احکام خشونتبار، نمیتواند اسلامی باشد/ بینش موذی بودنِ زن، از بینالنهرین وارد تفکر اسلامی شده است/ یکی از خشونتهای علیه زنان، خشونت ساختاری توسط قوانین است
اشاره: روز دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۳، نشستی تخصصی با عنوان «منع خشونت علیه زنان از دیدگاه فقه و حقوق» از سوی معاونت امور زنان و خانواده ریاستجمهوری در مرکز همایشهای کتابخانه ملی برگزار شد. در این نشست، آیتﷲ «سید محمد موسوی بجنوردی» فقیه و حقوقدان، «صادق آیینهوند» استاد تاریخ اسلام در دانشگاه تهران، «محمدعلی اسفنانی» سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی و «هما داوودی» استادیار دانشگاه و رئیس کانون وکلای دادگستری استان البرز سخنرانی کردند. گزارشی از این نشست، در زیر میآید:
برتری بر پایه تقوا و دانش است نه جنسیت
آیتﷲ موسوی بجنوردی در سخنان خود در این نشست، تنها تفاوت میان انسانها را تقوا و دانش آنان و نه جنسیت دانست و گفت: خشونت علیه زنان مسئلهای است که متأسفانه در جوامع دینی نیز دیده شده و از همه ناراحتکنندهتر این است که این مسئله به خود ادیان هم نسبت داده میشود.
وی در تبیین رابطه انسان و خشونت گفت: انسان موجودی است که خدا او را با طبیعتی مدنی، قانونگرا و عدالتخواه خلق کرده است که برحسب فطرت اولیهاش نمیتواند به سمت خشونت برود و همیشه بهسوی رحمت و عدالت و نیکویی میرود. طبیعت انسان با خشونت مخالف است و خشونت به زن، انحرافی است که در انسان پدید میآید.
این فقیه و مجتهد به انتقاد از دیدگاه «ناقصالعقل بودن زن» پرداخت و افزود: در نهجالبلاغه آمده است که دین، عقل و شهادت زنان ناقص است، اما به نظر نمیرسد این سخنان از امیرالمؤمنین باشد. گفته میشود که دین زن، ناقص است، چون در زمان عادت ماهیانه نماز نمیخواند، اما این نمازنخواندن در مقام اطاعت است. چرا که اگر بگویند بخوان و نخواند، این نقصان دین برای اوست.
از نگاه بجنوردی، انسان موجودی دوبعدی است که هم «نفس ناطقه» و هم «بدن حیوانی» دارد. او گفت: نمیتوان گفت زن افضل از مرد است یا مرد افضل از زن؛ زیرا هر دو انسان هستند و تنها در صورتی یکی بر دیگری برتری دارد که علم و تقوای او بیشتر باشد. در اصل تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد و حقیقت انسان همان نفس ناطقهای است که هویت ما را تشکیل میدهد نه جسم ما را.
موسوی بجنوردی در پایان سخنانش گفت: احکام خشونتبار نمیتواند احکام اسلام باشد. در دوران جاهلیت ارزش انسانها را به جنگیدن و فعالیت اقتصادی میدانستند و برای همین زن ارزش نداشت. اسلام اما زن را نجات داد و مقام او را بالا آورد. این ظلم به اسلام است که میگویند اسلام بین زن و مرد تبعیض قایل میشود درحالیکه اسلام عین عدالت اجتماعی است.
اسلام منشأ خشونت علیه زنان نیست/تفسیر خشونتآمیز، تفسیر شخصی است
صادق آیینهوند یکی دیگر از سخنرانان این نشست، در سخنانش به دیدگاههای متفاوتی که در میان مذاهب، فرقهها نسبت به زنان وجود دارد اشاره کرد و گفت: فلسفه یونانی، آیین خسروانی، فرهنگ جاهلیت، فرهنگ بینالنهرینی و صوفیانِ دنیاگریزِ زنستیز از عوامل نفوذ فرهنگ اشتباه زنستیزی در سرزمینهای اسلامی هستند. وی افزود: آیین زرتشتی غرب ایران که متأثر از فرهنگ مانوی است نگاهی منفی به زن داشت. همچنین بینش اقتدارگرایانه نکوهش زن در شعر شاعران قرن ۹، ۱۰ و ۱۲ هم آمده است که معتقدند زن ضعیف است و آدم نباید از فرد ضعیف تبعیت کند و بر همین مبنا در تخیل خود به ساخت «رستم»هایی قوی پرداختند. نمونۀ این شعرا، شخص فردوسی است که بر اساس شعرهایش زورپرست است و ضد زن. سعدی هم معتقد است هر سال یکبار باید زن عوض کرد؛ آن جا که میگوید «برو زن کن ای خواجه هر نوبهار که تقویم پاره نیاید به کار».
پاستاد تاریخ دانشگاه تهران در ادامه بیان داشت: فقیهان در دوران امویان و عباسیان هم به دو دسته تقسیم میشدند، فقیهان مستقل که با دستگاه اموی و عباسی ارتباطی نداشتند و فقیهانی که با امویان و عباسیان ارتباط داشتند که دستۀ دوم نگاه زنستیزانه را در پیش گرفته بودند تا بتوانند مقاصد خاص سلاطین اموی و عباسی را تأمین کنند.
