حجت‌الاسلام سید محمدرضا شریعتمدار جزایری طی یادداشتی اختصاصی بررسی کرد:

پرونده مبادی فقه سلامت و پزشکی/25

طب اسلامی حاصل بررسی اندیشمندان مسلمان با استفاده از مبانی اسلامی در طب موجود جامعه اسلامی بوده است؛ ولی آنچه ایجاد شده تفاوت اساسی با گذشته دارد که بنای تمدن اسلامی را در قرون طلایی اسلام گذاشته است. اسلام با ایجاد تغییر اساسی در هستی‌شناسی و انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی، علوم اسلامی جدیدی تأسیس کرد که با شکوفایی این علوم، تمدن اسلامی بنیان گذاشته شد.

اشاره

جهت اثبات این فرض (یعنی وجود دانشی بنام طب اسلامی)، مطالبی به‌صورت خیلی خلاصه و به‌عنوان موید ارائه می‌شود:

تشریع عبادات

در مکتب رهایی‌بخش اسلام، همانند سایر ادیان، تکالیفی مشخص شده است. در برخی آیات و روایات نیز برای استدلال بر لزوم عباداتی مثل نماز و روزه («صوموا تصحّوا»  (دعائم‌الإسلام، ج ۱، ص ۳۴۲) و زکات و خمس، به دلیل صحت و سلامتی جسمی و نظافت روحی و سلامت نفسی انسان و جامعه استدلال شده است که نشان‌دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی جسمی و روحی در اسلام است.

برای مثال، نماز به نهر آبی تشبیه شده که پاکیزگی و نظافت روحی را به ارمغان می‌آورد (امام خمینی، تحریرالوسیله، ج۱، ص۲۷۸.). همچنین انجام مقدمات عبادات (اعم از واجب و مستحب) که برخی از آنان عبارت‌اند از ازاله آلودگی و پاک‌کردن و تطهیر محل عبادت و لباس («النَّظِيفُ مِنَ الثِّيَابِ یُذْهِبُ الْهَمَّ وَ الْحَزَنَ وَ هُوَ طَهُورٌ لِلصَّلَاة» (الکافی، ج۶، ص۴۴۴) و سجاده و شستشوی بدن و دست و صورت و دهان و بینی، مقدمه انجام صحیح برخی عبادات هستند. همچنین مستحب بودن استبرای از ادرار و استبرای از منی در اثر جنابت، باعث پاک شدن مجاری ادراری از آلودگی‌هاست. این نظافت گاهی اوقات با هدف کسب اجر بیشتر از عبادات تأمین شده است، زیراکه ثواب بیشتر عبادت به غسل و وضو مشروط شده است؛ و در برخی موارد، عدم کراهت (وضو برای عدم کراهت اکل و شرب بعد از آمیزش جنسی و قبل از انجام غسل واجب لازم شمرده شده و فتوا داده‌اند که شایسته است جُنب چند چیز را ترک کند: خوردن و آشامیدن و خوابیدن؛ ولی اگر وضو بگیرد مکروه نیست)؛ بنابراین انجام برخی از افعال مباح، در گرو وضو است؛ و همین وضو و غسل و یا تیمم به‌عنوان مقدمه لازم برای انجام عبادات و حتی خوردن و آشامیدن و خوابیدن، موجب شستشو و پاک شدن دست و صورت و دیگر اعضای بدن از آلودگی‌های آمیزش جنسی و… می‌شود. همچنین برای نماز و طواف خانه خدا (طهارت از حدث، در طوافِ شرط است)، حضور در مساجد و جامعه اسلامی و جمع مسلمانان و تمیز ماندن مکان اجتماع آنان و…به‌عنوان شرط لازم یا مستحب آمده است. همچنین انجام غسل جنابت و مس میت و حیض و استحاضه، شرط صحت و عدم حرمت بعضی از افعال و عبادات ذکر شده است (-همان صص ۳۸-۷۳.). در اینجا دستور به داشتن وضو در تمام اوقات (دایم الوضو بودن) و مکان‌ها خصوصاً برای قرائت قرآن، نماز، قربانی کردن، دعاکردن، سفر رفتن، غذا خوردن، خوابیدن، شروع کسب‌وکار، شرکت در کلاس، تدریس و آموزش، حتی آمیزش جنسی و بسیاری از کارهای روزمره و اعمال مباح دیگر آمده است. (تحریرالوسیله، ج۱ ،ص۲۱.)

