اشاره: به گزارش فقه معاصر، به نقل از مرکز آیندهپژوهی جهان اسلام، روز دوشنبه مورخ ۲۶ تیرماه ۱۳۹۶، نشست «وحدت و همگرایی در جهان اسلام؛ از اندیشه تا عمل» با همکاری دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه و مؤسسه آیندهپژوهی جهان اسلام در این مؤسسه برگزار گردید. در این نشست دکتر جلال درخشه، عضو هیئتعلمی دانشگاه امام صادق(ع)، دکتر سید محمد ساداتینژاد، رئیس گروه مطالعاتی اسلام و روابط بینالملل وزارت امور خارجه و آقای محسن پاک آئین، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در آذربایجان سخنرانی نمودند.
دکتر سید محمد ساداتینژاد در این نشست، سخنرانی را با عنوان «وحدت جهان اسلام از منظر فقه روابط بینالملل شیعی» ارائه کرد. دکتر ساداتینژاد به تقسیمبندی فقهی دارالاسلام و دارالکفر در فقه روابط بینالملل شیعه اشاره و گفت: در فقه روابط بینالملل نگاه فقها به روابط بینالملل و نظام بینالملل از دیرباز در قالب تقسیمبندی دارالاسلام و دارالکفر مطرح بود و در این قالب، به تنظیم روابط مسلمین با غیر مسلمین پرداخته میشد.
تا زمانی که نظام خلافت اسلامی در سرزمینهای اسلامی حاکم بود، چالشی پیشروی این نگاه فقه روابط بینالملل ایجاد نشده بود، چون تمام جهان اسلام در قالب نظام خلافت متصور بود و دارالاسلام شامل تمامی سرزمینهای اسلامی با یک حاکمیت واحد و هماهنگ تحت خلافت و در برابر دارالکفر و دارالحرب معنا و مفهوم داشت. در دوران صفویه، باتوجهبه شکلگیری دو نظام شیعه و سنی (در قالب خلافت عثمانی که بر جهان اسلام سنی حاکم بود)، چالشی پیشروی یگانگی دارالاسلام ایجاد شد ولی باتوجهبه تأکید بزرگان دو طرف بر لزوم وحدت شیعه و سنی، و متعدد نبودن کشورها، این چالش جدی تلقی نشد و همچنان مفاهیم دارالاسلام و دارالکفر و دارالحرب به حیات خود در فضای فقه روابط بینالملل ادامه میداد.
از دوران جدید یعنی شکلگیری نظام ملت – دولت در قرن ۱۷، و خصوصاً با فروپاشی خلافت عثمانی و تشکیل کشورهای مختلف اسلامی بر اساس ملیتها و مرزهای مختلف، چالشی پیشروی مفهوم دارالاسلام در فقه روابط بینالملل ایجاد شد. خصوصاً باتوجهبه ورود مفاهیم جدید غربی در حوزه سیاسی و روابط بینالملل مانند مفاهیم دولت، سازمانهای بینالمللی، خودیاری، اصل بقا، منافع ملی، قدرتطلبی، موازنه قوا، و مفاهیمی ازایندست، مفاهیم قدیمی دارالاسلام و دارالکفر از واژگان ادبیات سیاسی و روابط بینالمللی که در کشورهای اسلامی توسط متفکرین مسلمان استفاده میشد، رخت بربست و برخی از متفکرین مدعی شدند که این مفاهیم دیگر کارایی خود را از دست داده و در دوره جدید یا باید دار جدیدی تعریف کرد و یا اینکه از این مفاهیم دیگر نمیشود استفاده کرد.
اما بررسی فقهی، مشخص میکند در دوران مشروطه و بعد از آن، رویکرد فقها، همچنان تأیید مفهوم دارالاسلام و وحدت جهان اسلام در قالب یک هویت یکپارچه بوده و هست و فقهای این دوره و بعد از آن، علاوه بر تأیید مفهوم ملت – دولت، مفهوم دارالاسلام و اتحاد کشورهای اسلامی را نیز مطرح و تأیید کردهاند.
