طب اسلامی؛ نگاهی افراطی به تراث روایی
حجتالاسلام حمید فغفور مغربی، سالهاست که علاوه بر تدریس فقه و علوم اسلامی، به حوزه سلامت و بهداشت نیز ورود پیدا کرده است. او علاوه بر نگارش مقالات و کتابهایی در این زمینه، سالها مشاور وزیر بهداشت نیز بوده است. او در این یادداشت اختصاصی، به بیان چالشهای فقه سلامت و بهداشت پرداخته است. به باور وی، تراث روایی پیرامون سلامت و بهداشت اگرچه بسیار مغتنم بوده و امکان ایدهگیری از آنها برای حل مسایل سلامت و بهداشت وجود دارد؛ لکن تأسیس طب اسلامی از این روایات، نگاهی افراطی به این تراث است. یادداشت اختصاصی عضو هییتعلمی دانشگاه شهید بهشتی، از نگاه شما میگذرد:
هدف نزول قرآن، تربیت و هدایت انسان بهسوی کمال است و در راه هدایت، صیانت و حفاظت انسان در ابعاد مختلفی نظیر جسمی، روحی، روانی و اجتماعی انسان را نیز به عهده دارد. باتوجهبه این هدف، به نظر میرسد لازم نیست قرآن کریم جزییات تمامی علوم را برای بشر بیان کند؛ چون انسان با عقل و درایت خویش میتواند بسیاری از مسایل تجربی و علوم را به دست آورد؛ لذا منظور از «تِبْیاناً لِکلِّ شَیءٍ» (نحل/۸۹) بودنِ قرآن، بیان تمام جزییات نیست؛ بنابراین، هر آنچه در راستای هدایت و تکامل تمام و همهجانبه بشر مورد نیاز است، از قبیل علومتجربی، طب، ذکر بعضی از مسایل بهداشتی، سلامتی و پیشگیری، در قرآن گاه اجمالی و گاه غیرمستقیم بیان شده است.
در متون اسلامی مثل قرآن و روایات، گزارههای پراکندهای در مورد سلامتی، بهداشت و درمان داریم. در تاریخ اسلامی و تمدن اسلامی هم در حوزه سلامت، پزشکی، بهداشت و درمان، تجربیات قابل توجهی وجود دارد. با این تجربیات و با آن گزارهها میتوانیم باب فقهی سلامت و پزشکی را تنظیم کنیم. آیاتی که درباره سلامتی و بهداشت وجود دارد کم نیست؛ مانند: «فَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالًا طَیِّبًا وَاشْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن کُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ» (۱۱۴ سوره نحل)، «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللّهِ الَّتِیَ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالْطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِی لِلَّذِینَ آمَنُواْ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا خَالِصَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ» (۳۲ اعراف)، «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» و «وَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلاَلًا طَیِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِیَ أَنتُم بِهِ مُوْمِنُونَ، لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعَامُهُ مَتَاعًا لَّکُمْ وَ لِلسَّیَّارَهِ وَحُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِیَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ، وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْیَهً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ».
همچنین روایات زیادی به طورصریح، دلالت بر بحث سلامت و بهداشت دارند؛ مانند فرمایش پیامبر گرامی اسلام (صلیﷲ علیه و آله و سلم): «تَرکُ العَشاءِ خرابُ الجَسَدِ» (شام نخوردن باعث ویرانی و انهدام بدن است).
مولی امیرالمومنین علیهالسلام نیز میفرمایند: «کَیفَ یُغتَرُّ بِسلامَهِ جِسمٍ مُعَرَّضٌ لِلآفاتِ؟» (بدنی که همیشه در معرض حوادث و آفات باشد چگونه میتوان به سلامتی همیشگی آن مغرور و مطمین گردید؟! [بدن انسان هیچ وقت از عوارض درد و بیماری در امان نیست و لذا فرمودند همیشه از خدا عافیت دنیا و آخرت را طلب نمایید])
امام جعفرصادق (علیه السلام) نیز فرمودند: «خمسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ لَمْ یَتَهَنَّ بِالعَیشِ: اَلصِّحَّهُ وَ الأَمنُ وَ الغِنی وَ القَناعَهُ وَ الأَنیسُ المُوافِقُ» (این پنج چیز را هر کس ندارد زندگی گوارا ندارد: تندرستی، امنیت، توانگری، قناعت و همدم سازگار).
مولی امیرالمومنین علیهالسلام در روایت دیگری میفرمایند: «إنّ العافِیَهَ فیالدّینِ وَ الدُّنیا لَنِعمَهٌ جَلیلهٌ وَ مَوهِبَهٌ جَزیلَهٌ» (سلامتی دین و دنیا برای انسان نعمتی است بس بزرگ و موهبتی بس گران).
امام جواد(ع) میفرمایند: «اَربعُ خصالٍ تُعینُ المَرءَ علیَ العَمَلِ: اَلصِّحّهُ وَالغِنی وَ العِلمُ وَالتَّوفیقُ» (چهار عامل است که انسان را در کارهای خود یاری میدهد: سلامتی، توانگری، علم و دانش، و توفیقات الهی).
