بررسی فقه سیاسی اهل سنت در شبه‌قاره هند؛ از چالش استعمار تا مسئله دولت اسلامی

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، در این نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید مهدی علیزاده موسوی با اشاره به نقش استعمار بریتانیا در شکل‌گیری پرسش‌های بنیادین فقهی همچون نسبت مسلمانان با حکومت استعماری، مفهوم دارالاسلام و دارالحرب و مسئله جهاد، این دوره را نقطه عطفی در تحول اندیشه سیاسی اهل سنت دانست. وی همچنین به شکل‌گیری جریان‌های مهمی همچون دیوبندی، بریلوی و اهل حدیث اشاره کرد و تأثیر آن‌ها بر تحولات سیاسی پاکستان، افغانستان و بنگلادش را برجسته ساخت. در ادامه، اندیشه‌های ابوالاعلی مودودی به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان مهم دولت اسلامی و پیوند آن با مفاهیم نوین حکمرانی مورد توجه قرار گرفت. در بخش پرسش و پاسخ نیز نسبت این جریان‌ها با جمهوری اسلامی ایران و ظرفیت‌های تجربه سیاسی شیعه بررسی شد. این نشست در مجموع بر اهمیت راهبردی شناخت فقه سیاسی شبه‌قاره در تحلیل تحولات معاصر جهان اسلام تأکید داشت.
جریان‌شناسی فقه سیاسی اهل سنت در شبه قاره هند

دویست‌ونودوهفتمین نشست علمی پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر با عنوان «جریان‌شناسی فقه سیاسی اهل سنت در شبه‌قاره هند» به همت گروه فقه سیاست و روابط بین‌الملل برگزار شد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، در این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید مهدی علیزاده موسوی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، به ارائه دیدگاه‌های خود درباره سیر تاریخی و تحولات فقه سیاسی اهل سنت در شبه‌قاره پرداخت و دبیری علمی نشست را دکتر عبدالوهاب فراتی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، بر عهده داشت.

دکتر عبدالوهاب فراتی در آغاز نشست با اشاره به تصویب طرح «جریان‌شناسی فقه سیاسی اهل سنت» در گروه فقه سیاست و روابط بین‌الملل گفت: این موضوع به دلیل ضعف ادبیات پژوهشی در ایران و کمبود شناخت از نگرش‌های جدید اهل سنت، در قالب سلسله نشست‌هایی در دستور کار قرار گرفته است. وی افزود: نخستین نشست این مجموعه با حضور حجت‌الاسلام والمسلمین سید مهدی علیزاده موسوی و با موضوع جریان‌شناسی فقه سیاسی اهل سنت در شبه‌قاره هند برگزار می‌شود.

دبیر علمی نشست در ادامه شبه‌قاره هند را منطقه‌ای گسترده شامل هند، پاکستان، بنگلادش، مالدیو، نپال و تا حدی افغانستان و میانمار دانست و با تأکید بر جمعیت بیش از ۶۰۰ میلیون مسلمان آن، این منطقه را دومین حوزه بزرگ مسلمانان جهان معرفی کرد. او با انتقاد از غفلت پژوهش‌های فقه سیاسی در ایران نسبت به این منطقه گفت: شبه‌قاره در مطالعات ما در مقایسه با خاورمیانه به‌طور جدی مغفول مانده است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی همچنین شناخت تحولات سیاسی منطقه را وابسته به فهم سنت فقهی شبه‌قاره دانست و تصریح کرد: بسیاری از جریان‌های سیاسی امروز در افغانستان، پاکستان و بنگلادش ریشه در سنت فقهی دو قرن اخیر دارند و بدون شناخت آن، تحلیل این تحولات ممکن نیست. وی افزود: این جریان‌ها درباره دولت، جهاد، بیعت و رابطه با غیرمسلمانان نظریه‌پردازی کرده‌اند و این نظریات از سطح آکادمیک فراتر رفته و در عرصه سیاست نیز اثرگذار بوده است.

دکتر فراتی در پایان با اشاره به اهمیت راهبردی این موضوع برای ایران گفت: برخی از این جریان‌ها نسبت به تشیع رویکرد تقابلی دارند و برخی دیگر به تجربه جمهوری اسلامی توجه نشان می‌دهند. همچنین این پرسش را مطرح کرد که آیا فقه سیاسی اهل سنت در شبه‌قاره دارای هویت مستقل است یا صرفاً ادامه جریان‌های دیگر جهان اهل سنت به شمار می‌آید.

شبه‌قاره؛ یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های اندیشه اسلامی

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علیزاده موسوی در آغاز سخنان خود، شبه‌قاره هند را یکی از مهم‌ترین مراکز جمعیتی و فکری جهان اسلام دانست و گفت: «شبه‌قاره با بیش از ۶۰۰ میلیون مسلمان، از بزرگ‌ترین کانون‌های جمعیتی جهان اسلام است و از حیث تولید اندیشه نیز جایگاه بسیار مهمی دارد.»