مطهّرات و نجاسات

همان‌طور که می‌دانیم اهمیت دادن به انجام وضو و غسل‌های مستحب و واجب همراه با انجام کلیه مقدمات آنها اعم از ازاله نجاست از لباس و بدن (نجاساتی که عامل بیماری و سرایت امراض واگیر و غیرمسری‌اند: مثل مردار و خون و ادرار و مدفوع و منی و…) در انواع غسل جنابت و غسل حیض و استحاضه و همچنین غسل‌های مستحبی مثل غسل جمعه و غسل‌های مربوط به زیارت قبور ایمه طاهرین ع و…، عملی است که نظافت جسمی و روانی مسلمانان و در نتیجه سلامتی آنان را در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی تضمین می‌کند.

آیات و روایات مربوط به تعیین نجاسات همانند خون، ادرار، مدفوع، مردار و…؛ و مطهرات مثل آب خاک آفتاب و احکام مربوط به هر یک احکام مربوط به آب چاه آب باران و چشمه و رودخانه و دستوراتی که در مورد تمیز و بهداشتی نگه‌داشتن آب‌ها و احکام مربوط به فاضلاب و غساله بیان شده است (همان، صص ۱۲-۱۸)، همچنین آداب نظافت فردی و جمعی و لزوم پرهیز از نجس و وجوب ازاله آن برای نظافت بدن البسه ظروف خانه و… فراوان هستند. به‌طورکلی، در لسان شارع، امر به تطهیر و دوری از نجاسات و متنجسات و تعیین وسیله تطهیر آنها بسیار است؛ به‌طوری که بعد از تعیین نجاسات مطهرات، پاک‌کننده هر یک را به‌تفصیل و با جزئیات لازم ذکر کرده است. این آیات و روایات با علوم جدید و تجارب بشری امروزی همخوانی دارد. در این مورد، لزوم حفظ بدن و خوراکی‌ها از نجاسات و آلودگی‌ها و آداب و احکام مربوط به آن به‌صورت کامل در بحث اخلاق اسلامی و در فقه باب الطهاره آمده است.

بایستی گفت که در این مورد، یعنی تعیین نجاست و کیفیت تطهیر آن، وامدار شارع مقدس هستیم. تغییرات شگرفی بعد از ظهور اسلام در دوری از عوامل آلودگی و بیماری بین مسلمین به وجود آمد. برای مثال، در روایات در باب تطهیر مخرج ادرار، تأکید بسیار بیشتری در مقایسه با تطهیر مخرج مدفوع آمده است؛ چرا که عرب جاهلی از ادرار آدمی، پرهیز لازم را نداشته و شستشوی مجرای ادرار بعد از ادرار را لازم نمی‌دانست. عرب جاهلی با لباس ادرار آلود و گاهی خون‌آلود در مجامع عمومی حاضر می‌شد. اسلام با این فرهنگ به مبارزه برخاست و به‌قدری بر پاکی و شستشوی بدن تأکید کرد که یکی از نشانه‌های جامعه اسلامی، وجود حمام و تمیزی و بهداشت مردم شمرده شد («وَ قَالَ(ص): …وَ النَّظَافَةُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ الْإِيمَانُ مَعَ صَاحِبِهِ فِي الْجَنَّةِ.» (بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۹۱). به دلیل تأکید بر نجاست ادرار و وجوب اجتناب از آن، بسیاری از علما برای تطهیر مخرج ادرار، دو یا سه بارشستشو را لازم دانسته اند؛ درحالی‌که برای تطهیر دیگر نجاسات، تکرار شستشو لازم نیست؛ این نمونه ای از اصلاح فرهنگ بهداشتی جامعه جاهلی بعد از ظهور اسلام است.(همان، صص۹۷-۱۶۱.)