از نگاه این استاد تاریخ، دیدگاههای جاهلی که در حوزۀ زنان وجود داشت هم در روند افزایش زنستیزی مؤثر بود. به گفته آیینهوند یکی از این دیدگاهها این است که زن مصرفکننده غیرمدافع است به این معنا که در میان اعراب جاهلی از بین زن که مصرفکننده غیرمدافع بود و قدرت شمشیرزدن نداشت با مرد که شمشیرزن بود و فعالیت اقتصادی داشت، مرد را انتخاب میکردند و زن بایست به خاک سپرده میشد.
آیینهوند با تأکید بر اینکه اطاعت مطلق زن از مرد در اسلام وجود ندارد، گفت: بینش موذی بودن زن و تشبیه آن به کژدم و اژدها نیز که از بینالنهرین آمده، از دیگر تفکرات زنستیز است که اگر در نهجالبلاغه آن را میبینیم از سرزمین بینالنهرین وارد متون اسلامی شده است. برخی نیز قایل به اطاعت مطلق زن از مرد هستند؛ درحالیکه اطاعت بهصورت مطلق در اسلام وجود ندارد؛ اما متأسفانه این نگاه فقهی در اذهان جا افتاده است. باور عامیانه دیگر، نقصان عقل زن و کاملبودن عقل مرد است و در نتیجه کسی که عقلش کم است باید از کسی که عقل بیشتری دارد اطاعت کند؛ این باوری که هیچگاه سندیت آن ثابت نشده است.
وی خاطرنشان کرد: باور دیگر، باور فریبخوردن و مورد فتنه قرارگرفتن مرد توسط زن است و این که مرد به این دلیل باید از زن پرهیز کند. همچنین معتقدند زن رمز و نمایندهی شیطان است و باید از او پرهیز کرد که متأسفانه در اوایل انقلاب، از سوی یکی از فقهای مجلس خبرگان نیز مطرح شد. برخی نیز اعتقاد دارند زن نشان بیوفایی است. دیوان اشعاری هم به نام امیرالمؤمنین درست کردهاند و شعری را به ایشان نسبت دادهاند که میگوید زن بیوفاست اما در واقع این دیوان متعلق به «علی ابن ابیطالب قیروانی» است.
این استاد تاریخ اسلام افزود: بر اساس برخی دیدگاههای جاهلانه، زن «ظرف انتقال» است. حتی در عصر عباسیان این مسئله به نقطه اوج خود رسید و این را بهمنظور محرومکردن زن از ارث ساختند. اعتقاد دیگری که وجود دارد این است که مرد فعال اقتصادی و زن مخرب و هدردهنده است و مرد باید بهزور جلوی زن را بگیرد تا اموالش هدر نرود.
وی در ادامۀ سخنان خود با اشاره به این موضوع که زنان تاریخ اسلام ویژگیهایی دارند که مردان به پای آنها نمیرسند، تأکید کرد: در تاریخ سراغ نداریم که حتی یک نفر از زنان مهاجر بعد از ایمان مرتد شده باشند؛ درحالیکه در مورد مردان این اتفاق افتاده بود. همچنین در تاریخ دیده نشده است که یکی از زنان در حدیثی دروغ گفته باشد. در بین بیش از چهارصد منافق صدر اسلام نیز تنها یک زن به نام «اسماً بنت مروان» وجود داشت. در سیره پیامبر هم میبینیم که در مجلس ایشان کسی اجازه نداشت درباره زنان سخنی بگوید که شأن زنان را کم کند.
آیینهوند در پایان سخنان خود بر این موضوع که اسلام بههیچعنوان منشأ خشونت علیه زنان نیست تأکید کرد و گفت: در روایات آمده است که کرامت و لئامت انسان در معامله با زن مشخص میشود و هیچ کریمی زن را نمیآزارد. اگر کسی مقام زن را در خانواده رعایت نکند، حتی اگر صحابه پیامبر هم باشد، باز هم عذاب قبر خواهد داشت. این نگاه اسلام به زن است؛ بنابراین اسلام هیچ منشأ خشونت نیست و اگر تفسیری به اینگونه صورت گیرد، تفسیر شخصی است.
معضل پنهان ماندن خشونت علیه زنان
محمدعلی اسفنانی سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس هم در سخنانش در این نشست، به انواع خشونت علیه زنان اشاره کرد و گفت: خشونتهای فیزیکی، جسمی و جنسی، خشونت از سوی دولتها مثل وضع برخی قوانین، خشونت در جامعه مثل آزار جنسی و خشونت فرهنگی که مربوط به آدابورسوم میشود و محدودیتهایی را برای زنان به دنبال دارد، انواع خشونت علیه زنان است.
