آیا قرآن ظرفیت تولید قواعد کلان فقهی و نظام‌سازی روشمند را دارد؟

در کرسی ترویجی «تأثیر روشمند قرآن کریم در قاعده‌سازی فقهی و اصولی» حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خادمی کوشا با طرح این پرسش که «آیا قرآن صرفاً منبع احکام پراکنده است یا چارچوبی نظام‌ساز برای تولید قواعد کلان فقهی؟» از ظرفیت مفهومی، منهجی و غایی قرآن در تحول روشمند دانش فقه سخن گفت؛ دیدگاهی که با نقدهای تحلیلی حجت‌الاسلام والمسلمین سیف‌ﷲ صرامی همراه شد. دبیری علمی جلسه را نیز حجت‌الاسلام والمسلمین محمدکاظم حقانی فضل، مدیر دانشنامه مطالعات فقه معاصر، بر عهده داشت.

این کرسی ترویجی «تأثیر روشمند قرآن کریم در قاعده‌سازی فقهی و اصول فقهی» به همت پژوهشکده فقه و حقوق پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با مشارکت پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر برگزار شد.

اجتهاد از مسئله‌محوری تا قاعده‌سازی

در ابتدای نشست، دبیر علمی با اشاره به سیر تاریخی اجتهاد اظهار داشت:«با نگاهی به تاریخ اجتهاد، روشن می‌شود که اجتهاد از تک‌تک مسائل شروع شده و با گذر زمان به قاعده‌سازی رسیده است؛ دانش اصول گسترده شده، روشمند شده و به سامان پیشرفته‌ای رسیده است».

مدیر دانشنامه فقه معاصر با اشاره به محور اصلی نشست تصریح کرد: «فقیهان در فرآیند استنباط، علاوه بر قواعد اصولی، با قواعد فقهی نیز مواجه شدند؛ قواعدی کلی‌تر که در ابواب محدودتری کاربرد دارند، در حالی‌که برخی قواعد اصولی در سراسر فقه جاری‌اند در این نشست به دنبال تبیین قاعده‌سازی فقهی و اصولی با تکیه بر قرآن کریم، به‌صورت روشمند می‌باشیم.

پرسش اصلی: قرآن منبع احکام پراکنده یا چارچوب نظام‌ساز؟

خادمی کوشا در ارائه خود، بحث را با طرح یک پرسش بنیادین آغاز کرد:«آیا قرآن صرفاً منبعی برای استخراج احکام جزئی و پراکنده است، یا فراتر از آن، می‌تواند به‌عنوان یک نظام معرفتی و چارچوب روشی برای کشف و تدوین قواعد کلان فقهی و اصولی ایفای نقش کند؟».

وی با اشاره به رویکرد غالب در تاریخ فقه گفت:«نگاه فقیهان به قرآن عمدتاً معطوف به آیات‌الاحکام بوده و قرآن بیشتر به مثابه گنجینه‌ای از نصوص جزئی در حوزه احکام تلقی شده است».

اما به باور وی، تحولات نوپدید و پیچیدگی مسائل جدید، اقتضا می‌کند که فقه از سطح استخراج احکام موردی فراتر رود و به سمت «نظام‌سازی و تولید قواعد کلان» حرکت کند.

نظریه «روشمندی قرآن» در قاعده‌سازی

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تأکید کرد که بحث او «بی‌پیشینه» نیست، بلکه بر میراث فقهی پیشینیان، به‌ویژه در مکتب اهل‌بیت(ع)، استوار است؛ هرچند تمرکز بر «روشمندسازی» امری نو به شمار می‌آید.

وی «تأثیر روشمند قرآن» را چنین تعریف کرد:«بهره‌گیری نظام‌مند و منسجم از ساختار مفهومی و منطق بیانی قرآن در فرآیند تولید قواعد استنباطی».