آداب تغذیه

در بحث آداب تغذیه، مباحثی همانند لزوم احتراز از خوردن و نوشیدن نجاسات و غذاها و نوشیدنی‌های که آلوده به نجاستند و احتراز از خوردن گوشت و شیر برخی حیوانات مانند خوک و سگ و مار و سوسمار و دیگر غذاهایی که در میان کفار رسم بوده و از آن تناول می‌کرده‌اند («بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی‌ﷲ علیه وآله) نَذِيراً لِلْعَالَمِينَ وَ أَمِيناً عَلَى التَّنْزِيلِ وَ أَنْتُمْ مَعْشَرَ الْعَرَبِ عَلَى شَرِّ دِینٍ وَ فِی شَرِّ دَارٍ، مُنِيخُونَ بَیْنَ حِجَارَةٍ خُشْنٍ وَ حَيَّاتٍ صُمٍّ تَشْرَبُونَ الْكَدِرَ وَ تَأْكُلُونَ الْجَشِبَ وَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَكُمْ، الْأَصْنَامُ فِيكُمْ مَنْصُوبَةٌ وَ الْآثَامُ بِكُمْ مَعْصُوبَةٌ» (نهج البلاغه، خ۲۶)).

رعایت بهداشت و دوری از بیماری‌های واگیر در استحباب شستن دست‌ها قبل و بعد از غذا و قبل از خواب و…، نمود علنی دارد. دستورات شارع مقدس درباره شکار و ذبح حیوانات، دستورات مربوط به سربریدن گاو و شتر و…، همچنین ذکر مکروهات در خوردن و آشامیدن، بسیار به بهداشت و سلامت مسلمین کمک کرده است. برای مثال، کراهت غذا خوردن در حال سیری و پُرخوری و خوردن غذای داغ، فوت کردن به غذا، پوست کندن میوه و… (سایت فقه و احکام شرعی امام خامنه‌ای ایتاhttps://eitaa.com/Pasokhgoo_AhkamKHamenei))، اعلام و تأکید و نام بردن برخی از میوه‌های سلامتی بخش همچون انجیر (سوره تین)، انگور (انعام، آیه ۹۹)، خرما (بقره، آیه ۲۶۶)، خیار (بقره، آیه ۶۱)، موز، پیاز، سیر، ترنجبین، کافور، زنجبیل، عدس، کدو، رطب، انار، زیتون و تأکید به برخی از اقلام دارویی و مفید از منظر طبی همچون عسل و سیاه‌دانه و زیتون و روغن آن و سرکه که در روایات بر استحباب استفاده از آنها تأکید شده است. در روایتی، پیامبر (صلی‌ﷲ علیه و آله) می‌فرماید: خربزه بخورید که دندان‌ها را استحکام می‌بخشد و دهان را خوشبو می‌کند. روایاتی که در مورد نیم‌خورده دیگر انسان‌ها و ته‌مانده غذای برخی از حیوانات آمده است و احکام مربوط به آن در احتراز یا کراهت و یا حتی استحباب آن است نیز در همین راستا است. شبیه آن چه گفته شد، امر به تفکر و بازنگری در آفریده‌های خاصی است که با سلامت و صحت بدن ارتباط وثیقی دارند: «فلینظر الانسان الی طعامه» (عبس، آیه ۲۴).

در بعضی آیات و روایات، از میوه‌ها و دیگر آفریده‌های خوراکی که امروزه نیز توسط پزشکان متخصص تغذیه توصیه می‌شوند نام‌برده‌شده که از باب نمونه برخی از آنها عبارت‌اند از: عسل، خرما، زیتون، انجیر، انار، خربزه، انگور، سیب، کدو، گندم، جو، سیاه‌دانه، گوشت و شیر حیوانات، گوشت برخی پرندگان و ماهی‌ها و درختانی همچون سدر را مطرح می‌توان کرد (طب النبی، ص۸).

مسواک زدن

همچنین استحباب مسواک زدن (بیش از حداقل صد حدیث در مورد مسواک وجود دارد) قبل از نماز و قرائت قرآن و هنگام حضور در جمع مسلمانان بخصوص مسجد و.. نیز در همین راستا است. البته در مورد وسیله مسواک و طرز مسواک زدن که حرکات از بالا به پایین روی دندان کشیده شود و دیگر موارد مرتبط با مسواک، روایات فراوان است. (خصال ص۴۶۱.) در حدیثی، امام صادق(ع) دوازده فایده برای مسواک بیان می‌فرمایند (الکافی، ج۶، ص۴۹۶) به طوری که برخی از تأکید بر آن در فرهنگ اسلامی یاد کرده و آ «را در زمره واجبات فرهنگ دینی دانسته‌اند. (در این مورد، در اخلاق و فقه مباحث مفصلی با عنوان باب الاطعمه تألیف شده است و کمتر کتاب فقهی می‌توان یافت که در باب آداب غذا مطلبی نداشته باشد.)

