حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدتقی سهرابی‌فر، استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم:

به بهانه بیان نظریات تربیت اسلامی، نباید یافته‌های ظنی را به‌عنوان امور یقینی ارائه کرد

از جمله مبانیِ تربیتیِ قابلِ اصطیاد از منابع دینی، این است که هدایت انسان‌ها در اختیارِ هیچ انسانِ دیگری نیست. انسان‌ها اشیا نیستند که توسطِ فرد یا گروهی جابه‌جا شوند. قران صریحاً هدایتِ انسان حتی به دست رسول (ص) را منتفی می‌کند: «إِنَّک لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشَاءُ». تربیتِ دینی صرفاً زمینه‌سازی است.

از جمله مبانیِ تربیتیِ قابلِ اصطیاد از منابع دینی، این است که هدایت انسان‌ها در اختیارِ هیچ انسانِ دیگری نیست. انسان‌ها اشیا نیستند که توسطِ فرد یا گروهی جابه‌جا شوند. قران صریحاً هدایتِ انسان حتی به دست رسول(ص) را منتفی می‌کند: «إِنَّک لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشَاءُ». تربیتِ دینی صرفاً زمینه‌سازی است.

اشاره: شاید از زمان ورود جدی حوزه‌های علمیه به فقه تربیت، به‌عنوان یک باب فقهی، کمتر از دو ده بگذرد، اما در همین ایام، کتاب‌ها و نگاشته‌های زیادی دراین‌رابطه تدوین شده است. پس از محکم‌شدن پایه‌های فقه تربیت، به نظر می‌رسد هم اکنون زمان ورود این باب فقهی به عرصه بین‌المللی و هماوردی با سایر گفتمان و مکاتب تربیتی رسیده است. در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که آیا فقه تربیت اسلامی، افزوده و مزیت خاصی نسبت به سایر مکاتب تربیتی دارد؟ این پرسش را با حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدتقی سهرابی‌فر، استاد درس خارج فقه و اصول در میان گذاشتیم. او در عین اینکه معتقد است فقه تربیتی، مزایای مهم و ملموسی نسبت به سایر مکاتب تربیتی دارد و مبانی مهمی نیز دارد که باید در کشف گزاره‌های فقه تربیت موردتوجه قرار گیرد، لکن به این نکته انذار می‌دهد که نباید فهم ظنی خود از شریعت را به‌عنوان امری قطعی، منتشر کنیم. مشروح گفتگوی اختصاصی فقه معاصر با این استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، از نگاه شما می‌گذرد:

فقه معاصر: آیا فقه تربیت اسلامی، مزایای روشن و قابل فهمی برای دنیای معاصر، نسبت به نظریه‌های تربیت امروز بشری دارد؟

سهرابی‌فر: آنچه با پسوند اسلامی عرضه می‌شود اعم از موضوع تربیت و غیرِ آن، نباید لزوماً در تقابل با دستاوردهایِ علوم تربیتی باشد. ما در رسیدن به مقاصدِ خویش نباید هزاران پژوهش و مداقّه هایِ صورت گرفته در علوم تربیتی را کنار بگذاریم. آمیزشِ دستاوردهای علوم تربیتی با باورهایِ اصیلِ دینی می‌تواند نتایج پربار و درخشان داشته باشد. به نظر می‌رسد علوم تربیتیِ لابشرط نسبت به دین، می‌تواند با عجین‌شدن با آموزه‌های اصیل دینی همچون باور به «مبدأ» و «معاد» و «جنبه متعالیِ انسان»، بسیار مفید باشد.

فقه معاصر: آیا فقه تربیت اسلامی، اساساً دارای «نظریه تربیت اسلامی» است یا آنکه صرفاً به بیان حکم شرعی برخی پرسش‌های تربیتی پرداخته است؟