وی با انتقاد از کم‌توجهی پژوهشگران ایرانی به این حوزه افزود: «اگر بخشی از انرژی و سرمایه علمی صرف‌شده در مطالعات جهان عرب به شبه‌قاره اختصاص می‌یافت، دستاوردهای بیشتری حاصل می‌شد.»

عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اشاره به پیوندهای تاریخی و فرهنگی ایران و شبه‌قاره تصریح کرد: «آثار زبان و فرهنگ فارسی همچنان در این منطقه دیده می‌شود و بسیاری از عالمان آن به سعدی، حافظ و مولوی افتخار می‌کنند.»

تأثیر مغولان و استعمار بر فقه سیاسی اهل سنت

وی با بیان اینکه جریان‌های فقه سیاسی در شبه‌قاره تحت تأثیر عوامل تاریخی مانند حضور مغولان اظهار داشت:«در این دوره، حاکم ظل‌ﷲ تلقی می‌شد و حفظ نظم سیاسی، تمکین از سلطان و پرهیز از مخالفت با حکومت از اصول مهم فقه سیاسی بود.»

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید مهدی علیزاده موسوی
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید مهدی علیزاده موسوی

دکتر علیزاده موسوی همچنین استعمار بریتانیا را نقطه عطفی در تحولات فقه سیاسی منطقه دانست و گفت: «ورود استعمار انگلیس پرسش‌های جدیدی را ایجاد کرد؛ از جمله نسبت هند با دارالاسلام و دارالحرب، وجوب جهاد علیه استعمار، و مشروعیت همکاری با دولت استعماری.»

دو دیدگاه متضاد درباره جهاد علیه استعمار

این پژوهشگر حوزه فقه سیاسی با اشاره به اختلاف دیدگاه عالمان اهل سنت درباره استعمار گفت: «شاه عبدالعزیز دهلوی هند را دارالحرب دانست و بر لزوم اقدام برای احیای قدرت مسلمانان تأکید کرد؛ اما احمدرضا خان بریلوی با استناد به استمرار شعائر اسلامی، هند را دارالحرب نمی‌دانست و جهاد علیه بریتانیا را جایز نمی‌شمرد.»

وی افزود: «این اختلاف دیدگاه‌ها به شکل‌گیری رویکردهای متفاوت سیاسی در میان جریان‌های اهل سنت انجامید.»

دیوبندی‌ها؛ تأثیرگذارترین جریان سیاسی اهل سنت

علیزاده موسوی مکتب دیوبند را مهم‌ترین جریان فقه سیاسی اهل سنت در شبه‌قاره معرفی کرد و گفت: «دیوبند صرفاً یک جریان مذهبی نیست، بلکه حضور پررنگی در عرصه سیاست دارد.»

عضو هئیت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب تصریح کرد: «طالبان افغانستان، تحریک طالبان پاکستان و بسیاری از گروه‌های منطقه از نظر فکری و سیاسی متأثر از سنت دیوبندی هستند.»

او در ادامه افزود: «دیوبندی‌ها کمترین فتاوای تکفیری را داشته‌اند، اما بیشترین خشونت‌ها به نام آنان ثبت شده است؛ در حالی که بریلوی‌ها بیشترین فتاوای تکفیری را دارند، اما خشونت سازمان‌یافته گسترده‌ای از آنان دیده نمی‌شود.»وی تأکید کرد: «باید میان تکفیر نظری و تکفیر عملی تفکیک قائل شد.»

بریلوی‌ها؛ رویکردی محافظه‌کارانه در سیاست

وی درباره جریان بریلوی اظهار داشت: «بریلوی‌ها بیشتر بر مسائل مذهبی، شعائر دینی، زیارت و توسل تمرکز داشتند و در سیاست رویکردی محافظه‌کارانه اتخاذ کردند.» وی افزود: «این جریان نه در مبارزات ضد استعماری نقش برجسته‌ای داشت و نه در منازعات سیاسی منطقه حضوری فعال نشان داد.»

مودودی و تولد فقه سیاسی مدرن

حجت السلام و المسلمین علیزاده موسوی ابوالاعلی مودودی را مهم‌ترین نظریه‌پرداز فقه سیاسی مدرن در شبه‌قاره دانست و گفت: «جریان سیاسی مدرن در شبه‌قاره با مودودی آغاز می‌شود.» وی با اشاره به نظریه «تئودموکراسی» افزود:«مودودی تلاش کرد میان حاکمیت الهی و مردم‌سالاری جمع کند و الگویی از دولت اسلامی ارائه دهد که هم پایبند شریعت باشد و هم از سازوکارهای مدرن بهره ببرد.»

وی تأکید کرد: «او فقه سیاسی کلاسیک را با مفاهیم دولت مدرن بازتعریف کرد و از مهم‌ترین متفکران سیاسی جهان اسلام به شمار می‌رود.»

چالش‌های امروز فقه سیاسی در شبه‌قاره

وی در بخش پایانی سخنان خود مهم‌ترین چالش‌های معاصر فقه سیاسی اهل سنت در شبه‌قاره را شامل نسبت اسلام و دموکراسی، جایگاه قانون اساسی، حقوق اقلیت‌ها، نسبت شریعت با قانون مدنی، مقابله با افراط‌گرایی و نیز مسئله حضور زنان در عرصه سیاسی دانست.

