هر اندازه که تنظیم روابط بینالملل بر اساس فقه شیعی، چالشبرانگیز است، جاگذاری باب فقه روابط بینالملل در میان ابواب فقهی نیز با چالش مواجه است. فقه روابط بینالملل، هم با چالش در تعریف مواجه است و هم با چالش در جایگذاری در میان ابواب فقه معاصر.
آنچه از عنوان این باب فقهی برمیآید این است که به بیان احکام روابط میان ملتها از دیدگاه فقه میپردازد؛ لکن واقعیت این است که اگر نگوییم این باب فقهی تماماً به احکام روابط میان «دولت»ها میپردازد، لااقل بیشتر مسائل آن، پیرامون روابط میان دولتهاست. شاید همین امر نیز موجب شده است که عنوان این رشته و این باب فقهی در میان عربزبانان «العلاقات الدولیۀ» باشد که بهصراحت، اختصاص به روابط بین دولتها دارد. درهرصورت، هر عنوانی که برای این باب فقهی بگذاریم، نمیتوان کتمان کرد که مسائلی که در این باب فقهی مطرح میشوند، هم پیرامون روابط میان ملتهاست، هم روابط میان دولتها و هم روابط میان ملتها و دولتهای سایر کشورها. اما روابط میان دولت و ملت هر کشور، در فقه سیاست یا فقه حکومت مورد واکاوی قرار میگیرد.
در این میان، دانش دیگری به نام «حقوق بینالملل» نیز وجود دارد که کاملاً با روابط بینالملل متفاوت است؛ اما آیا این تفاوت در «فقه روابط بینالملل» نیز متبلور است؟ به دیگر سخن، آیا ما با دو باب فقهی به نامهای «فقه روابط بینالملل» و «فقه حقوق بینالملل» مواجهیم؟ در کتابهایی که پیرامون فقه روابط بینالملل نگاشته شده و همچنین در تبویب ابواب فقه معاصر که تاکنون مبنای عمل پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر بوده است، این دو باب فقهی از یکدیگر تفکیک نشدهاند؛ بنابراین «فقه روابط بینالملل» شامل مسائل فقهی حقوق بینالملل نیز میگردد. البته برای رفع این چالش و کژتابی لفظی و اینکه «روابط بینالملل» و «حقوق بینالملل» دو رشته دانشگاهی مستقل هستند، شاید مناسب باشد که عنوان این باب فقهی، به «فقه بینالملل» یا «فقه امور بینالملل» تغییر یابد.
تجمیع مسائل این دو عرصه فقهی تحت یک باب واحد، اگرچه چالش جایگذاری این موضوعات تحت یک باب فقهی را برطرف میکند؛ اما مسئله جدیدی را به میان میآورد و آن فربه شدن شدید باب «فقه امور بینالملل» است. وقتی تنها حقوق آبهای بینالمللی، بیش از ۱۰۰ ماده دارد، مجموع مسائل حقوق بینالملل در کنار مسائل روابط بینالملل که خود انبوهی از پرسشها در روابط میان دولتها و ملتها با یکدیگر را به دنبال دارد، یک باب فقهی را تشکیل میدهد که مشتمل بر چندین هزار مسئله فقهی است؛ امری که اگرچه فینفسه اشکالی ندارد لکن ناهمسانی میان ابواب فقه معاصر را موجب میشود. شاید همین که یک باب فقهی، در مقایسه با سایر ابواب فقهی، فربهی غیرعادی و فوقالعادهای را داشته باشد، علامت این باشد که درحقیقت با چندین باب فقهی تحت یک عنوان مواجهیم و تجمیع این ابواب تحت یک عنوان واحد، از اساس اشتباه بوده است.
درهرصورت، «فقه امور بینالملل» بهعنوان یکی از ابواب فقه معاصر مطرح است؛ لکن همه با این موضوع هم نظر نیستند. شاهد بر آن اینکه، این باب فقهی یا در عناوین گروههای علمی مجموعههای فقهی پژوهی اساساً مطرح نشده است و یا تحت عنوان «فقه سیاسی» مطرح میشود؛ بنابراین تاکنون، توافقی میان فقهپژوهان در استقلال یا جزئیت فقه امور بینالملل در میان ابواب فقهی وجود ندارد.
اینها همه علاوه بر چالشهای گوناگونی است که هر یک از مسائل فقه روابط بینالملل به دنبال دارد و مسائل نوینی که هر روز به این باب فقهی افزوده میشود.
مجموعه این ابهامات و چالشها، موجب شد تا پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، عنوان یکی از مجلات الکترونیکی خود را «فقه روابط بینالملل؛ چیستی، ابعاد و چالشها» قرار دهد.