خادمی کوشا سه شرط اساسی برای تحقق این رویکرد برشمرد:

  1. اتخاذ روش نظام‌مند در فهم قرآن، مبتنی بر اصول عقلایی انتقال معنا و پایبند به اصول معرفتی تفسیر؛
  2. برقراری رابطه تلازمی میان مفاهیم قرآنی و قواعد فقهی؛
  3. بهره‌گیری از لوازم عقلی مفاهیم قرآنی و تفاسیر اهل‌بیت(ع) در کنار ظهور عرفی.

سه سطح تأثیر قرآن در قاعده‌سازی

به گفته ارائه‌دهنده نشست، تأثیر قرآن در قاعده‌سازی را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد:

۱. سطح مفهومی

وی با اشاره به مفاهیم بنیادین قرآن گفت این مفاهیم ظرفیت قاعده‌سازی دارند و می‌توان آن‌ها را در شش دسته طبقه‌بندی کرد؛ از مفاهیم عرفی همچون «بیع» و «احسان» گرفته تا مفاهیم مربوط به عناوین ثانویه مانند «ضرر»، «حرج» و «اضطرار»، و نیز مفاهیم شرعی محض و مفاهیم عقلی–شرعی همچون «عدالت» و «کرامت».

او در تبیین نمونه‌ای از این سطح، به قاعده نفی حرج اشاره کرد و گفت:«آیه شریفه مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مستقیماً مفهومی را می‌سازد که فقها از آن قاعده نفی حرج را استخراج کرده‌اند؛ یعنی هر حکمی که موجب عسر و حرج مکلف شود، در شریعت منتفی است».

وی همچنین آیه وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ را مبنای «قاعده شخصی بودن مسئولیت» دانست.

۲. سطح منهجی

خادمی کوشا در سطح دوم، بر الهام‌گیری از «روش‌های بیانی قرآن» تأکید کرد و گفت:«فقیه باید علاوه بر فهم حکم، بداند چگونه و طی چه مراحلی حکم تأسیس شده است».

وی با اشاره به «لسان امتنانی» قرآن اظهار داشت:«امتنانی بودن حکم اقتضا می‌کند که حکم به وجود امتنان مقید باشد؛ هرجا خلاف امتنان باشد، آن حکم جاری نخواهد بود».

۳. سطح غایی و مقصدی

در سطح سوم، ارائه‌دهنده نشست به اهداف کلان قرآن همچون اقامه قسط، تحقق رحمت و عبودیت اشاره کرد و این اهداف را مبنای تأسیس قواعد دانست.

وی در این زمینه تصریح کرد:«وقتی خداوند می‌فرماید وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ، هدف اصلی رسالت را رحمت برای عالمیان معرفی می‌کند؛ این رحمت نمی‌تواند صرفاً مفهومی اخلاقی باشد، بلکه باید در تمام ابعاد شریعت جاری باشد».

او پیشنهاد داد که همان‌گونه که «قاعده امتنان» در فقه شکل گرفته، می‌توان «قاعده رحمت» و «قاعده قسط» را نیز بر اساس آیات قرآن صورت‌بندی کرد و افزود:«هر قاعده فقهی، از وضو تا قصاص، باید در خدمت برپایی قسط باشد؛ هرجا برخلاف قسط باشد، باید در آن تجدیدنظر شود».

حجت‌الاسلام والمسلمین صرامی: تنقیح دقیق موضوع و تبیین نسبت «قوانین تشریع» با «قوانین اجتهاد» ضروری است

در ادامه کرسی ترویجی «تأثیر روشمند قرآن کریم در قاعده‌سازی فقهی و اصولی» حجت‌الاسلام والمسلمین سیف‌ﷲ صرامی به‌عنوان ناقد، به بررسی و ارزیابی دیدگاه‌های ارائه‌شده پرداخت.

