حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسین ادبی طی یادداشتی اختصاصی بررسی کرد:

پرونده مبادی فقه سلامت و پزشکی/19

تغییر در قواعد، ادله، روش‌های استنباط امری ضروری است. اما نباید در این زمینه، گرفتار شتاب‌زدگی و هیجان شد. حضور فقه در عرصه بین‌المللی و نقش‌آفرینی جهانی، نباید چنین تلقی شود که فقه باید متأثر از بنیان‌های هستی‌شناسانه و انسان‌شناسانه مکاتب غیر شیعی شود. استفاده از روش‌های نوین و اکتشافات روشی علوم در مکاتب دیگر اگرچه قابل استفاده است اما نباید باعث شود از اصول و مبانی هستی‌شناختی و انسان‌شناختی و معرفت‌شناختی خود کوتاه بیاییم.

اشاره

برای حضور فقه سلامت و پزشکی، به‌عنوان یک بازیگر مهم در میان مکاتب گوناگون پزشکی، مستلزم این است که اولاً بایسته‌های حضور بین‌المللی دانش‌ها شناخته شود و ثانیاً مزایای رقابتی این باب فقهی به‌دقت شناسایی گردد. حجت‌الاسلام‌والمسلمین حسین ادبی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه مشهد، در این یادداشت اختصاصی، به بیان ابعاد و بایسته‌های فقه سلامت و پزشکی، برای حضور در عرصه بین‌الملل می‌پردازد.

برای بررسی مزایای رقابتی فقه سلامت و پزشکی شیعی، باید ابتدا به بررسی فهم دنیای معاصر از سلامت و پزشکی و عمق اثرگذاری آن در انسان پرداخت؛ بنابراین، هم انسان‌شناسی مکاتب فعلی در دنیا، هم هستی‌شناسی و هم معرفت‌شناسی آنها در این زمینه باید مورد بررسی قرار گیرد. مقایسه اندیشه‌ها و تولیدات فکری در عرصه سلامت و پزشکی، منوط به نوع فهم ما از سلامت در انسان است. اگر انسان را محدود به جسم بدانیم، نوعی تعریف از سلامت و پزشکی و به‌تبع آن، درمان حاصل می‌شود؛ و اگر انسان را دارای لایه‌ای عمیق‌تر به نام روان بدانیم و یا اینکه او را دارای جسم، روان و روح بدانیم، تعاریف ما از سلامت و پزشکی و درمان متفاوت خواهد بود. برای پاسخ به این مسائل نیز باید به سؤالاتی عمیق‌تر، یعنی شناخت هستی و شناخت علم و معرفت بپردازیم. با این مقدمه، با عنایت به اینکه مکتب تشیع، یک مکتب الهی است که به خداوند به‌عنوان یگانه خالق هستی باور دارد و برای منابع دینی، به‌عنوان حقایق علمی ارزش قائل است، نوع نگاه متمایز این مکتب نه‌تنها نسبت به مکاتب مادی، بلکه نسبت به مکاتب الهی دیگر همچون مسیحیت و همچنین مذاهب دیگر اسلامی، درباره سلامت و پزشکی، روشن می‌شود.

توجه به روح، در کنار جسم

دین اسلام، انسان را دارای دو بُعد اصلی جسم و روح می‌داند که بُعد روحی او دارای سه‌لایه ذهن، روان و روح است؛ بنابراین، وقتی از سلامت و پزشکی صحبت می‌کنیم، سخن درباره سلامت این چهار بُعد و درمان در این چهار بُعد است. حال اگر قائل باشیم که این چهار بُعد بر همدیگر اثر می‌گذارند، باز نوع مسائل متفاوت خواهد شد؛ چراکه شیوه‌های درمان، تک بُعدی نخواهد بود و ورود فقه به این عرصه نیز با عنایت به یک بُعد، به‌تنهایی نخواهد بود. به‌عنوان‌مثال، وقتی سخن از تغییر جنسیت به‌عنوان یک مسئله پزشکی می‌شود، نگاه صرفاً به بُعد جسمی نیست؛ بلکه رابطه میان جسم و سه‌لایه روح کاملاً مدنظر قرار می‌گیرد. به‌تبع، دانش فقه نیز در تعیین وظیفه مکلف، به این امر عنایت خواهد داشت.

تأثیر علم دینی در فقه سلامت و پزشکی

نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، تعریف ما از علم دینی است که وابسته به همان تعریف ما از علم است. ازآنجاکه صحبت ما درباره علم فقه سلامت و پزشکی است، فهم ما از دانش فقه به‌عنوان یک دانش الهی برخاسته از منابع دینی و یا دانشی بشری که از منابع دینی بر اساس فهم عقلی برداشت می‌کند، در نوع مواجهه ما با این علم و سپس تمایزات میان فقه سلامت و پزشکی شیعی با دیگر علوم تأثیر می‌گذارد؛ بنابراین، اگر بخواهیم مزایای رقابتی مهم فقه سلامت و پزشکی شیعی را بررسی کنیم، ابتدا باید به این پرسش‌ها پاسخ دهیم.

اشتراکات فقه پزشکی شیعی با سایر مکاتب فقه پزشکی

نکته دیگر، یافتن اشتراکات مسائل میان مکاتب فکری مختلف در دنیاست. فقه شیعی در حوزه سلامت و پزشکی، چه مسائل مشترکی با علوم مختلف در دنیای معاصر دارد؟ مکاتب فکری مختلف در دنیا یک علم پزشکی و سلامت را ایجاد کرده‌اند و در آن و مسائل آن اشتراکاتی دارند. این اشتراکات، علی‌رغم اختلافات مبنایی و تعاریفی است که نسبت به انسان، هستی و معرفت و دانش دارند؛ بنابراین ما هم باید اشتراکاتمان با آنها را بیابیم. این اشتراکات به حوزه انسان بماهو انسان و نه انسان بماهو عبد بازمی‌گردد؛ بنابراین باز قبل از پاسخ به این سؤال، باید قدری در تعریف فقه از تعاریف مرسوم همچون «علم تعیین تکلیف رابطه عبد و مولی» فاصله بگیریم.