فصل اول این مجله، به بیان چیستی و ابعاد این باب فقهی اختصاص دارد. آیتﷲ سید نورالدین شریعتمدار جزایری که سالها پیش مقالهای را دراینرابطه نگاشتهاند، دکتر سید محمد ساداتینژاد، مجموعه سهجلدی به این نام دارند و حجتالاسلاموالمسلمین دکتر منصور میراحمدی که سالها در این زمینه به تدریس و پژوهش پرداختهاند، نظرات خود در چیستی این باب فقهی را بیان کردند.
همانطور که در سطور بالا بدان اشاره شد، فقه روابط بینالملل، مفاهیم مشابهی مانند فقه حقوق بینالملل را نیز دارد که لازم است تفاوت آن با این مفاهیم مشابه نیز بهصورت دقیق روشن شود. دکتر ساداتینژاد، دکتر مجید مبلغی و دکتر عبدالوهاب فراتی، در سه گفتگوی جداگانه، سه رویکرد متفاوت دراینرابطه با ارائه کردند.
بیان سرفصلها و شبکه مسائل این باب فقهی، در فصل سوم این مجله مورد توجه قرار گرفته است. دو استاد اندیشه سیاسی که با گرایشهای بینالمللی آن آشنایی دارند در دو گفتگو، سرفصلها و مهمترین مسائل این باب فقهی را بیان کردند.
شاید بتوان گفت ریشه بسیاری از اختلافات موجود در فتاوای فقها پیرامون روابط بینالملل، به پیشفرضها و مبانی فقهی آنها باز میگردد. این مبانی و پیشفرضها در سه گفتگو با سه استاد و کارشناس فقه روابط بینالملل، به بحث گذاشته شده است.
یکی از مهمترین کارهایی که برای ایجاد و تحکیم یک باب فقهی نوپدید لازم است صورت پذیرد، تولید و توسعه قواعد فقهی آن باب فقهی است. در فصل پنجم از این مجله، حجتالاسلاموالمسلمین دکتر مسعود راعی، استاد دانشگاه نجفآباد اصفهان و حجتالاسلام دکتر محمد ملکزاده، استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در دو گفتگوی جداگانه، برخی از این قواعد را ذکر کردند.
به درست، یکی از پرچالشترین ابواب فقه معاصر، فقه روابط بینالملل است. در فصل هفتم، در گفتگو با دکتر رضایینژاد و دکتر صادق حقیقت و امین رضایینژاد، به این چالشها پرداخته شده است.
فقه روابط بینالملل تنها دستگاه استنباطی و فقهی در میان ادیان نیست که به این موضوع میپردازد. حال پرسش این است که آیا فقه روابط بینالملل اسلامی، آوردهها و ابتکارات و راهحلهای جدیدی را در تنظیم روابط بینالملل مطرح میکند که فقه سایر ادیان، آنها را بیان نکردهاند؟ معاون سابق بینالملل پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی که تجربیات زیادی در عرصه بینالملل دارد، این موضوع را به بحث میگذارد.
بسیاری باب «فقه روابط بینالملل» را با رویکرد بینالمللی به دانش فقه خلط میکنند، درحالیکه اولی، یک باب فقهی است و دومی یک رویکرد به تمام ابواب و مسائل فقهی. فقه روابط بینالملل فقط روابط میان دولتها و ملتها را سامان میدهد اما رویکرد بینالمللی به فقه، حتی در ابواب عبادات نیز تأثیرگذار است. در فصل هشتم که به این موضوع میپردازد، دکتر کیانینژاد و دکتر اخوان صراف، بایستههای این رویکرد را بیان کردهاند و دکتر فراتی، به نقد رویکرد فقه مسائل بینالملل پرداخته است.
فصل نهم، آینده فقه روابط بینالملل را کاویده است. دکتر طیبه محمدی کیا، دکترای روابط بینالملل و دکتر کیانینژاد در دو گفتگوی جداگانه، تصویر خود از آینده این باب فقهی را به بحث گذاشتهاند.
فصل پایانی این مجله، بهسان سایر مجلات الکترونیکی پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، به پیشینه این باب فقهی اختصاص دارد. نمایه مقالات فقهی و حقوقی فقه روابط بینالملل، نمایه کتابهای فقه روابط بینالملل و گزارش تفصیلی از دو کتاب مهم نگاشته شده در مورد این باب فقهی، عناوین فصل دهم این مجله است.
امید که این تلاش مختصر، گامی در راستای توسعه و تعمیق فقه معاصر شیعی به شمار آمده و موجبات رضایت مولایمان امامزمان(عج) را فراهم آورد، آمین.


