روش‌مندی، پلی میان وحی و دانش بشری: چالش‌ها و راهکارهای نظریه‌پردازی قرآن

روش‌مندی، پلی میان وحی و دانش بشری: چالش‌ها و راهکارهای نظریه‌پردازی قرآن

هشتاد و پنجمین جلسه از سلسله‌نشست‌های «یکشنبه‌های روش» با عنوان «تأثیر قرآن کریم در روش تولید فرضیه و نظریه در علوم اسلامی» به همت پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر برگزار شد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، در این نشست علمی، آیت‌ﷲ احمد مبلغی به عنوان ارائه‌دهنده اصلی حضور داشت و حجت‌الاسلام والمسلمین حقانی‌فضل، مدیر دانشنامه فقه معاصر به عنوان دبیر علمی، ضمن معرفی برنامه و تبیین اهمیت موضوع، به نسبت بنیادین قرآن کریم با شکل‌گیری علوم اسلامی و نیز ضرورت نظریه‌پردازی در منظومه دانش دینی پرداخت.

وی در آغاز، با اشاره به جایگاه محوری قرآن در اندیشه اسلامی، تأکید کرد که قرآن کریم منبع اولیه همه دانش‌های دینی و اساس شکل‌گیری علوم اسلامی است و شناخت صحیح دین، بدون رجوع به این منبع بنیادین، ممکن نخواهد بود. مدیر دانشنامه فقه معاصر افزود:« هرچند در برخی جریان‌های اقلیت نوعی کم‌اعتنایی به قرآن دیده می‌شود، اما در نگاه غالب اندیشمندان مسلمان، قرآن همچنان منبع اصلی، بنیادین و تحریف‌نشده اندیشه دینی به شمار می‌آید».

حجت‌الاسلام و المسلمین حقانی‌فضل در ادامه، بُعد دوم اهمیت این نشست را به مسئله نظریه‌پردازی در علوم اسلامی مربوط دانست و اظهار داشت:« امروز دیگر اظهارنظر در دانش‌ها، به‌ویژه در حوزه علوم انسانی و علوم اسلامی، بدون تکیه بر نظریه‌ای منسجم، نمی‌تواند ثمربخشی لازم را داشته باشد».

دبیر علمی با طرح مسئله اصلی این نشست یادآورشد: «اگر ما بخواهیم یک نظام اندیشگی داشته باشیم و نظری که پژوهشگر و صاحب‌نظر در بخش‌های مختلف می‌دهد با هم منسجم باشد و همدیگر را تأیید کند و نقض نکند، بدون داشتن نظریه تقریباً این نشدنی است.»

مدیر دانشنامه فقه معاصر همچنین با اشاره به برنامه‌ریزی پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر برای تمرکز بر محور قرآن در برخی نشست‌های فصل گذشته، یادآور شد که این روند به دلیل شرایط ناشی از «جنگ نابرابر و تحمیلی» ناتمام مانده بود و اکنون ادامه آن در دستور کار قرار گرفته است و جلسه حاضر نیز در امتداد همین رویکرد و با هدف بررسی «تأثیر قرآن کریم در تولید فرضیه و نظریه» برگزار شده است.

در ادامه آیت‌ﷲ احمد مبلغی به ارائه سخنان خود و بر ضرورت تنقیح دقیق عنوان بحث تأکید کرد و گفت که این موضوع با چند عنوان هم‌افق و هم‌راستا پیوند دارد و باید میان چند مقوله و چند سطح از بحث تفکیک قائل شد.

۱ـ استنباط نظریه از ترکیب قرآن و منابع غیروحیانی: این رویکرد شامل دو شق است؛ یکی نقش «تمهیدی و استعدادی» داده‌های غیروحیانی که صرفاً زمینه فهم را فراهم می‌کنند و دیگری نقش «رکنی» این داده‌ها که در ترکیب با قرآن، سازنده مستقیم نظریه می‌شوند.

۲ـ استنباط نظریه از قرآن به صورت محض: این رویکرد به استنباط مستقیم نظریه از خود قرآن می‌پردازد و همان‌گونه که آیت‌ﷲ مبلغی اشاره کرد، ممکن است در دنیای امروز، بدون نوعی تمهید مقدماتی، به تنهایی کافی نباشد.

۳ـ استنباط روش از قرآن: این محور، خودِ «روش» تولید نظریه را از قرآن استخراج می‌کند و جنبه‌ای روش‌شناختی دارد.

استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم نخستین مقوله را «استنباط نظریه از ترکیب قرآن و منابع غیروحیانی» دانست و اظهار کرد: در اینجا موضوع، «نظریه» است و تلاشی که صورت می‌گیرد، «استنباط» است؛ اما این استنباط متوجه مجموعه‌ای مرکب از داده‌های وحیانی و غیروحیانی است؛ یعنی از یک‌سو قرآن و از سوی دیگر داده‌های بشری، اعم از علوم، تجربه و دیگر معارف انسانی.

آیت‌ﷲ مبلغی در تبیین این مقوله، دو حالت یا دو شق را از یکدیگر متمایز کرد. به گفته وی، در حالت نخست، داده‌های غیروحیانی نقشی تمهیدی و استعدادی دارند؛ بدین معنا که این داده‌ها خود، جزء سازنده مستقیم نظریه نیستند، اما زمینه فهم و استنباط را برای پژوهشگر فراهم می‌کنند. در چنین وضعی، داده‌های بشری می‌توانند ذهن نظریه‌پرداز را تحریک کنند، به او زاویه دید بدهند، افق تازه‌ای بگشایند و ادبیاتی فراهم آورند که در پرتو آن، فهمی نو از قرآن حاصل شود؛ با این حال، نظریه در نهایت از خود قرآن استنباط می‌شود، نه از ترکیب واقعی و ساختاریافته قرآن با آن داده‌های بیرونی.

وی در توضیح حالت دوم، از نقش رکنی داده‌های غیروحیانی سخن گفت و تصریح کرد که در این فرض، نظریه نه صرفاً با کمک زمینه‌سازی داده‌های بشری، بلکه از رهگذر پیوستن واقعی دو نوع داده ــ داده وحیانی و داده غیروحیانی ــ شکل می‌گیرد. در اینجا داده‌های غیر وحیانی دیگر صرفاً زمینه‌ساز نیستند، بلکه در ساختار نهایی نظریه سهم دارند و باید با داده‌های قرآنی در یک منظومه منظم و منسجم ترکیب شوند تا امکان تولید نظریه فراهم شود.

آیت‌ﷲ مبلغی با تأکید بر اینکه هر دو صورت، هم امکان‌پذیرند و هم در مقام عمل وجود دارند، این بحث را یک موضوع مهم روشی در فضای علوم اسلامی و علوم انسانی دانست و افزود که فعال شدن چنین رویکردی در حوزه‌های علمی می‌تواند راهی برای خروج از بن‌بست کنونی در بهره‌گیری از قرآن باشد.

وی در بخشی از سخنان خود، با نگاهی انتقادی به وضعیت موجود، تصریح کرد که مسئله اصلی در روزگار ما، مهجور ماندن ظرفیت‌های روشی قرآن در حل مسائل واقعی زندگی است. او با اشاره به اینکه مسلمانان همواره از تمسک به قرآن سخن می‌گویند، خاطرنشان کرد که در عمل، بهره‌گیری مؤثر و مسئله‌گشا از قرآن در مواجهه با پیچیدگی‌های زندگی امروز کمتر تحقق یافته است.

این استاد درس خارج حوزه علمیه تأکید کرد که ناکارآمدی موجود را نباید به حساب متن مقدس گذاشت، بلکه باید آن را ناشی از ضعف در روش‌های تفسیر و استنباط دانست.

آیت‌ﷲ مبلغی در ادامه، با نقد برخی رویه‌های رایج تفسیری، توضیح داد که با وجود ارزشمندی تفسیرهای موجود، این تفاسیر در بسیاری از موارد نتوانسته‌اند به سطحی از کارآمدی برسند که به‌طور مستقیم در حل مسائل رفتاری، الگویی، حرکتی و زیست پیچیده انسان معاصر نقش‌آفرین باشند. به گفته وی، بخشی از تولیدات تفسیری اگرچه واجد اهمیت علمی و معرفتی‌اند، اما کمتر به زبان زندگی ترجمه شده‌اند و کمتر توانسته‌اند در عرصه عمل اجتماعی و سامان‌دهی مسائل عینی انسان امروز اثرگذار واقع شوند.

وی در همین زمینه، بر لزوم پرداخت عالمانه، دقیق و حوصله‌مند به این مسئله تأکید کرد و گفت اگر ابعاد این بحث به‌صورت علمی و غیرسطحی دنبال شود، می‌توان امید داشت که تحولی جدی در عرصه تفسیر و بهره‌گیری از قرآن رخ دهد؛ تحولی که افق‌های تازه‌ای را برای نسبت میان قرآن و تولید نظریه در علوم اسلامی بگشاید.