بهعنوانمثال، آخوند خراسانی بهعنوان یکی از فقهای اصلی و بزرگ دوران مشروطه که در رهبری قیام مشروطه نیز نقش داشت یک نگاه فراگیر به جهان اسلام باتوجهبه مفهوم فقهی دارالاسلام دارد و درعینحال، بر واژگان ملت، مملکت ایران، و لزوم استقلال ایران نیز اشاره دارد. آخوند خراسانی در فتوای جهاد علیه متجاوزان روس میگوید: “جهاد بر تمامی مسلمانان واجب است، مادامی که اعدای دین، هجوم بر ثغور و ممالک اسلامیه میآورند”. گرچه در اینجا بحث اشغال ایران مطرح است ولی خطاب آخوند به همة مسلمانان است. در واقع اشغال ایران از نظر آخوند اشغال مرزهای همه ممالک اسلامی قلمداد میشود که معرف نگاه امتمحورانه، اتحادگونه و دار الاسلامی آخوند است.
آخوند در موضوع حمله ایتالیا به لیبی نیز میگوید: “اینک ایتالیا هجوم به طرابلس که از بزرگترین ممالک اسلامیه است، آورده، چه شده که صدای استغاثه مسلمانان را میشنوید و جواب نمیدهید؟ آیا منتظرید که اعداء به مکه و حرم حضرت رسول(ص) حمله کنند و دین اسلام را از شرق و غرب براندازند؟ پس مبادرت کنید در واجبات خدایی که وجوب جهاد است در راه خدا و دفاع از اسلام و وطنتان”. آخوند دفاع از لیبی را دفاع از وطن از سوی همه مسلمانان قلمداد میکند و گرچه حمله به کشور لیبی است ولی خطاب آخوند به همه کشورهای اسلامی است.
شیخ فضلﷲ نوری بهعنوان یکی از دیگر فقهای بزرگ این دوره، نیز بر لزوم وحدت شیعه و سنی تأکید دارد. شیخ در تذکرهالغافل کسانی که در جهت اختلاف و تفرقهافکنی بین شیعه و سنی قدم بر میدارند، نکوهش میکند.
امام خمینی از فقهای بزرگ و مؤسس فقه دوره انقلاب اسلامی، نیز در وصیتنامه سیاسی – عبادی خود دستگاه سیاست خارجی را دعوت به کوشش در بهتر کردن روابط با کشورهای اسلامی و وحدت و اتحاد میکند. او به علمای کشورهای اسلامی سفارش کرد که دولتها و ملتها را به وحدت دعوت کنند و با برادران ایمانی خود در هر کشوری و با هر نژادی که هستند، دست برادری دهند و معتقد بود اگر این برادری ایمانی تحقق یابد، مسلمین بزرگترین قدرت جهان را تشکیل خواهند داد. امام خمینی همچنین در اعلامیه مشترک آیات عظام به مناسبت سالگرد قیام ۱۵ خرداد فرمود: “برنامه ما وحدت کلمه مسلمین است، اتحاد ممالک اسلامی است، برادری با جمیع فرق مسلمین است در تمام نقاط عالم و همپیمانی با تمام دول اسلامی در سراسر جهان”. رویکرد امام خمینی در قبال اسرائیل و اشغال فلسطین و لزوم آزادی آن بهعنوان بخشی از سرزمین اسلامی موید نگاه وحدت گونه و دار الاسلامی امام به جهان اسلام است. در واقع فقهای جدید که همان مفهوم دارالاسلام و دارالکفر را در فقه خود بکار بردهاند، باتوجهبه شرایط جدید، در گفتمان سیاسی خود بهجای واژه دارالاسلام سعی کردند از واژگانی مانند بلاد اسلامی، امت اسلامی، وحدت جهان اسلام، ممالک اسلامی و نظایر آن استفاده کنند ولی کاربرد این مفاهیم در فقه آنها موید آن است که نگاه فقهی آنان همچنان بر تداوم و وجود دارالاسلام در دوره معاصر مبتنی است.