لزوم حرکت به‌سوی فقه تمدنی

مسائل فقه‌های مضاف در بستر فقه فردی یا پاسخ نمی‌یابند و یا پاسخ آنها محدود و غیرکافی خواهد بود؛ بنابراین اساس حرکت به‌سوی فقه اجتماعی، فقه حکومتی و فقه تمدنی، جزء لوازم و ضروریات علم فقه است. در فقه سلامت و پزشکی هم که یک فقه مضاف است، این مسئله صادق است؛ یعنی تأثیر و تأثرات نقش نظام سلامت و پزشکی، در کنار نقش فردفرد درمان‌جو و درمانگر باید مورد توجه قرار گیرد. در این تحول، قطعاً روش‌های استنباط تغییر خواهد کرد و قواعد فقهی و اصولی دچار تحول شده و ادله نیز بازخوانی خواهد شد؛ بنابراین خود این تحول، می‌تواند یک گام فقه را به حضور در عرصه بین‌المللی نزدیک‌تر کند. توجه به تعاملات بین‌المللی و بین مکتبی و به‌ویژه در ارتباط فقه با علم حقوق به‌عنوان مهم‌ترین بستر اجرای قوانین فقهی، ضرورتی انکارنشدنی است.

لزوم تسهیلگری در نظام سلامت

نکته دیگر، تسهیل‌گری امر درمان و پزشکی در عین دقت و تعهد طرفینی نسبت به همدیگر است. وقتی سخن از یک نظام سلامت می‌کنیم، مسائلی همچون مدیریت توزیع درمانگران، مدیریت پیشگیری، مدیریت دارو و غذا، مدیریت رسانه به‌عنوان عامل مؤثر در سلامت روان و جهت‌دهنده به سیستم سلامت و پزشکی، اهمیت پیدا می‌کنند. نمی‌توان تعادل در توزیع دارو را صرفاً یک امر اقتصادی تلقی کرد و یا آن را صرفاً یک امر درمانی تلقی نمود. اینها در حوزه‌های فقه سیاسی، فقه سلامت و پزشکی، فقه اقتصادی و فقه حکومتی به‌عنوان مسئله مطرح می‌شوند و پاسخ متناسب با خود را می‌طلبند. در نظام بین‌الملل نیز فقه سلامت و پزشکی با این ابعاد، مسائلی را پدید می‌آورد که تک بُعدی نیستند و برای پاسخ نیز، نیازمند قواعد و روش‌های حل مسئله چندبعدی هستند؛ بنابراین تغییر در قواعد، ادله، روش‌های استنباط امری ضروری است. اما نباید در این زمینه، گرفتار شتاب‌زدگی و هیجان شد. حضور فقه در عرصه بین‌المللی و نقش‌آفرینی جهانی، نباید چنین تلقی شود که فقه باید متأثر از بنیان‌های هستی‌شناسانه و انسان‌شناسانه مکاتب غیر شیعی شود. استفاده از روش‌های نوین و اکتشافات روشی علوم در مکاتب دیگر اگرچه قابل استفاده است اما نباید باعث شود از اصول و مبانی هستی‌شناختی و انسان‌شناختی و معرفت‌شناختی خود کوتاه بیاییم.

تولید مسائل جدید در نظام سلامت

یک نکته دیگر که باید به آن توجه ویژه شود، تولید مسائل جدید در نظام سلامت است. این مسائل گاه در بستر یک کشور و حکومت اسلامی مطرح می‌شوند، و گاه همچون کرونا، مسئله بین‌المللی می‌شوند. در چنین شرایطی، مسائل فقه سلامت و پزشکی، دچار ملاحظاتی می‌شود که قطعاً برای پاسخ به آنها نیازمند تغییر در روش‌های استنباط، قواعد فقهی و اصولی و ادله هستیم. البته ادله تغییر نخواهند کرد، اما نوع نگاه به ادله و شیوه استنباط از آنها قطعاً تغییرات جدی ای را تجربه خواهد کرد. این هم از اموری است که نمی‌توان از آن عبور کرد و فقه خواه‌ناخواه به‌سوی آن خواهد رفت.

وضعیت اجتماعی مکلفان در جوامع مختلف

یکی دیگر از نکات قابل توجه، اهمیت وضعیت اجتماعی مکلفان در جوامع مختلف است. بدیهی است که نظام‌های سلامت و پزشکی در کشورهای مختلف، تابع قوانینی است که برخاسته از مبانی فکری مکاتب حاکم بر آن کشورهاست. در این جوامع، مکلف وضعیتی متفاوت نسبت به مکلفی دارد که در کشور اسلامی زندگی می‌کند؛ بنابراین باید فتاوای فقهی متناسب با وضعیت آنها صادر شود. به‌عنوان‌مثال، الفقه للمغتربین حضرت آیت‌ﷲ سیستانی، نمونه خوبی از این توجه است که می‌توان در خصوص فقه سلامت و پزشکی از آن الگو گرفت. این هم از جمله مواردی است که قطعاً در نحوه حضور بین‌المللی فقه سلامت و پزشکی شیعی تأثیر بسزایی دارد.

پاسخ دهید