تقدیر از اصل طرح و ضرورت پرداختن به نقش قرآن

صرامی در آغاز سخنان خود با قدردانی از برگزارکنندگان جلسه و نیز از حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی خادمی کوشا، ورود به این عرصه را «مهم، مؤثر و ضروری» توصیف کرد و گفت:«هرچند در میان فقهای شیعه سابقه توجه به قرآن در مقام اجتهاد وجود داشته و نمی‌توان ادعا کرد که فقها به قرآن بی‌اعتنا بوده‌اند، اما واقعیت این است که حجم عظیم ظرفیت‌های قرآن در استنباط، هنوز آن‌چنان که باید و شاید بالفعل نشده است».

وی رویکرد ارائه‌شده را دارای «نکات مثبت فراوان» دانست و تصریح کرد نقدهای او در جهت تکمیل و تنقیح نظریه است.

محور نخست نقد: ابهام در تنقیح دقیق موضوع

صرامی نخستین نقد خود را ناظر به «شفاف‌سازی موضوع» دانست و اظهار کرد:«عنوان بحث، تأثیر روشمند قرآن در قاعده‌سازی فقهی و اصولی است. انتظار می‌رود ابتدا مفهوم “تأثیر روشمند” و نیز مقصود از “قاعده‌سازی” به‌صورت اصطلاحی و دقیق تبیین شود».

وی با اشاره به پرسش‌های طرح‌شده در مقدمه ارائه گفت برخی از این پرسش‌ها، مانند این‌که «آیا قرآن افزون بر احکام جزئی، منطقی کلان برای استنباط ارائه می‌کند؟» لزوماً منطبق با مفهوم مصطلح قاعده فقهی یا اصولی نیست و میان «چارچوب راهنمای اجتهاد» با «قاعده فقهی به معنای خاص» تفاوت وجود دارد.

به باور وی، تفکیک میان «قاعده فقهی»، «قاعده اصولی» و «اصول کلان نظام تشریع» باید با دقت منطقی بیشتری صورت گیرد تا از اختلاط سطوح مفهومی جلوگیری شود.

محور دوم نقد: از ریل‌گذاری نظری تا محصول عملی

صرامی در محور دوم نقد خود، با تمثیل «ریل‌گذاری»، گفت:«ترسیم سطوح مختلف تأثیر قرآن، نوعی ریل‌گذاری نظری است؛ اما پرسش اساسی این است که آیا از این ریل، قطاری عبور می‌کند؟ آیا محصولی بیش از آنچه در فقه موجود داریم به دست می‌آید؟».

وی در این زمینه به نمونه‌هایی چون «قاعده عدالت» و «قاعده رحمت» اشاره کرد و پرسید آیا می‌توان از این مفاهیم به‌مثابه قواعدی استفاده کرد که حتی در صورت تعارض با روایات معتبر، موجب کنار گذاشتن آن‌ها شوند؟

او افزود:«اگر عدالت یا رحمت به‌عنوان قاعده‌ای عام مطرح می‌شود، باید مکانیسم تشخیص آن نیز روشن باشد؛ وگرنه در حد یک توصیف باقی می‌ماند، نه ابزار تولید حکم جدید».

صرامی همچنین با اشاره به قواعدی مانند «نفی حرج»، «لا ضرر» و «امتنان» پرسید آیا قاعده‌های پیشنهادی جدید، بار معرفتی افزوده‌ای بر این قواعد خواهند داشت یا نه.

محور سوم نقد: نسبت قوانین تشریع با قوانین اجتهاد

مهم‌ترین بخش نقد صرامی، به تمایز میان «قوانین تشریع» و «قوانین اجتهاد» اختصاص داشت. وی توضیح داد:«در مقام تشریع، فاعل شارع مقدس است و حکم جعل می‌شود؛ اما در مقام اجتهاد، فاعل مجتهد است و کار او کشف حکم است. این دو مقام از حیث منطقی متفاوت‌اند».