آداب پوشیدن لباس

همچنین در مورد بهداشت فردی و جمعی در نوع پوشش و لباس، بعضی آیات و روایات وارد شده که از جمله آنها، توصیف پوشش واجب و شرایط لباس انسان مؤمن است؛ مخصوصاً اهمیت به جنس و رنگ لباس (انتخاب و ترجیح لباس سفید و کراهت سیاه‌پوشی)، رعایت تمیزی و پاک و طاهر بودن پوشش نیز از دیگر موارد است. (محمدجواد فاضل لنکرانی، اسرار و آداب نماز، ص ۱۸۵؛ و همان، ص۱۴۲).

نظافت

مثال دیگر، لزوم نظافت در خانه و کوچه و بازار و در دیگر اماکن همانند مسجد و نظافت این مکان‌ها و زدودن از نجاسات و آلودگی‌ها و جارو زدن سطح و حتی دیوار و سقف آنها و اشاره به بعضی مصادیق آلودگی حتی مواردی مثل گرد و غبار و تار عنکبوت است.

ختنه پسران

برخی دستورات همانند امر به ختنه پسران، موید دیگری بر فرضیه ماست که اهمیت بهداشت و سبک زندگی اسلامی را می‌رساند.

آداب ازدواج و طلاق

بهداشت در ازدواج و ذکر شروط آن و ارشاد به انتخاب همسر سالم از نظر جسم و روان و تعیین ویژگی‌های همسر سالم و تأکید بر ویژگی‌های فردی و تعهد همسر به آداب اسلامی، بهداشت بارداری و مراقبت‌های قبل و بعد آن، احکام شیر دادن به نوزاد و حتی تعیین مدت زمان آن (و فاصله فی عامین) به مدت دو سال، ویژگی‌های تغذیه مادر باردار و شیرده همچون نظافت فردی و جمعی و حضور در جمع مسلمانان و عدم انزوای روحی که مشابه برخی از دستورات پزشکان و روان‌شناسان است. (اخلاق، شبر، ترجمه محمدرضا جباران، صص ۲۰۳-۲۰۵). همچنین تألیفات بسیاری در مورد ازدواج در اسلام تألیف شده است. این شاخص‌ها به‌وفور در قرآن و روایت آمده است.

در ادامه، بعد از عقد و انتخاب همسر، متون اسلامی در مورد رعایت زمان و مکان برای آمیزش جنسی و سایر آداب زناشویی و نزدیکی، دستورات طبی بسیاری دارد و جهت تولید فرزند سالم از لحاظ جسمی و روحی، تذکرات بسیاری در قرآن و روایات آمده است. آداب مربوط به مسایل جنسی و آمیزش زن و مرد چه ازدواج دایم و موقت و دختر یا صیبه بودن همسر، بسیار است؛ همان‌طور که سفارش بسیاری بر پاکی نسل و عمل به سیره پیامبر در ازدواج و حرمت زنا شده است.

در ساماندهی و آرامش خانواده و حل مشکلات زوجین نیز آیه و روایت فراوان داریم و اگر مشکلات حل نشد باز در مورد طلاق و جدایی زن و مرد از یکدیگر و تکلیف فرزندان طلاق و تضمین سلامت روحی و جسمی آنان، نکات مهمی را بعضاً با حکم به وجوب و همچنین استحباب و موارد مکروه و… بیان و رعایت آنها را لازم دانسته شده است.

مورد دیگری در بحث ازدواج و طلاق که نشان از دستورات طبی و بهداشتی خاص اسلام دارد، مسایلی همچون عده زنان در طلاق و مرگ همسر است که مقدمه‌ای برای سلامتی جسم و روح و روان فرد و خانواده و کل جامعه است تا مسئله فرزندان ناشی از این ازدواج و طلاق، به ناپاکی نسل و عدم ثبات و تزلزل در زندگی فردی و خانوادگی و جمعی جامعه اسلامی نینجامد.