آیتﷲ خامنهای نیز همان رویکرد امام خمینی را در فقه روابط بینالملل خود ادامه داد. ایشان نیز ترویج اختلاف و تفرقه بین مسلمین را جائز نمیداند و بر لزوم اتحاد مسلمانان و گسترش برادری بین مسلمانان تأکید دارد و در موضوع فلسطین نیز همان سیاست را بر میگزیند. توجه جدی ایشان به بحثهای تقریب و دستور به تأسیس و یا تقویت نهادهای تقریبی مانند مجمع تقریب مذاهب اسلامی و یا تأسیس دانشگاه مذاهب و یا ادیان نیز موید همین نگاه امت گونه و دار الاسلامی به کلیت کشورهای اسلامی است.
سؤال اصلی که وجود دارد، آن است که چرا این وحدت و اتحاد در دوران معاصر شکل نمیگیرد و بین کشورهای اسلامی، این همه تفرقه و اختلاف وجود دارد؟ پاسخهای متعددی نسبت به این سؤال، ارائه شده است اما بنده از نگاه فقه روابط بینالملل در نظر دارم به این سؤال پاسخ بدهم. اگر به جستجو در فقه پرداخته شود، مشخص میگردد که فقها در خصوص نحوه ارتباط میان دارالاسلام و دارالکفر، اصول فقهی را بیان کردهاند که اتفاقاً بررسیها نشان میدهد که حاکمان امروز جوامع اسلامی، به دلایل مختلف این اصول فقهی را نادیده گرفتهاند و این موضوع یکی از علل وجود تشتت و تفرقه در جهان اسلام و عدم شکلگیری واقعی مفهوم دارالاسلام است. اکنون به بررسی برخی از این اصول فقهی مرتبط با نحوه تنظیم روابط دارالاسلام و یا سرزمینهای اسلامی با دار الکفر یا کشورهای غیراسلامی اشاره میشود.
شیخ طوسی بهعنوان یکی از فقهای مهم دوره قبل از مشروطه، به قاعده نفی سبیل و نفی سلطه کفار بر مسلمین اشاره دارد. ایشان شراکت مالی و قرض گرفتن مسلمین از یهود، نصاری و کفار را مکروه میداند. ایشان کمکگرفتن از کفار در زمان جنگ با مشرکین را نیز مشروط به ۱- کمبودن تعداد مسلمین و دوم حسننیت داشتن کمککنندگان به مسلمین میداند. البته شیخ طوسی خرید از کفار را جائز میداند. ایشان بحث لزوم حفظ اعتلای اسلام و حفظ کیان اسلامی و حفظ حرمت مسلمین را نیز مطرح میکند. اما این اصول تا چه اندازه توسط کشورهای اسلامی در تنظیم روابطشان با کشورهای غیراسلامی رعایت میشود.
محقق حلی نیز بحث منع محبت و شفقت نسبت به کفار را مطرح و حتی تعزیه اهل ذمه را سنت نمیداند. ایشان نیز شراکت مالی به اهل ذمه و کفار را مکروه میداند و فروش اسلحه در زمان جنگوصلح به کفار را حرام میداند. محقق البته فروش تجهیزات نظامی غیر از اسلحه به کفار در زمان صلح را مکروه ولی در زمان جنگ حرام میداند. محقق نیز اصول نفی سبیل و لزوم حفظ اعتلای اسلام و کیان اسلامی را مطرح مینماید.
آخوند خراسانی از فقهای دوره مشروطه، در پاسخ به استفتای علمای استرآباد بحث منع تحاب، تواد و انس با کفار را مطرح میکند و برای این منظور به آیه ۲۲ سوره مجادله استناد میکند که لا تجد قوما یومنون بﷲ و الیوم الاخر یوادون من حاد ﷲ و رسوله… ایشان همچنین بحث لزوم تدارک و تهیه قوه دفاعیه که عقلاً بر قاطبه مسلمین واجب است را مطرح میکند. منع معاملات و معاشرات منجر به تقویت کفار، نفی سبیل، لزوم حفظ اعتلای اسلامی و کیان اسلامی نیز از دیگر اصول فقهی آخوند در حوزه روابط بینالملل و تنظیم روابط کشور اسلامی با کشور غیراسلامی است.