او با طرح مثال «غلبه» در تشریع، گفت ممکن است شارع در جعل حکم، به غلبه مصالح یا مفاسد توجه کرده باشد؛ اما این امر لزوماً به مجتهد اجازه نمی‌دهد که همان منطق را مستقیماً در مقام فتوا به کار گیرد.

وی در توضیح این مدعا، مثال «سیگار» را مطرح کرد و افزود:«اگرچه ممکن است بر اساس غلبه، سیگار ضرر داشته باشد، اما مجتهد نمی‌تواند صرفاً با استناد به غلبه ضرر، حکم حرمت مطلق صادر کند؛ بلکه باید در چارچوب ادله معتبر و عنوان “اضرار به نفس” سخن بگوید».

به اعتقاد صرامی، انتقال مستقیم قوانین تشریع به حوزه اجتهاد، نیازمند تبیین دقیق رابطه منطقی میان این دو ساحت است.

پاسخ خادمی کوشا: تفکیک میان قاعده‌سازی، اصول‌سازی و نظام‌سازی

در ادامه نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین خادمی کوشا ضمن قدردانی از نقدهای مطرح‌شده، به برخی نکات پاسخ داد.

وی توضیح داد که در طرح اولیه خود، افزون بر قاعده‌سازی فقهی و اصولی، به «نظام‌سازی فقهی» نیز نظر داشته است و حذف این تعبیر در نسخه خلاصه‌شده، ممکن است موجب برخی ابهامات شده باشد.

او درباره تمثیل «ریل‌گذاری» اظهار کرد:«هدف من کشف ریل‌هایی است که فقهای پیشین بر اساس قرآن نهاده‌اند و نشان دادن این‌که قطارهایی نیز از آن عبور کرده است؛ نمونه آن، شکل‌گیری قاعده امتنان در آثار شیخ انصاری است».

وی درباره «قاعده عدالت» تصریح کرد که با اصل کبری مخالفتی ندارد، بلکه اختلاف‌ها عمدتاً در صغریات و مکانیسم تشخیص مصادیق عدالت است.

خادمی کوشا تأکید کرد:«بحث من کشف ظرفیت کبری در قرآن است؛ این‌که قرآن چنین ظرفیتی دارد. تشخیص صغریات و کاربردهای عملی، میدان اجتهاد و اختلاف‌نظر خواهد بود».

او همچنین در پاسخ به نقد مربوط به قوانین تشریع، توضیح داد که مقصودش انتقال «اوصاف فعل الهی» به حوزه اجتهاد نبوده، بلکه تمرکز بر «منهج بیانی قرآن در تشریع» است؛ مانند لسان امتنان یا وعید، که می‌تواند در فهم قواعد نقش‌آفرین باشد.

خادمی کوشا در پایان تأکید کرد که رویکرد پیشنهادی او محدود به آیات‌الاحکام نیست، بلکه با بهره‌گیری از مفاهیم کلان، روش‌های بیانی و اهداف غایی قرآن، امکان «تولید قواعد فقهی جدید» و حرکت به سمت «نظام‌مندی فقه» را فراهم می‌کند.

این نشست با هدف بررسی ظرفیت‌های قرآن کریم در تحول روشمند دانش فقه و اصول برگزار شد و در ادامه، ناقد جلسه به بررسی و نقد دیدگاه‌های ارائه‌شده پرداخت.

در پایان جلسه، دبیر علمی نشست با قدردانی از ارائه‌دهنده و ناقد، این گفت‌وگو را آغاز مسیری علمی دانست که نیازمند ادامه مباحث تفصیلی است.

این کرسی ترویجی، با تمرکز بر ظرفیت‌های قرآن کریم در تحول روشمند فقه و اصول، کوشید نسبت میان مفاهیم کلان قرآنی، قاعده‌سازی فقهی و فرآیند اجتهاد را در فضایی علمی و انتقادی مورد بررسی قرار دهد.