پویش حلال کردنِ فعالیتهای پزشکان!
یکی از مسایل مهم و نگرانکننده در مسایل مستحدثه بهصورت عام، و در مسایل فقه پزشکی بهصورت خاص، این است که فقیهان در صدد تأیید و تحلیل مسایل نوظهور بر بیایند؛ و به تعبیر دیگر انتظار جامعه پزشکی این است که فقه و فقیهان همگام و همزمان با پیشرفت پزشکی، آنها را تأیید و در هر موضوعی یک وجه شرعی حلال پیدا کنند.
وقتی سخن از فقه سلامت و پزشکی به میان میآید، در واقع باید تعریفی از سلامت و پزشکی داشته باشیم. و بالتبع سخن از فقه آنها.
سلامت یک مقوله وسیع و دارای مصادیق متعدد است. شاید برای نخستینبار، تعبیر «فقه سلامت» توسط مرکز دین و سلامت حوزه علمیه مشهد مطرح شد.
ما در فقه سلامت از فقه موضوعات متعددی همچون پزشکی، بهداشت فردی، خانوادگی و اجتماعی، داروسازی، تغذیه، ورزش و تربیتبدنی، سلامت روان و مشاوره، سلامت معنوی، سبک زندگی، بهزیستی و توانبخشی، اعتیاد، جمعیت، آرایش و پیرایش، منابع طبیعی و محیطزیست، حیوانات و… بحث میکنیم که هر یک از این عناوین دارای ابعاد و جهات مختلفی از مباحث فقهی هستند.
بنابراین، تمام این موضوعات و هر آنچه با سلامت جسم و روح فرد یا جامعه در ارتباط است و در حیطه سلامت جسم و روح یک انسان دخیل است، میتواند موضوع فقه سلامت باشد. فقه پزشکی نیز با تمام شاخههای آن مانند فقه درمان، فقه معاینه، روشهای درمانی جدید و… در دلِ فقه سلامت جا میگیرد.
زمانی که سخن از آیندهپژوهی به میان میآید، قهراً باید منتظر اتفاقات جدید، چالشهای پیش رو و پیدایش موضوعات و مسایل نوظهور در این حیطهها باشیم؛ زیرا همانطور که در سالهای اخیر شاهد بودیم، بهصورت خاص، دانش پزشکی پیشرفت سریع و قابل توجهی داشته و بهتبع این پیشرفت، فقه باید پاسخگوی مسایل جدید و نوظهور در این عرصه باشد. انتظار میرود در آیندۀ پیش رو، روشهای درمانی جدید در عرصه پزشکی مطرح شده و مورد استفادۀ بسیاری از بیماران قرار بگیرد؛ مانند روشهای درمانی جدید در حوزه سلول تراپی و استفاده از سلولهای بنیادی، روشهای درمانی جدید در حوزه درمان ناباروری که بسیاری از آنها با چالشهای جدی در حوزه اخلاق پزشکی مواجه است، همچون پروژه اکتو لایف. همچنین پیشرفتهای جدی در حوزه پیوند اعضا در آینده نزدیک قابل دسترس خواهد بود.
به نظر میرسد یکی از مهمترین مسایل فراروی فقه سلامت، باتوجهبه اهمیت مسیله محیطزیست و منابع طبیعی و چالشهای جدی پیشروی آن، مسایلی در این حوزه باشد. مسایلی همچون مالکیت منابع طبیعی، بهرهبرداری از آنها، تصرفات بشری و آسیبهای انسان به منابع طبیعی و محیطزیست، دگرگونی و تغییرات اکوسیستم از جمله مسایل مهمی است که حوزههای علمیه باید آماده پاسخگویی به آنها باشند. هر چند زمینه بسیاری از این مسایل هم اکنون نیز مطرح و سوالات جدی در مورد آنها وجود دارد؛ لکن به نظر میرسد در آینده، این قبیل موضوعات چالشهای جدی در جوامع انسانی و بهخصوص اسلامی مطرح کنند.
