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر برگزار شد.
اهم سخنان ایشان ذیلا تقدیم نگاه پژوهشگران و فضلای گرامی می گردد:

۱. مرگ از نگاه فلسفی و کلامی

– از منظر فلسفی، مرگ به معنای «جدایی روح از جسم» تعریف میشود. بر این اساس، روح به عنوان موجودی غیرمادی، فاقد مکان و زمان، و ناشناخته توصیف شده که با پیوستگی به جسم، حیات انسانی را شکل میدهد.
– قرآن کریم نیز بر دوگانگی جسم و روح تأکید دارد و اشاره میکند که این دو حقیقتاً متفاوتاند، اما در طول حیات انسان به هم پیوستهاند.
– برخی فلاسفه مرگ را «زمان کمال روح» میدانند، در حالی که گروهی دیگر آن را «فساد جسم» توصیف میکنند.

۲. مرگ از نگاه پزشکی

– پزشکی مرگ را به دو نوع تقسیم میکند:
– مرگ سلولی: نابودی تدریجی سلولها و تجزیه بدن.
– مرگ جسدی (بالینی): توقف علائم حیاتی مانند تنفس، گردش خون، و از بین رفتن واکنشهای عصبی.
– نشانه های اولیه مرگ شامل رنگپریدگی، سردی بدن، و توقف عملکردهای حیاتی است. نشانه های ثانویه نیز مانند فساد بدن و کبودی پس از گذشت زمان ظاهر میشوند.

۳. همگرایی دیدگاهها و پیامدهای فقهی

– پژوهشگران بر این باورند که همگرایی فلسفه و پزشکی در تعریف مرگ، به ویژه در مواردی مانند «مرگ مغزی»، چالشهای فقهی ایجاد میکند.
– اگر مرگ جسدی (توقف علائم حیاتی) رخ دهد، اما روح از دید فلسفی هنوز مرتبط با بدن باشد، آیا میتوان فرد را مرده تلقی کرد؟
– در فقه اسلامی، حیات انسانی منوط به وجود روح است. بنابراین، در موارد مرگ مغزی که بدن تنها با دستگاههای حمایتی زنده نگه داشته میشود، ادامه حمایت تا زمانی که امکان بازگشت حیات وجود دارد، واجب شمرده شده است.
– همچنین، سقط جنینهای ناقص الخلقه در صورت عدم امکان حیات مستقل، مجاز دانسته نشده است.

۴. نتیجه گیری و چشم اندازها

این مطالعه نشان میدهد که تعریف مرگ تنها به توقف عملکردهای فیزیکی محدود نمیشود، بلکه ابعاد فلسفی و الهیاتی نیز دارد. همگرایی این علوم میتواند به تدوین قوانین دقیقتر در حوزههایی مانند اعلام مرگ، پیوند اعضا، و حقوق بیماران منجر شود. با این حال، اختلافنظرها درباره ماهیت روح و زمان دقیق جدایی آن از جسم، همچنان نیازمند بحثهای عمیقتر است.

پاسخ دهید