مؤید دیگر بر این ادعا، آداب و احکام مربوط به خود بیمار است. در متون دینی، وظیفه شرعی بیماران با انسان‌های سالم متفاوت است. برای مثال، در مورد نماز روزه و… سهل گرفته شده تا در حد توان بیمار باشد. وظیفه خود بیمار، خودمراقبتی؛ و وظیفه دیگران، انجام مراقبت‌های لازم از اوست. تعیین بعضی از خوراکی‌ها برای انواع بیماری، احکام پرستار بیمار و وظیفه خانواده و دیگران در پرستاری و مراقبت از بیمار و آداب ملاقات بیمار (مثلاً زیاد ننشینند و حرف نامربوط نزنند و…) در همین راستاست. سپس احکام بیمار رو به موت و حرمت خودکشی و احکام محتضر مثل سبک کردن لباس از روی سینه محتضر، روبه‌قبله کردن او و تلاوت برخی سوره‌ها همانند یس و ادعیه و شهادتین؛ سپس احکام کسی که مرده و لمس بدنش در حالات مختلف که غسل مس میت را واجب می‌کند؛ همچنین احکام مربوط به حالت احتضار و کفن و دفن اموات و وظایف مردم جهت مراسم اموات (اطعام بازماندگان و تسلیت گفتن و…) و شرایط هر کدام مباحث بسیار مفصلی است که اهمیت سلامتی جامعه برای شارع را می‌رساند. (تحریرالوسیله، همان، صص ۶۵-۹۷)

بهداشت فردی

استحباب نظافت فردی از قبیل شستشوی دست قبل از غذا، مسواک زدن، نخوردن مواد غذایی بودار مثل سیر و پیاز، تمیز کردن بدن و لباس؛ استحباب گرفتن ناخن در بعضی روزهای هفته و استعمال نوره برای موهای زاید و همین‌طور اصلاح موی سر و محاسن، در این مورد قابل ذکر است. توصیه به برخی از ورزش‌ها چه انفرادی و چه به‌صورت مسابقات جمعی مثل تیراندازی، اسب‌سواری، پیاده‌روی شنا و…، به‌عنوان مقدمه‌ای برای سلامتی جامعه و آمادگی دفاعی در برابر دشمن است (در این مورد، تألیفاتی با عنوان ورزش در اسلام وجود دارد. این موارد در کتب فقهی نیز با عنوان سبق و رمایه مطرح شده است).

آداب خواب

آداب خواب باتوجه‌به مکان خوابیدن، رعایت جهت قبله و حتی استحباب تکاندن روانداز قبل از خواب جهت احتراز از حشرات موذی و بیماری‌ها، ادعیه قبل از خواب، شستشوی دهان و بینی صورت و دست‌ها به دلیل استحباب وضو قابل ذکر است.

آداب جنگ و صلح

احکام و دستورات مربوط به جنگ و صلح، آمادگی برای جنگ، طرز برخورد با دشمن و اسیران و گیاهان؛ موارد حرمت یا کراهت قطع درختان، قطع دسترسی به غذا و مسموم کردن آب‌های مصرفی حتی برای حیوانات، از موارد دیگر دستورات اسلام در راستای بهداشت و سلامتی موجودات است.

رعایت حقوق مردم

دررابطه‌با طب روانی اسلامی، می‌توان به آن دسته از مباحثی اشاره کرد که در قرآن و روایات، دررابطه‌با تعیین حقوق افراد جامعه ذکر شده‌اند. در قرآن و روایات از جمله رساله الحقوق امام سجاد(ع)، موارد بسیاری ذکر شده‌اند که از جمله آنها، حق والدین بر فرزندان، لزوم رعایت احترام بزرگ‌ترها و حقوق کودکان از طرف والدین و اجتماع، حق معلم، حق صاحب کار، حقوق طرفین معامله در هر معامله‌ای، حقوق زوجین با جزئیات که حقوق و وظایف همسران نسبت به یکدیگر را تعیین می‌کنند، هستند. همچنین حقوق مربوط به موجر و مستأجر، حقوق و وظایف حاکم اسلامی در تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی و اجرای احکام جمعی و قضاوت بین مردم، از موارد دیگر مرتبط با این موضوع است. وجود این مطالب و کثرت ذکر آنها، به اهمیت آرامش روان فرد و همچنین روان جمعی مسلمین اشاره دارد.