آیت‌ﷲ مبلغی در سخنان خود یادآور شد که مقوله «استنباط نظریه از ترکیب قرآن و منابع غیروحیانی» از مهم‌ترین محورهای بحث او در این نشست خواهد بود و مباحث بعدی نیز بر پایه همین مقدمه مفهومی دنبال خواهد شد.

او با اشاره به دیدگاه مرحوم شهید صدر درباره تفسیر موضوعی، این رویکرد را از مهم‌ترین تلاش‌های انجام‌شده در این زمینه دانست، اما تصریح کرد که این روش برای پاسخ‌گویی کامل به مسئله کافی نیست. به گفته او، مسئله اصلی این است که «با چه روشی و با چه ابزاری می‌خواهید اندیشه‌های قرآنی را استنباط و استخراج کنید و در مرئی و منظر جامعه نیازمند به این افکار قرار بدهید».

او نقش تطبیقی را رویکردی دانست که در برخی دوره‌های روشنفکری دینی رواج داشته، اما تأکید کرد که تطبیق مستقیم و قطعی آیات بر نظریه‌های علمی، پشتوانه تضمین‌شده‌ای ندارد و نباید مبنای اصلی فهم قرآن قرار گیرد.

آیت‌ﷲ مبلغی در بخش دیگری از سخنان خود یادآور شد که اگر برخی تطبیق‌ها در عمل درست از آب درمی‌آیند، این درستی لزوماً ناشی از خود تطبیق نیست، بلکه از این ناشی می‌شود که ابتدا یک نظریه علمی معتبر به دست آمده و سپس معنا و مصداق آیه بر اساس آن فهم شده است.

وی او مشکل اصلی را عدم انضباط در ذهن و روش‌های کلیشه‌ای برای نزدیک شدن به قرآن دانست و بر لزوم کسب آگاهی‌های عمیق تخصصی و سپس مراجعه به قرآن تأکید کرد و افزود:« اگر روش تمهیدی اگر انضباط پیدا کند، از بهترین و از پربسامدترین و کارآمدترین روش‌های نزدیک شدن به قرآن است».

آیت‌ﷲ مبلغی، برای روشن‌تر شدن موضوع، به بیان چند نمونه از آیات قرآن پرداخت و با اشاره به آیه «وَ قُل لِعِبادِی یَقُولُواْ التِّی هِیَ أَحْسَنُ» (سوره اسراء، آیه ۵۳) آن را مثالی عالی برای استنباط قرآنی در حوزه علوم ارتباطات دانست. وی توضیح داد که با در نظر گرفتن یک پیش‌فرض در علوم ارتباطات مبنی بر اینکه “ارتباط صرفاً کلام نیست و شامل لحن، زبان بدن و رفتار نیز می‌شود”، می‌توان این آیه را تحلیل کرد.

بر اساس این پیش‌فرض، ارتباط بر دو پایه کلام و رفتار استوار است و تطابق این دو، تأثیرگذاری پیام را افزایش می‌دهد. آیه «وَ قُل لِعِبادِی یَقُولُواْ التِّی هِیَ أَحْسَنُ» با در نظر گرفتن این پیش‌زمینه که ارتباطات انسانی عمدتاً بر پایه سخن استوار است (بدون اینکه ضرورتاً بخواهد آن را رد کند)، دستور می‌دهد که “بهترینِ سخن” گفته شود.

آیت‌ﷲ مبلغی افزود: هنگامی که واژه “احسن” به عنوان صفت قول (سخن) به کار می‌رود، نشان می‌دهد که این “بهترین” تنها به محتوای منطقی کلام محدود نمی‌شود، بلکه شامل لحن، زبان بدن، و تناسب سخن با شرایط زمانی و مکانی نیز می‌گردد. این جنبه‌های رفتاری، دقیقاً با نظریات امروزی علوم ارتباطات که بر هماهنگی کلام و رفتار تأکید دارند، انطباق کامل دارد. وی یادآور شد که در این تحلیل، “سیاق آیه” و “نشانه‌شناسی” نقش مهمی ایفا می‌کنند.

بعد از این ارائه حجت‌الاسلام والمسلمین حقانی‌فضل، دبیر علمی جلسه، ضمن قدردانی از ارائه آیت‌ﷲ مبلغی، با اشاره به محور اصلی سخنان ایشان افزود: آیت‌ﷲ مبلغی در این نشست، علاوه بر این چارچوب کلی، به برخی مسائل دیگر نیز اشاره کردند که هرچند موضوع اصلی جلسه نبود، اما از منظر روش‌شناسی قابل تأمل است؛ از جمله اینکه اصولاً چه روش‌هایی برای استفاده از قرآن در نظریه‌پردازی وجود دارد، و آیا این روش‌ها در همه حوزه‌ها به‌صورت یکسان قابل استفاده‌اند یا باید برای علوم مختلف، به‌ویژه علوم انسانی، روش‌های خاص‌تری طراحی شود.