دکتر علیزاده موسوی در جمع‌بندی تأکید کرد: «در فضای فکری و سیاسی شبه‌قاره امروز، سه الگوی اصلی قابل شناسایی است؛ نخست اسلام سیاسی با محوریت اندیشه ابوالاعلی مودودی، دوم جریان ملی‌گرایی چنددینی، و سوم جریان سنت‌گرایی که همچنان بر الگوهای کلاسیک خلافت تأکید دارد.»

مواضع جریان‌های فقهی اهل سنت شبه‌قاره در قبال شیعیان

در بخش پایانی نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محسن مهاجرنیا با اشاره به جایگاه ابوالاعلی مودودی و جماعت اسلامی پاکستان، پرسشی درباره نسبت این جریان‌ها با جمهوری اسلامی ایران و شیعیان مطرح کرد. وی همچنین با یادآوری خاطره‌ای از رهبر معظم انقلاب درباره تلاش برای دیدار با مودودی، این پرسش را پیش کشید که فاصله برخی جریان‌های اسلام‌گرا از جمهوری اسلامی ناشی از اختلافات مذهبی است یا عوامل دیگر.

وی با اشاره به حضور گسترده شیعیان در شبه‌قاره، نوع مواجهه جریان‌های فقه سیاسی اهل سنت با آنان را محل پرسش قرار داد.

دکتر علیزاده موسوی در پاسخ اظهار داشت: «شیعه در شبه‌قاره همواره با نوعی مسئله وجودی مواجه بوده و تا پیش از انقلاب اسلامی، کمتر امکان نقش‌آفرینی سیاسی جدی برای خود متصور بود.» وی افزود: در هند، پاکستان و بنگلادش، شیعیان عمدتاً در حاشیه اندیشه سیاسی قرار داشتند.

وی در ادامه خاطرنشان کرد: «پس از انقلاب اسلامی، هویت سیاسی شیعیان تقویت شد و اندیشه‌ها و تجربه سیاسی جمهوری اسلامی مورد توجه جدی قرار گرفت.» وی با اشاره به فضای فکری بنگلادش گفت: امروز بسیاری از دانشجویان و نخبگان مسلمان درباره توان مقاومت جمهوری اسلامی در برابر قدرت‌های بزرگ پرسش دارند.

دکتر علیزاده موسوی تأکید کرد که تبیین مبانی فکری مقاومت در جمهوری اسلامی برای پاسخ به این پرسش‌ها ضروری است و افزود: تحولات اخیر موجب توجه بیشتر نخبگان شبه‌قاره به تجربه سیاسی شیعه شده است.

تفکیک فقه سیاسی و اندیشه سیاسی در شبه‌قاره

در ادامه نشست، دکتر سید صادق حقیقت با تأیید تقسیم‌بندی جریان‌های فقهی اهل سنت (دیوبندی، بریلوی و اهل حدیث)، این پرسش را مطرح کرد که آیا باید میان «فقه سیاسی» و «اندیشه سیاسی» تفکیک قائل شد و همچنین نقش فقه سیاسی در شکل‌گیری پاکستان تا چه اندازه تعیین‌کننده بوده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین علیزاده موسوی در پاسخ گفت: «تفکیک کامل فقه سیاسی و اندیشه سیاسی در شبه‌قاره دشوار است، زیرا بسیاری از شخصیت‌ها هم فقیه‌اند و هم نظریه‌پرداز سیاسی.» وی به چهره‌هایی مانند مدنی، عثمانی، دیوبندی و بریلوی اشاره کرد و افزود: حتی مودودی نیز در این فضا بیش از یک اندیشمند سیاسی، فقیه شناخته می‌شود.

نقش منازعات فقهی در شکل‌گیری پاکستان

وی درباره نقش فقه سیاسی در استقلال پاکستان اظهار داشت: از دهه ۱۹۳۰ مباحث گسترده‌ای درباره امکان زندگی مسلمانان در کنار غیرمسلمانان، همکاری سیاسی با آنان و مشروعیت ساختار مستقل اسلامی شکل گرفت.

عضو هئیت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب خاطرنشان کرد: برخی فقها بقای مسلمانان در هند را ممکن می‌دانستند، اما گروهی دیگر بر تشکیل دولت مستقل اسلامی تأکید داشتند. به گفته وی، هرچند رهبری سیاسی استقلال پاکستان با جناح و مسلم لیگ بود و اقبال لاهوری در سطح نظری نقش داشت، اما زیرساخت‌های فکری این روند توسط عالمان دینی شکل گرفت.

حجت‌الاسلام والمسلمین علیزاده موسوی در پایان تأکید کرد: با توجه به نقش تعیین‌کننده علما در جامعه مذهبی آن دوره، سهم مباحث فقهی در شکل‌گیری پاکستان قابل چشم‌پوشی نیست.