آرامش روانی

علاوه بر اینها، توصیه‌هایی پیرامون یاد خدا، عبودیت و بندگی خدا و رهایی و آزادی از هر آنچه غیر خداست در متون دینی یافت می‌شود. به‌عنوان نمونه، خداوند در سوره فصلت، آیه ۳۰ می‌فرماید: «انَّ الَّذينَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَيهِمُ المَلائِكَةُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا وَأَبشِروا بِالجَنَّةِ الَّتي كُنتُم توعَدونَ: کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست و استقامت کردند فرشتگان بر آنان نازل شده و بشارت ولایت و آرامش دنیاو آخرت را به آنها می دهند.». مضمون این آیه و آیات و روایات مشابه، این است که بی خدایی و اعراض از یاد خدا، زندگی زجرآور و پُرتلاطم روحی و جسمی را به ارمغان می آورد: «و من أعرض عن ذكری  فإن له معيشة ضنكا: کسی که از یاد من غافل شود، برای او زندگی دشواری در پیش است».

اسلام جهت این آرامش و امنیت روحی روانی مسلمین، لزوم حضور در جماعت مسلمین و عدم انزوا و گوشه‌گیری را حتی در عبادات توصیه کرده است: «وارکعوا مع الراکعین»  (بقره، آیه ۴۳). در مورد ارزش نماز جماعت در مقایسه با نماز فرادا، در روایت است که اگر حاضرین در نماز جماعت به ده نفر برسند و بیش از ده نفر باشند ثواب یک رکعت از این نماز قابل‌اندازه‌گیری نیست و به بی‌نهایت می‌انجامد. در روایت، تعبیر عجیبی دارد مبنی بر اینکه اگر همه دریاها، دوات و همه درختان، قلم و همه زمین‌ها، کاغذ شوند توان نوشتن اجر یک رکعت از چنین نمازی را ندارند: «فَإِنْ زَادُوا عَلَى الْعَشَرَةِ فَلَوْ صَارَتِ السَّمَاوَاتُ كُلُّهَا مِدَاداً وَ الْأَشْجَارُ أَقْلَاماً وَ الثَّقَلَانِ مَعَ الْمَلَائِكَةِ كُتَّاباً لَمْ يَقْدِرُوا أَنْ يَكْتُبُوا ثَوَابَ رَكْعَةٍ وَاحِدَة» (بحار الانوار، ج۸۵، ص۱۵).

برخی دیگر از آداب اجتماعی اسلامی که تضمین کننده سلامت روان و در نتیجه جسم مسلمانان است، عمل به فضایل اخلاقی و ترک رذایل اخلاقی است. برخی از این فضایل عبارت‌اند رحمت و رأفت و مودّت و صبر: «وَ الْکاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِين» (آل‌عمران، آیه ۱۳۴). بخشش و عفو، خوش‌رویی و مهربانی، سلام کردن و پیشی جستن در سلام و استحباب آن، معاشرت با مردم و همسایگان و دوستان و اقوام، وجوب صله‌رحم و حرمت قهر و دوری گزیدن از مردم و قوم و خویش، تشویق به آشتی کردن و آشتی دادن و رفع کدورت‌ها، امر به بزرگان قوم و طایفه برای ایجاد صلح و صفا (سوره تغابن، آیه ۱۴ می‌فرماید: ای اهل ایمان، زنان و فرزندان شما هم برخی که شما را از طاعت و جهاد و هجرت در دین باز دارند دشمن شما هستند، از آنان حذر کنید، و اگر از عقاب آنها پس از توبه آنان. عفو و آمرزش و چشم‌پوشی کنید. خدا هم در حق همه شما بسیار آمرزنده و مهربان است)، رعایت احترام پدر و مادر و بزرگ‌ترها، ترحم و محبت به کوچک‌ترها و بوسیدن و نوازش اطفال و کودکان، رسیدگی به ایتام و توجه به زندگی و معیشت اقشار ضعیف جامعه اعم از خویش و دوست و ایتام و ضعفای دیگر، همگی در این راستا هستند. نزد مسلمانان، عمل به این فضایل، حتی نسبت به جوامع غیر مسلمین نیز  لازم است.