دبیر علمی نشست در پایان از آیت‌ﷲ مبلغی به‌خاطر «ارائه منسجم و قابل استفاده» تشکر کرد و از حاضران خواست دیدگاه‌ها و نکات خود را مطرح کنند تا ادامه گفت‌وگو در حضور استاد دنبال شود.

در ادامه جلسه با پرسش و پاسخ میان حاضران و استاد پیگیری شد. در بخشی از این گفت‌وگو، یکی از حاضران در پرسشی از آیت‌ﷲ مبلغی، به چالش ارتباط میان علوم وحیانی (ثابت) و علوم بشری (متغیر) در فرایند نظریه‌پردازی پرداخت. و این سوال را مطرح کرد که با توجه به تغییرپذیری علوم بشری، چگونه می‌توان نظریه‌ای مبتنی بر آن‌ها تولید کرد؟

آیت‌ﷲ مبلغی توضیح داد که در روش استنباط نظریه از ترکیب وحیانی و غیروحیانی، قرار نیست هر داده بشری به‌طور مستقیم و بی‌روش به قرآن چسبانده شود. بلکه پژوهشگر باید با روش‌مندی، سناریوسازی، رفت‌وبرگشت میان داده‌های قرآنی و داده‌های بشری، و مقایسه فرضیه‌ها به یک اطمینان برسد. او تأکید کرد که:

  • داده‌های بشری گاهی متعدد و متغیر‌اند و همین تنوع، امکان بررسی و انتخاب بهتر را فراهم می‌کند.
  • بعضی داده‌های بشری هم قطعی و تثبیت‌شده‌اند و مانند قانون عرضه و تقاضا در اقتصاد، می‌توانند در فهم قرآن به کار روند.
  • ارزش نهایی در این فرایند، خود داده بشری نیست بلکه اطمینانی است که پژوهشگر پس از سنجش و مقایسه به دست می‌آورد.
  • او با مثال‌هایی مثل اصالت فرد یا جامعه نشان داد که مفسر می‌تواند نظریه‌های بشری را با آیات قرآن عرضه کند و به نتیجه‌ای اطمینان‌بخش برسد.
  • در پایان تأکید کرد که هدف، رسیدن از ظن و احتمال به یقین یا اطمینان علمی است، نه تکیه بر حدس و گمان.

یکی از حاضران پرسید آیا نظریه‌ای که در این فرایند تولید می‌شود، قطعی و نهایی نیست و ممکن است بعدها با نظریه‌ای دیگر جایگزین شود؟ آیت‌ﷲ مبلغی پاسخ داد که:

در فقه و اصول هم نظریه‌ها قطعیِ قطعی نیستند و تعدد دیدگاه‌ها خود نشان می‌دهد که نظریه نهاییِ مطلق نداریم و برای کاهش خطا باید روش نظریه‌پردازی را تقویت و دقیق‌تر کرد تا ضریب خطا پایین بیاید. مراجعه مکرر و عمیق به قرآن می‌تواند به کشف‌هایی منجر شود که برای پژوهشگر همراه با اطمینان است. اعتبار اجتماعی و علمی نظریه وقتی بیشتر می‌شود که دیگران هم آن را بپذیرند یا دست‌کم آن را قابل‌توجه بدانند. حتی اگر بیشتر نظریه‌ها کنار بروند، چند نظریه درست باقی می‌ماند و همین‌ها ارزش تلاش را دارند.

این نشست نشان داد که در نگاه آیت‌ﷲ مبلغی، قرآن می‌تواند در تولید فرضیه و نظریه در علوم اسلامی نقشی فعال و راهگشا داشته باشد، اما این نقش تنها زمانی ثمربخش است که با روش‌شناسی منظم، نگاه تمهیدی، و بهره‌گیری دقیق از داده‌های علمی و انسانی همراه شود. جمع‌بندی جلسه آن است که قرآن، نه در مقام تطبیق‌های شتاب‌زده، بلکه در قالب یک منبع الهام‌بخش برای کشف نظریه‌ها می‌تواند در علوم انسانی، ارتباطات، هنر و جامعه‌شناسی افق‌های تازه‌ای بگشاید.