در حوزه فقه پزشکی با مسایل جدی در حوزه روشهای درمان ناباروری و به دیگر تعبیر، باروریهای مصنوعی مواجه خواهیم بود؛ مانند استفاده از رحم مصنوعی و تصرفات ژنتیکی در نوزادان. همچنین روشهای جدید سلول تراپی که زمینه درمان بسیاری از بیماریها را فراهم خواهد کرد. استفاده از انواع سلولهای بنیادی نیز میتواند یکی از چالشهای جدی فقه و اخلاق در این زمینه باشد.
روشهای جدید پیوند اعضا نیز از موضوعاتی است که همواره سوالات فقهی و اخلاقی زیادی را به دنبال داشته و به نظر میرسد در این حوزه نیز شاهد موضوعات نوین و عرصههای جدیدی باشیم.
احتمال تغییر جدی در مبانی و پیشفرضها بعید به نظر میرسد؛ لکن به نظر میرسد نقش برخی از مبانی و روشهای استنباطی در حوزه فقه سلامت و پزشکی پررنگتر شود. عناوینی همچون مقاصد شریعت، مذاق شرع، عرف و سیره عقلا از مسایلی هستند که توجه بیشتر به آنها میتواند راهگشا و پاسخگوی بسیاری از مسایل جدید در حوزه فقه سلامت باشد. برایناساس، ضرورت دارد حوزههای علمیه و مجامع علمی بهصورت جدی روی این دست از مبانی تمرکز داشته باشند، خصوصاً که برخی از این عناوین، دارای حساسیت زیادی است و چنانچه سهلانگارانه از کنار آنها رد شویم چهبسا دچار انحراف از مسیر اجتهاد اصیل فقه شیعی شویم؛ بنابراین ضرورت دارد این روشها بهصورت کاربردی و دقیق مورد مطالعه و پژوهش قرار گیرد.
یکی از مسایل مهم و نگرانکننده در مسایل مستحدثه بهصورت عام، و در مسایل فقه پزشکی بهصورت خاص، این است که فقیهان در صدد تأیید و تحلیل مسایل نوظهور بر بیایند؛ و به تعبیر دیگر انتظار جامعه پزشکی این است که فقه و فقیهان همگام و همزمان با پیشرفت پزشکی، آنها را تأیید و در هر موضوعی یک وجه شرعی حلال پیدا کنند. به نظر میرسد این انتظار، یکی از تهدیدهای جدی پیشروی فقه پزشکی و سلامت باشد و ضرورت دارد فقهپژوهان و اندیشمندان حوزوی ضمن رعایت انصاف علمی، تحتتأثیر این انتظار نابجا قرار نگرفته و بر اساس مبانی و روشهای مورد قبول فقیهان قدم بردارند.
البته این مطلب قابل قبول است که هر مقدار ارتباط بین فقیهان و پزشکان پررنگتر شود و موضوعات نوین پزشکی بهصورت دقیقتر و واضحتر تبیین شود، چهبسا شاهد تغییرات قابل ملاحظهای در فتاوای فقیهان باشیم که ناشی از نگاه جدید ایشان به موضوعات خواهد بود.
انتظار میرود ارتباط بین فقها و پزشکان و اهالی سلامت و پزشکی، در ۱۰۰ سال آینده، نزدیکتر و کاربردیتر شود؛ زیرا همانطور که در پاسخ سوال قبل مطرح شد هر قدر شناخت و تبیین موضوعات پزشکی و سلامت دقیقتر و واضحتر رخ بدهد، قضاوت و فتوای صادر شده نیز از اتقان و قوت بیشتری برخوردار خواهند بود؛ لذا با درک این ضرورت انتظار میرود که ارتباط میان فقها و اهالی سلامت و پزشکی نزدیکتر شود، حتی وجود متخصصانی که در هر دو زمینه فقه و پزشکی از تخصص کافی برخوردار باشند میتواند راهگشای بسیاری از معضلات علمی باشد؛ و یا لا اقل تشکیل گروههای علمی مشترک دور از انتظار نیست.