از موارد دیگر بهداشت روانی، دستور به زندگی در لحظه است؛ به معنای عدم توجه به گذشته و غفلت از حال حاضر و تمرکز بر افسوس گذشته و غرق شدن در آرزوها و آینده نامعلوم به‌گونه‌ای که حال را از دست بدهد؛ همچنین امر به امید و توکل به خدا و حسن‌ظن به خدا و مردم (خوش‌بینی و تساهل در معاشرت با مردم). (پاسدار اسلام، اردیبهشت ۱۳۸۸، شماره ۳۲۹، سلامت روان از منظر آموزه‌های دینی، نوشته اسماعیل نساجی زواره.) روایت «حسن الظّنّ راحة القلب و سلامة الدّین»  (غررالحکم، ص۳۴۴) نیز مؤید این مطلب است.

در طب اسلامی به بهداشت روانی فرد و جمع، توجه بسیاری شده و ساماندهی زندگی بر اساس نظم در همه عرصه‌های زندگی – چه فردی در محل کار و در خانه و محله و بازار و مسجد و…- مورد توجه قرار گرفته است. وجود معیارهایی دقیق و رعایت عدالت در معاشرت با دیگران، در. همه این موارد قابل توجه است. برای مثال، در مورد زندگی افراد خانواده و خویشان و همسایگان و لزوم بازدید و دیدار از آنان، روایات بسیاری داریم که این دیدارها پس از زیارت حج و زیارت قبور ائمه معصومین(ع) و دیگر اماکن زیارتی تأکید بیشتری دارد. استحباب آوردن سوغات توسط مسافر به یاد دوستان و خویشانی که نیامده‌اند و التماس دعا داشته‌اند، اینکه هم‌سفری‌های خود چگونه رفتار کند تا سفر لذت بخشی داشته باشند، از این امور هستند. خودِ احکام مسافر نیز بحث مفصلی است که در نتیجه اجرای این واجبات و مستحبات مانند نماز شکسته و روزه مسافر و…، موجب آرامش روانی فرد و هم‌سفران است.

آداب عروسی

احکام مربوط به وجوب یا استحباب ازدواج و حرمت هم‌جنس‌گرایی و استمنا، تعیین همسر هم کفو، حتی چگونگی رفتار در مراسم مختلف عروسی، از ابتدای آن که وظیفه بزرگ‌ترها در به ازدواج در آوردن جوانان است (زیرا قرآن می‌فرماید: «أنکحوا الأیامی» (سوره نور، آیه ۳۲)) و پرداختن به مقدمات آن مثل تعیین مهریه، و پیامد دقت در چنین مواردی و ذکر جزئیات و تعیین حقوق و وظایف افراد خانواده و جامعه آرامش فکری جامعه است. در همین راستا، تجرد مکروه شمرده شده و موجب بی‌ثباتی زندگی و ناامنی روانی جامعه تلقی شده است. باز در این مورد، به استحباب تأمین هزینه ازدواج می‌توان اشاره کرد که به تقبل هزینه آن با هدیه و کادو توسط دیگران توصیه شده است.

در ادامه، احکام زوجین، مستحبات زمان و مکان زفاف و مکروهات آن، فرزندآوری و چگونگی تربیت فرزند، تعیین نام برای فرزند، ارزش دادن به فرزند دختر درحالی‌که جامعه از دختران دلخوشی نداشت، مشخص کردن شرور و زشتی‌ها برای افراد و جامعه اسلامی و ترک رذایل اخلاقی که موجب ناامنی و متلاشی شدن بنیان خانواده و جامعه می‌شوند، نظیر سرقت، بدگویی، غیبت، تهمت، فحش، هجو، کنایه، متلک و نیش زبان، دروغ، مزاحمت برای دیگران حتی با عدم رعایت بهداشت فردی (مثل نرفتن به حمام و عدم اصلاح محاسن بودادن پا و بدن در مسجد و جمع خانواده و مسلمین)، و ظلم و تعدی به حقوق دیگران، چشم‌چرانی، عدم رعایت پوشش مناسب مردان و زنان، تجاوز جنسی و تعرض به آبرو، قابل ذکر هستند. (ر. ک. به اخلاق شبر ترجمه جباریان).

