در تاریخ فقه شیعه، پُرشمار نصوصی بودهاند که دههها و قرنها مورد توجه قرار نگرفتهاند، اما به یکباره چشم نازکبین یک فقیه، آن را مورد توجه داده و سپس به یک قاعده و اصل مشهور فقهی تبدیل شده است. اتفاقی که برای نصوص استصحاب پس از قریب به هزار سال از زمان صدور آن روایات، از این جمله است. همین اتفاق، عیناً برای کرامت انسانی و برابری انسانی نیز افتاده است. تا پیش از قرن اخیر، کمتر فقیهی به آیه مشهور «لقد کرّمنا بنی آدم» توجه فقهی کرده و آن را بهمثابه یک قاعده فقهی بررسی کرده بود. نصوص متعدد پیرامون برابری انسانها در حقوق نیز همین حکایت را دارند.
باری، نوپا بودنِ این دو قاعده یا حق انسانی و اینکه احکام فقهی بیش از هزار سال بدون حضور این دو حق و قاعده فقهی شکلگرفتهاند، موجب شده است تا پذیرش این دو بهعنوان دو حق مسلم یا دو قاعده فقهی در میان فقهپژوهان با دشواری و مقاومت روبرو شود. مقاومت بسیاری از فقهپژوهان در مقابل این دو قاعده، از دو جهت است: برخی اساساً این دو حق را به رسمیت نمیشناسند و برخی دیگر، علیرغم پذیرش این دو، حاضر به تغییر احکام فقهی که بهظاهر مخالف با این دو حق هستند نمیباشند. در این میان، برخی استفادههای نابجا و به تعبیر دقیقتر، سوءاستفادههایی که از این دو قاعده صورت گرفته و تطبیقهای نابجایی که برای این دو انجام شده، به این نگرانی دامن زده است.
این مقاومت و این تنش علمی البته اختصاص به دانش فقه ندارد؛ بلکه هر قاعده و گزاره نوپایی در هر دانشی، بهخصوص اگر آن دانش، دیرین و باسابقه باشد و باز بهخصوص اگر سویه قدسی نیز داشته باشد، با همین چالشها و دشواریها مواجه میشود.
مطالب بالا البته به معنای لزوم پذیرش این دو حق انسانی بهعنوان حقوق مسلم انسانها در فقه شیعه از ناحیه فقهپژوهان نیست؛ چه اینکه معنا ندارد در گفتگوی علمی، یک طرف را با تمسخر و اتهام، مجبور به پذیرش یک گزاره علمی کنیم؛ بلکه مراد، بررسی عالمانه، بدون سویهگیری و بدون پیشفرضها و داوریهای پیشین، پیرامون این دو حق نوپرداخت در میان حقوق انسانی است.
مجله «حق کرامت و برابری انسانی از منظر فقه» تلاشی است برای گفتگو و بررسی دقیق چیستی، ابعاد، چالشها و الزامات پذیرش این دو حق انسانی در فقه شیعی.
فصل اول و دوم از این مجله، به واکاوی چیستی این دو حق انسانی و بررسی ابعاد این دو است. واقعیت این است که این دو حق، از مقوله سهل و ممتنع هستند؛ لذا اگرچه در نگاه ابتدایی، آسان و روشن به نظر میآیند، اما وقتی در مقام بررسی دقیق آن دو برمیآییم، متوجه نقاط متعدد ابهام و پرسش پیرامون آنها میشویم.
اگر برابری انسانی را آورده حقوق بشر غربی بدانیم و «عدالت» را آورده حقوق بشر اسلامی؛ بنابراین سخن از نسبت عدالت و برابری انسانی، در حقیقت سخن از تفاوتهای دو تقریر از یکی از مهمترین حقوق انسانی در میان دو مکتب حقوقی است. فصل سوم، به واکاوی تفاوت میان این دو مفهومِ ظاهراً شبیه و حقیقتاً متفاوت میپردازد.
سخن از پذیرش یا عدمپذیرش حق کرامت و برابری انسانی در دانش فقه، درحقیقت سخن از چگونگی تعامل با احکام فقهی است که گمان میرود مخالف این دو حق هستند. پذیرش جدی این دو حق، باید موجب تغییر در احکام فقهی ای شود که در تنافی با این دو هستند. فصل چهارم از این مجله، به بررسی احکام فقهی میپردازد که با حق کرامت انسانی، تعارض ظاهری دارند و فصل پنجم نیز این تعارض را میان احکام فقهی و حق برابری انسانی، به قضاوت مینشیند.
پذیرش این دو حق در دانش فقه اما با چالشهایی نیز همراه است. این چالشها الزاماً نه فقط در زمینه چیستی و چگونگی حل تعارض میان آنها و برخی احکام فقهی است؛ بلکه پیرامون لوازم دیگری از پذیرش این حق است. بهعنوان نمونه، آیا مصادیق کرامت و برابری انسانی، اموری توقیفی هستند یا اینکه تطبیق آنها به دست عُرف است؟ در صورت دوم، آیا این امر منجر به عرفی شدن شریعت نمیگردد؟ دلیل یا دلایل مهم عدم پرداخت فقهای امامیه به این دو حق در دانش فقه چیست؟ آیا اینقدر که این دو حق در زمان ما دارای اهمیت و اثر هستند، از نظر امامان معصوم(ع) نیز اینگونه بودهاند؟ و… گفتگو پیرامون چالشهای فقهی پذیرش حق کرمت انسانی، در فصل ششم و بحث از چالشهای فقهی پذیرش حق برابری انسانی، در فصل هفتم از این مجله صورت میپذیرد.
فصل هشتم، به واکاوی این دو حق در آیات و روایات میپردازد. به دیگر سخن، این فصل، نگاهی درون دینی و نص محور نسبت به این دو حق داشته و نشانههای آن را در تراث منصوص شیعی جستجو میکند.
فصل پایانی این مجله نیز بهسان سایر مجلات الکترونیکی پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر، به بیان پیشینه این دو حق در تراث فقهی شیعی اختصاص دارد. نمایه مقالات فقهی، کتابشناسی و گزارش دو کتاب مهم در این زمینه، مطالب این بخش را تشکیل میدهند.
امید که این تلاش، گامی کوچک در راستای توسعه و تعمیق فقه معاصر و حرکت در مسیر واکاوی عالمانه موضوعات نوپدید فقهی به شمار آمده و مورد توجه حضرت ولیعصر(عج) قرار گیرد. آمین.


