تعدد زوجات، همیشه مستلزم خشونت علیه زنان نیست

تعدد زوجات همیشه مستلزم خشونت علیه زنان نیست. اگر کسی زوجات متعددی را گرفت و با همه به نیکی و مهر و محبت و فراهم‌کردن امکانات متعارف زندگی عمل کرد، تعدد زوجات نه‌تنها مصداق خشونت علیه زنان نبوده بلکه مصداق سعادت زنان نیز هست. اما اگر این امور را نادیده گرفت و با زوجات قبلی بدرفتاری کرد و امکانات اولیه زندگی را برایشان فراهم نیاورد و با عدالت با آنها برخورد نکرد، تعدد زوجات مصداق خشونت خواهد بود. البته خشونتی که ما می‌گوییم با خشونتی که در ادبیات مدرن گفته می‌شود متفاوت است.

اشاره: تعدد زوجات قرن‌هاست که موافقین و مخالفینی دارد. موافقین به وجود بانوان بیوه‌ای اشاره می‌کنند که جز همسر دوم شدن، امکان ازدواج دیگری برای آنها مهیا نیست و در صورت عدم ازدواج نیز آسیب‌های اجتماعی زیادی را موجب خواهند شد؛ و مخالفین نیز تعدد زوجات را ظلم به فرزندان و همسران می‌دانند که حتی با فراهم‌کردن تمام امکانات زندگی نیز محقق می‌شود. در سال‌های اخیر اما دلیل دیگری به دلایل مخالفین تعدد زوجات اضافه شده و آن اینکه برخی تعدد زوجات را مصداق خشونت علیه زوجه دانسته‌اند. به باور ایشان، خشونت فقط خشونت فیزیکی نیست بلکه انواع دیگری مانند خشونت روانی، کلامی و… نیز برای آن متصور است و تعدد زوجات، خشونت روانی و عاطفی علیه زوجه را به دنبال دارد. این موضوع را با حجت‌الاسلام‌والمسلمین امیر مهاجرمیلانی، مدیر گروه فقه پژوهشکده زن و خانواده در میان گذاشتیم. او اگرچه ملازمه بین تعدد زوجات و خشونت علیه زوجه در برخی موارد را انکار نکرد اما آن را امری دائمی و همیشگی ندانست. به باور او، کلید حل مسئله تعدد زوجات، نظرداشت شرایط زمانی و مکانی صدور نصوص است؛ امری که اگر به آن توجه شود، در استنباطات فقهی تأثیرات مهمی خواهد گذاشت. مشروح گفتگوی اختصاصی فقه معاصر با این استاد و پژوهشگر فقه زنان و خانواده، در ادامه می‌آید:

 

فقه معاصر: آیا حکم اوّلی در اسلام، صرفاً اباحه تعدد زوجات است یا استحباب آن؟

مهاجرمیلانی: در این مسئله بین فقها اختلاف‌نظر وجود دارد. مرحوم صاحب جواهر معتقد است که استحباب تعدد زوجات ثابت است. ایشان دلیل این امر را تأسی به اهل‌بیت(ع) می‌داند که زوجات متعدد داشته‌اند. مرحوم آیت‌ﷲ شبیری‌زنجانی معتقد است که در اسلام، تعدد زوجات وجود ندارد بلکه صرفاً یک حکم اباحه است که آن هم در شرایط خاصی که کسی شرایط ازدواج مجدد را داشته باشد برای او ثابت است. همچنین مرحوم شهید صدر در اقتصادنا می‌فرمایند که برخی ادله و احکام فقهی باید در شرایط زمانی و مکانی خودش بررسی شود درحالی‌که برخی فقها آنها را بدون در نظرداشت این شرایط و در شرایط خلأ بررسی می‌کنند و فتوا می‌دهند درحالی‌که اگر این ادله را در شرایط زمانی و مکانی خودش بررسی می‌کردند نتایج متفاوتی را می‌گرفتند. این نکته در مورد تعدد زوجات و ادله آن نیز قابل تسری است. اگر روایات اهل‌بیت(ع) باتوجه‌به بافت اجتماعی زمان ایشان بررسی شود معلوم نیست حکم استحباب تعدد زوجات برای شرایط فعلی زمان ما که بافت اجتماعی متفاوتی از زمان شارع دارد نیز جاری باشد. حتی وجود یک سیره در زمان معصوم(ع) و تقریر آن توسط معصوم(ع) نیز معلوم نیست به معنای جواز تسری آن به سایر زمان‌ها باشد؛ چرا که ممکن است امام(ع) آن سیره را در ظرف زمانی خودش و باتوجه‌به اقتضائات زمانی و مکانی خودش، تقریر کرده باشند نه به‌صورت یک سیره فرازمانی و فرامکانی؛ لذا تمسک به سیره اهل‌بیت(ع) برای کشف حکم استحباب تعدد زوجات، به این سادگی نیست.