روش استنباط مسائل طب اسلامی

در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که آیا روش استنباط مسائل طب اسلامی، متفاوت با روش استنباط سایر احکام فقهی است؟ به‌عنوان نمونه، آیا اعتبارسنجی احادیث برای طب اسلامی، همان روش اعتبارسنجی ابواب فقهی را دارد؟

در پاسخ به این سؤال می‌توان گفت: در چنین موضوعاتی، آیات و روایات با معیارهای دقیق موضوعات فقهی بررسی نمی‌شوند؛ زیرا لزوم ندارد آن دقت و گزینشی که در فقه در حد عالی انجام می‌شود، در سایر دانش‌های اسلامی نیز صورت پذیرد. سوگمندانه می‌توان گفت: کمتر نوشته یا تألیف مستقلی برای روش‌های استنباط در مباحث طب اسلامی و موضوعاتی شبیه آن در سبک زندگی اسلامی مشاهده می‌شود؛ علی‌رغم نیاز فراوانی که به چنین تتبعاتی که شبیه اصول فقه برای استنباط در فقه باشد، در دانش‌های دیگر اسلامی مثل اخلاق و طب داریم؛ زیرا امروزه بحث سبک زندگی اسلامی بار دیگر جهت تأسیس تمدن اسلامی مطرح است و چنین نیازهایی، لزوم انجام چنین پژوهش‌هایی را دو صدچندان می‌کند.

به‌عنوان پیشنهاد می‌توان گفت: جهت انجام و به‌نتیجه‌رسیدن این مهم، استفاده از علوم مورد استفاده در متون اسلامی در فقه به‌عنوان الگویی کاربردی، می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. برای استنباط احکام فقهی از آیات و روایات، از علومی همچون ادبیات عرب (صرف و نحو و بلاغت)، منطق، علم رجال، تاریخ، فلسفه و اصول فقه استفاده می‌شود که می‌توان برای استنباط طب اسلامی و کلاً سبک زندگی اسلامی نیز از همین الگو، بهره گرفت.

آیا طب اسلامی، همان طب سنتی است؟

برخی معتقدند طب اسلامی، همان امتداد طب سنتی است. دراین‌رابطه باید گفت: همه علوم اسلامی حتی فقه، ریشه در علوم و دستاوردهای فکری بشری داشته‌اند. دانش‌هایی همانند کلام و اصول فقه و فقه و…، متأثر از علوم گذشته و دانش بشری زمانه خود هستند. مسلمانان با استفاده از اصول و فروع اسلام، معارف موجود را بررسی و اصلاح کرده‌اند. همچنین می‌توان اضافه کرد که در فقه هم بسیاری از احکام، امضای فعالیت عبادی و فرهنگ دینی گذشته بوده است؛ مخصوصاً در بخش معاملات، این تأثیر بیشتر دیده می‌شود. شارع مقدس در بسیاری از موارد، تأسیسی عمل نکرده؛ بلکه به امضای آنچه در میان مردم رواج داشته پرداخته است و در برخی موارد نیز قیودی بر آنچه موجود بوده زده تا خلاف نظر شارع مقدس نباشد. در این مورد می‌توان به سنت و تقریر شارع مقدس اشاره کرد. هر آنچه در مرئی و منظر امام معصوم(ع) انجام شده و نهیی از شارع مقدس در مورد آن به ما نرسیده (برای مثال، شراب که بعضی به‌عنوان دارو استفاده می‌کردند و نهی از آن در موارد متعدد به ما رسیده است و باید از آن اجتناب کرد)، دلیل بر تقریر معصوم و تأیید استفاده از آن است.

بنابراین، طب اسلامی حاصل بررسی اندیشمندان مسلمان با استفاده از مبانی اسلامی در طب موجود جامعه اسلامی بوده است؛ ولی آنچه ایجاد شده تفاوت اساسی با گذشته دارد که بنای تمدن اسلامی را در قرون طلایی اسلام گذاشته است. اسلام با ایجاد تغییر اساسی در هستی‌شناسی و انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی، علوم اسلامی جدیدی تأسیس کرد که با شکوفایی این علوم، تمدن اسلامی بنیان گذاشته شد.

دیدگاه‌ها

  1. سید احمد 

    نویسنده محترم زحمت بکشند ببینند از موضوعات آمده در نوشته، چندتای آنها مربوط به دانش پزشکی است؟

پاسخ دهید