شیخ فضلﷲ نوری از دیگر فقهای مهم دوره مشروطه نیز اصول فقهی نفی سبیل، اعتلای اسلام و لزوم حفظ بیضه اسلام را مطرح میکند و جائز نبودن تحبیب کفار و لزوم حفظ حرمت مسلمین از سوی وی موردتأکید قرار گرفته است.
امام خمینی مؤسس جمهوری اسلامی و دوره فقهی انقلاب اسلامی، بحث لزوم حفظ حرمت مسلمین، نفی سبیل و نفی سلطه و سلطهپذیری، اعتلای اسلام و حفظ بیضه اسلام را مطرح میکند و ایشان نیز موالات نسبت به کفار یعنی تولی امور و تصدی اعمال کافر را رد میکند. ایشان رابطه و همکاری و تجارت با کفار را اگر خوف صدمه به بازار مسلمین باشد رد میکند و بر آمادگی دفاعی کشور اسلامی تأکید دارد.
آیتﷲ خامنهای نیز همین اصول نفی سلطه، اعتلای اسلام و حفاظت از بیشه اسلام و لزوم حفظ حرمت مسلمان را اشاره دارد و همکاری با کفار را در صورتی جائز میداند که خلاف مصالح مسلمین نباشد و تجارت با کفار را درصورتیکه در راه دشمنی با اسلام و مسلمین نباشد، جائز میداند. ایشان نیز بر لزوم بازدارندگی دفاعی و نظامی تأکید دارد.
البته در بحث اداره جامعه و کشور اسلامی، اصول فقهی دیگری نیز در حوزه روابط بینالملل مانند تألیف قلوب و بهویژه اصل مصلحت وجود دارد که به حاکم جامعه اسلامی کمک میکند تا باتوجهبه مصالح جامعه اسلامی اقدام نماید. حضرت امام، جایگاه مصلحت در اداره جامعه اسلامی را تا بدانجا بالا میبرد که آن را از شئونات حکومت اسلامی بر میشمارد و آیتﷲ خامنهای نیز بر همین اساس، اصول عزت، حکمت و مصلحت را بهعنوان یک پایه سیاست خارجی دولت اسلامی بر میشمارد.
مفهوم وحدت کشورهای اسلامی و جهان اسلام، دارای دشمنانی در داخل جهان اسلام نیز است. حتی در میان متفکرین شیعی، عدهای مخالف بحث وحدت جهان اسلام هستند و آن را تحت عنوان پاناسلامیسم میکوبند و سید جمالالدین اسدآبادی را نیز که تلاشهای زیادی در راستای وحدت جهان اسلام صورت داد را بهعنوان عامل عثمانی معرفی کرده و برای کوبیدن او به سخنانی از برخی بزرگان فقهی مانند آقابزرگ تهرانی استناد میکنند. بااینوجود، بحث وحدت جهان اسلام، موضوعی موردتأیید در فقه روابط بینالملل است و روی دیگر دارالاسلام محسوب میگردد. هم امام خمینی و هم آیتﷲ خامنهای در دوران تصدی حکومت همواره بر این اصل تأکید نموده و جمهوری اسلامی ایران از زمان تأسیس تا کنون، همواره در جهت اتحاد جهان اسلام تلاش نموده و این موضوع در قانون اساسی که بهنوعی فقه مدون است جلوهگر است و در سند چشمانداز نیز موردتأکید قرار گرفته و همواره یکی از پایههای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بوده است. تأکید بر اصول فقهی مشترک و مورد توافق هر دو مذهب شیعه و سنی در حوزه روابط بینالملل و تلاش برای کاربست آنها، میتواند موجب تقویت عامل اتحاد میان کشورهای اسلامی گردد.