سهرابی‌فر: آنچه در عرصه جهانی با پسوند «اسلامی» عرضه می‌شود باید از اتقانِ لازم برخوردار باشد. نباید استنادهایِ ظنّیِ فقیه، همان‌گونه که در فقهِ فردی رایج است، در عرصه جهانی با عنوانِ «اسلامی»  عرضه شود. در عرصه اجتماع، سیاست، تربیت و….، توجه به محکماتی همچون «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا» و «وَلَا تَقْفُ مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ» نباید مورد غفلت قرار بگیرد. قران از یک سو می‌فرماید: «وَلَا تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ» و ازسوی‌دیگر می‌فرماید: «إِنَّ الظَّنَّ لَا یغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیئًا». ظاهرِ همین دو آیه شریفه منتجِ این نتیجه است که ظنیّات و حدسیّاتِ اشخاص نباید به دین خداوند نسبت داده شود. برای مثال گاه می‌بینیم که با استناد به حدیث «اَلْوَلَدُ سَیدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ وَزِیرٌ سَبْعَ سِنِینَ…» تلاش می‌شود تا قاعده‌ای تربیتی ارائه شود، درحالی‌که این حدیث (طبق بررسیِ اجمالیِ بنده) از لحاظ سند، هیچ سندی ندارد و قدیمی‌ترین نقل به قرن ششم برمی‌گردد و از لحاظ دلالت و تطبیقِ آن بر دنیای امروز با مشکلاتِ عدیده همراه است؛ لذا قاعده‌سازی‌هایی این‌چنینی، خروج از دستورِ قرانی به «قول سدید» است. استنادهایِ نامطمئن به منابع دینی، نه‌تنها خدمت به دین نیست؛ بلکه منجر به تضعیفِ دین و تضییعِ حقوق مردم است. خواهشِ بنده از همه صاحب‌نظران و تریبون‌داران دین، دقت در این نکته مهم است که نباید با مبانیِ ظنّی و ادله فقاهتیِ فقهِ فردی و سنتی، از جانبِ دین در حوزه‌هایی نظیرِ فقهِ تربیتی اظهارنظر کرد.

بنده در جایی دیگر عرض کرده‌ام که در چنین موضوعاتی نه‌تنها ظنیّات بلکه حتی یقین‌های فردیِ فقیه در اعلانِ حکمِ دین کفایت نمی‌کند (رک به مقاله: «فقه اجتماعی و یقین‌های قاتل – سایت دین آنلاین») همان‌طور که در برخی احادیث هم گفته شده، در عرصه جامعه، باید بر آموزه‌های یقینیِ مُجمَعٌ علیه تکیه کرد.

فقه معاصر: آیا برای حضور فقه تربیت اسلامی در میان دستگاه‌های فقهی و حقوقی دنیا، نیاز به تغییر در مبانی، پیش‌فرض‌ها و روش استنباط گزاره‌های فقه تربیت است؟

سهرابی‌فر: ۱. از جمله مبانیِ تربیتیِ قابلِ اصطیاد از منابع دینی، این است که هدایت انسان‌ها در اختیارِ هیچ انسانِ دیگری نیست. انسان‌ها اشیا نیستند که توسطِ فرد یا گروهی جابه‌جا شوند. قران صریحاً هدایتِ انسان حتی به دست رسول(ص) را منتفی می‌کند: «إِنَّک لَا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَکنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشَاءُ». تربیتِ دینی صرفاً زمینه‌سازی است. به قول مرحوم صفایی:

«ای رسول تو نیامده‌ای که آدم‌ها خوب بشوند، تو آمده‌ای تا زمینه انتخابِ خوب را برای آنها فراهم نمایی» پس انواعِ تحمیل‌ها مانندِ پر کردنِ برنامه‌هایی رسانه‌ها با سخنرانی‌ها و….، با مبانیِ تربیت دینی سازگار به نظر نمی‌رسد.

۲.از جمله مبانیِ تربیتیِ قابل اصطیاد از منابع دینی، توجه به تفاوتِ انسان‌هاست.

منابع دینی گرچه از فطرتِ مشترکِ توحیدی خبر می‌دهند درعین‌حال از تفاوت‌های بسیار جدّی میانِ آحادِ انسان‌ها خبر می‌دهند تا جایی که اندیشمندانی همچون صدرالمتألهین و فخر رازی، انسان‌ها را تحتِ یک نوعِ واحد قرار نمی‌دهند. بی‌توجهی به این تفاوتِ فاحش و تنها به فطرت مشترک تکیه‌کردن، با این مبنایِ برخاسته از منابعِ دین ناسازگار است و می‌تواند خسارت‌بار باشد.