وی افزود: در زمان حال، شکل دیگری از خشونت وجود دارد که موجب آزار و اذیت زنان میشود که آن ممانعت از حجاب و کار در برخی از کشورها، تحقیر شخصیت و نگاه ابزاری به زنها در شبکههای ماهوارهای است.
اسفنانی در ادامۀ سخنان خود به آمار پایین مراجعه زنان مورد خشونت قرار گرفته پلیس اشاره کرد و گفت: در ایران کمتر از ۳۵ درصد از خشونتهای خانگی به پلیس گزارش میشود. در واقع تلقین این تفکر که زن باید پذیرش این قضایا را داشته باشد در میان زنان ما رخنه کرده است و بر طبق تحقیق سهماههای که انجام شده بود از ۱۸۰ موردی که زنان علیه خشونتهای خانگی شکایت کرده بودند، ۱۲۸ مورد آنها به دلایل متعددی علاقهای به پیگرد قانونی نداشتند. ۹.۸۷ درصد زنان متأهل شهر تهران از همسرآزاری روانی رنج میبرند و ۹.۴۷ درصد آنان از آزارهای جسمی و سایر آزارها. در ایران در زنان بین ۱۵ تا ۴۴ سال میزان مرگ ناشی از خشونت با میزان مرگ ناشی از سرطان برابر است.
سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس افزود: با افزایش سن ازدواج میزان همسرآزاری هم افزایش پیدا میکند. میزان همسرآزاری در مردانی که تحصیلاتشان بالاتر از لیسانس است کمتر میشود و در مردانی که کمتر از دیپلم هستند به میزان معناداری خشونت بیشتر است. زنان شاغل کمتر از زنان غیرشاغل خشونت را تجربه میکنند. در کشور ما بیشترین خشونت در مناطق روستایی دیده میشود، اما زنان برای حفظ خانواده، ترس از رسوایی یا آشنا نبودن با حقوق خود این شرایط را تحمل میکنند. باید گفت که این خشونتها مرز نمیشناسد و مربوط به جوامع عقبمانده نیست. جالب است بدانید در نقاط مختلف دنیا بین ۱۶ تا ۲۵ درصد زنان با خشونتهای جسمی توسط شرکای زندگی مواجه هستند و تنها در آمریکا، ۳۰ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار و اذیت همسران خود قرار گرفتهاند.
وی در پایان سخنان خود، با بیان این که در روابطی که اسلام مشخص کرده است، راهکارهایی برای رفع این مشکل وجود دارد، گفت: متأسفانه در کشور ما زنان و مردان بدون اطلاع از حقوقشان وارد زندگی مشترک میشوند و هر یک فکر میکنند صاحب حق مطلق هستند؛ درحالیکه حقوق و تکالیف زن و مرد باید برای آنها تبیین شود. پیشنهاد میکنم اقدامات ملی و محلی در راستای حل بحران تبعیض و خشونت و اصلاح فرهنگ توده مردم و مجریان قانون صورت گیرد. در شناخت مسایل زنان کاویدن ابعاد مسئله یک ضرورت است. ازسویدیگر، حل مسایل زنان با محوریت عدم تبعیض، نیازمند یک فراسازمان است.
تغییر ساختار قوانین موجود راهحل رفع خشونت
هما داوودی هم بهعنوان سخنران پایانی این نشست با تأکید بر اینکه حقوق باید بدون توجه به جنسیت، انسانمحور باشد به معضلات حقوقی در ارتباط با دفاع از زنان در برابر خشونت اشاره کرد و گفت: نخستین نوع خشونت به واسطه ارتکاب جرایم علیه زنان در خانواده از سوی همسر اتفاق میافتد. الان اگر یک مرد همسر خود را کتک بزند، محکوم به ایراد ضربوجرح میشود. اگر فرد غریبهای هم این کار را انجام دهد، همین مقدار مجازات داشت درحالیکه باید مجازات برای همسر تشدید شود. برخی جرایم فقط در خانواده اتفاق میافتد و قانونگذار باید آنها را پیشبینی کند. مواردی مثل اعتیاد مضر به حال خانواده مجازات ندارد و زن فقط میتواند طلاق بگیرد، اما مجازات این مسئله باید تشدید شود. بیکاری ناموجه مرد هم هیچ واکنش قانونی ندارد.
رئیس کانون وکلای دادگستری استان البرز اظهار داشت: یکی از خشونتهایی که علیه زنان به کار میرود خشونت ساختاری است که به واسطه قوانین به وجود میآید. مرد هر وقت بخواهد میتواند زن را طلاق دهد و بسیار اتفاق میافتد که از این قانون سوءاستفاده میشود. البته حق مهریه هم برای زن وجود دارد که از آن سوءاستفاده میشود. نباید به طور مطلق و تحت هر شرایطی حق طلاق برای مرد وجود داشته باشد.
داوودی افزود: ما دو سد بزرگ در قوانین حقوقی حوزه زنان داریم که یکی از آنها تفاسیری است که از قواعد شرعی صورت میگیرد و دیگری بحث قانونگذاری است که باید این مسایل در مجلس موردتوجه قرار گیرد.
منبع: ایرنا