نیز فرمایش پیامبر گرامی اسلام (صلیﷲ علیه و آله و سلم): «اَلحَسَنَهُ فیالدُّنیا، اَلصِّحّهُ وَ العافِیَهُ، و فیالآخِرَهِ، اَلمَغفِرَهُ وَ الرَّحمَهُ» (مقصود از حسنه (در آیه شریفه «ربّنا آتنا فیالدنبا حسنه و …») در دنیا عافیت و تندرستی و در آخرت آمرزش و رحمت الهی است).
قرآن به مسیله بهداشت در اشکال و ابعاد مختلف و متنوع آن توجه داشته و بسیاری از آموزههای آن متوجه حوزه بهداشت بدن و بهداشت روان است.
بهداشت در آموزههای قرآن و اسلام آنچنان از اهمیت و ارزش برخوردار است که نخستین کتاب عبادی فقه اسلامی با طهارت آغاز میشود و مسیله طهارت بدن و روح و روان از مهمترین اهداف آموزههای آن شمرده میشود، بهگونهای که هر شبانه و روز دستکم چند بار به شستشوی سر و صورت و دست بهعنوان وظیفه شرعی توجه داده شده و با دستور تزکیه نفس و خودسازی بر مسیله بهداشت روانی تأکید شده است. نظافت بهعنوان نخستین راه برای دستیابی به بهداشت تن در آموزههای اسلام آنچنان مطرح میشود که بهعنوان جزیی از ایمان در دستور قرار میگیرد و در بهداشت دهان و دندان آنچنان تأکید میشود که مسیله مسواکزدن بهعنوان دستور مستحب موکد در میان آموزهها، خود را بهعنوان بخشی از وضوی شرعی جا میدهد.
علاوه بر اینها، روایات دیگری هم در حوزه سلامت وجود دارد:
مولی امیرالمومنین (علیه السلام): «لاعَیشَ أهَنأُ مِنَ العافِیَهِ» (برای انسان، زندگی گواراتر از عافیت و سلامتی نیست).
امام جعفرصادق (علیه السلام): «العافِیَهُ أَجمَلُ عَطاءٍ» (سلامتی از بهترین نعمتهای خدادادی است).
مولی امیرالمومنین (علیه السلام): «اَلصِّحهُ لایَعرِفُ قَدرَها الاّ المَرضی» (جز بیماران، کسی قدر صحت و سلامتی را نمیداند).
پیامبر گرامی اسلام (صلیﷲ علیه و آله و سلم): «اَلصِّحَّهُ وَ الفراغُ نِعمتانِ مَکفورَتانِ» (سلامتی و اوقات فراغت دو نعمتی هستند که همواره محلّ ناسپاسی و کفران هستند).
مولی امیرالمومنین (علیه السلام): «بِصِحَّهِ المِزاجِ تُوجَدُ لَذَّهُ الطَّعمِ» (کسی لذّت غذا را میفهمد که مزاجی صحیح و سالم داشته باشد).
امام جعفرصادق (علیه السلام): «العافِیَهُ نِعمَهٌ یُعجَزُ الشُّکرُ عَنها» (سلامتی نعمتی است (گرانبها) که انسان از ادای شکر آن عاجز و ناتوان است).
یکی از حقوق بشر که هم در قرآن و روایت و هم در منشور حقوق بشر تأکید شده و از بدیهیات و از حقوق طبیعی به شمار میرود، حق حیات و بهتبع آن، حق سلامت است. این حقی است که همه بشریت بر دولتها و سازمانهای بینالمللی دارند؛ لذا دولتها باید در زمینه سلامت برای ملتهای خودشان برنامهریزی کند و تا جایی که امکان دارد به این مسیله توجه کند؛ از جمله سازمان بهداشت جهانی وظیفه دارد سازمانهای بهداشت کشورهای جهان را در حقوق سلامت تقویت کند و ارتقای بدهد؛ چراکه این بهعنوان یک وظیفه از جانب دولت تلقی میشود.
باید بگوییم فقها در زمینه تشکیل بابت فقهی سلامت و بهداشت، کار زیادی انجام ندادهاند و صرفاً فتواهای متفرقه دادهاند. برخی پسر مرحوم آیتﷲ ریشهری در زمینه آیات و روایات بهداشتی و درمانی، مطالبی را جمعبندی و تهیه کردند که یک کار نسبتاً قابل قبول است؛ ولی در موارد دیگر، ما جز فتوای پراکنده چیزی نداریم؛ لذا نیاز به یک موضوعشناسی و بازخوانی دوباره تراث روایی در این زمینه داریم.
واقعیت این است که توصیههای اهلبیت پیرامون مسایل بهداشتی و پزشکی، به میزانی نیست که بتوان آن را به منزله ایجاد طب اسلامی انگاشت. چنین چیزی واقعاً وجود ندارد. علاوه بر اینکه اصلاً نگاه غلط است که ما بخواهیم از برخی گزارههای پراکنده در سخنان ایمه(ع) و یا آیات و روایات، یک علم تجربی را تأسیس کنیم. این کار به نظر من یک نگاه افراطگرایانه است.
البته توصیههایی در روایات وجود دارد که بسیاری از آنها را هم چون عقل میفهمد، ارشادی است. دراینرابطه بهتر است این آیات و روایات جمع آوری و جمعبندی شوند و پس از ملاحظه آنها و احیاناً اخذ ایدههایی از آنها، به سراغ علم جدید پزشکی برویم، ولی اینکه خود اینها، یک طب مستقلی به نام طب اسلامی را تأسیس کنند، به نظر نادرست است.