نظریه پردازی فقهی؛ در کشاکش اثبات و ابهام!
یکشنبه های روش/31
گزارش ویژه: نشست تخصصی بررسی نظریههای فقهی در پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر
پژوهشگاه مطالعات فقه معاصر میزبان نشستی استثنایی در روز پنجشنبه ۱۱ بهمن ماه بود که با حضور جمعی از اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی به بررسی ماهیت نظریههای فقهی و چالشهای مرتبط با آن پرداخت. این جلسه با ارایه و نقد دیدگاههای علمی، فضایی پویا برای تبادل آرا ایجاد کرد.
حجتالاسلام والمسلمین علی شفیعی، به عنوان ارایهدهنده اصلی نشست، با تأکید بر روش پدیدارشناختی در تحلیل مسایل فقهی، بیان کرد:
«مطالعه پدیدههای عینی و بیرونی، پایه اصلی نظریهپردازی در فقه است. یک نظریه فقهی موفق باید بتواند با ارایه تبیینی واحد، مجموعهای از اجزای به ظاهر پراکنده را در قالبی منسجم تفسیر کند.»
وی در تشریح ویژگیهای سهگانه نظریههای فقهی افزود:
۱. تاریخمندی: نظریهها زاده بستر تاریخی خاص خود هستند و نمیتوان آنها را بدون توجه به شرایط زمانه تحلیل کرد.
۲. انسجام درونی: اجزای تشکیلدهنده نظریه باید با یکدیگر پیوندی منطقی داشته باشند.
۳. قابلیت تطبیق: نظریه باید توانایی پاسخگویی به پرسشهای جدید در حوزه فقه و حقوق را دارا باشد.
شفیعی با اشاره به نمونههایی مانند نظریه «اصاله الصحه» در فقه معاملات، تلاش کرد ارتباط بین مفاهیم انتزاعی و مصادیق عملی را نشان دهد.

در ادامه، حجتالاسلام محمدکاظم حقانی فضل با بیان نقدهای ساختاری به ارایه شفیعی، موضوعات چالشبرانگیزی را مطرح کرد. وی نخست به ابهام در تعریف نظریه اشاره نمود:
«اصطلاح «نظریه» در فقه بهصورت دقیق تعریف نشده است. مثالهای ارایهشده نیز نتوانسته اند نشان دهند که نظریه مورد بحث دقیقاً چه مسیلهای را تبیین میکند. آیا این نظریهها صرفاً طبقهبندی مفاهیم موجودند یا ابزاری برای حل تعارضات جدید؟»
حقانی فضل خلط بین مبانی و نظریهها را مهمترین نقد خود عنوان کرد:
«در این ارایه، مرز میان مبانی فقهی (مانند اصول استنباط) و نظریههای فقهی (مانند نظریه امر به معروف) به وضوح ترسیم نشده است. این دو، مانند تفاوتِ شالوده یک بنا با نقشه معماری آن هستند و عدم تمایز آنها موجب سردرگمی میشود.»
وی همچنین با تأکید بر لزوم مطالعه تاریخی، خاطرنشان کرد:
«تا زمانی که بررسی جامعی از سیر تکامل نظریههای فقهی در ادوار مختلف انجام ندهیم، نمیتوان ادعا کرد که نظریهپردازی به معنای واقعی صورت گرفته است. پرسش کلیدی این است: در طول تاریخ فقه، چند نظریه متمایز شکل گرفته و چه تحولاتی داشتهاند؟»

نشست با جمعبندی دبیر علمی جلسه درباره لزوم تعریف استاندارد از نظریه فقهی و تدوین تاریخچه تحول نظریهها به کار خود پایان داد. به نظر میرسد برای پیشبرد این حوزه، همکاری بین رشتهای فقه، فلسفه و تاریخ اجتنابناپذیر است.
این نشست گامی اولیه برای شناسایی چالشهای نظریهپردازی در فقه معاصر محسوب میشود و انتظار میرود در ادامه، میزگردهای تخصصی با حضور منتقدان و طرفداران هر دیدگاه برگزار شود.