فقه معاصر: آیا می‌توان از آیاتی نظیر «و عاشروهنّ بالمعروف»، عدم جواز تعدد زوجات در صورت عدم تمایل قلبی زوجه اول را نتیجه گرفت؟

مهاجرمیلانی: خیر، هیچ فقهی چنین نتیجه‌ای را نگرفته است. اگر بگوئیم منظور از «عاشروهن بالمعروف»، عرف شرعی است، واضح است که در عرف شرعی، تعدد زوجات جایز است و رضایت یا عدم رضایت زوجات، دخالتی در حکم آن ندارد. حتی اگر معروف را به معنای عرف عقلایی نیز در نظر بگیریم، باز حجیت این عرف، منوط به عدم بیان شرعی برخلاف آن است، درحالی که در ادله متعدد، حکم جواز تعدد زوجات به‌صورت مطلق بیان شده است که به منزله مقیّد یا مخصّص برای این آیه است.

فقه معاصر: آیا می‌توان تعدد زوجات را مصداق «خشونت علیه زوجه» در نظر گرفت و حکم به حرمت یا مرجوحیت آن داد؟ آیا در این حکم، بین تعدد زوجات دائمی با موقت، تفاوت است؟

مهاجرمیلانی: تعدد زوجات همیشه مستلزم خشونت علیه زنان نیست. اگر کسی زوجات متعددی را گرفت و با همه به نیکی و مهر و محبت و فراهم‌کردن امکانات متعارف زندگی عمل کرد، تعدد زوجات نه‌تنها مصداق خشونت علیه زنان نبوده بلکه مصداق سعادت زنان نیز هست. اما اگر این امور را نادیده گرفت و با زوجات قبلی بدرفتاری کرد و امکانات اولیه زندگی را برایشان فراهم نیاورد و با عدالت با آنها برخورد نکرد، تعدد زوجات مصداق خشونت خواهد بود. البته خشونتی که ما می‌گوییم با خشونتی که در ادبیات مدرن گفته می‌شود متفاوت است. به گفته شهید صدر، باید متن را در چارچوب مفاهیم دینی دید نه در چارچوب ادبیات مدرن؛ چرا که در آن چارچوب صادر شده است.

فقه معاصر: باتوجه‌به اینکه تعدد زوجات، قبح ذاتی ندارد و حتی در زمان حاضر نیز در میان تمام جوامع، قبیح و مصداق معاشرت بالسوء نیست، آیا می‌توان با تطبیق عناوین وارداتی و غیرشرعی نظیر «خشونت علیه زوجه»، جواز آن را زیر سؤال برد؟

مهاجرمیلانی:  خیر، همان‌طور که عرض کردم، این عناوین وارداتی را نمی‌توان به‌عنوان مقیّد یا مخصّص برای فهم نصوصی که قرن‌ها پیش و در فضا و ادبیات دیگری صادر شده‌اند در نظر گرفت.

فقه معاصر: آیا در صورت رضایت زوجه اول، باز هم تعدد زوجات، مصداق خشونت علیه زوجه است؟

مهاجرمیلانی: خیر، اگر نیاز جنسی مرد بدون زوجه و یا با یک زوجه تأمین نشود و برای تأمین آن، لازم باشد به گناه بیفتد، قطعاً تعدد زوجات جایز است و ابداً مصداق خشونت علیه زنان نیست. هیچ فقیهی هم نگفته است که مرد برود و گناه بکند ولی تعدد زوجات را انجام ندهد. البته تعدد زوجات از نظر اجتماعی، بحث مفصلی دارد و باید آسیب‌هایی که به جامعه و فرزندان و زوجات وارد می‌آید به‌صورت جدی مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته و معلوم شود که این آسیب‌ها در چه شرایط و بسترهایی به وجود می‌آید.