اشاره: به باور بسیاری از فعالان محیطزیست، بخشی مهمی از تخریب منابع طبیعی، ناشی از مدیریت نادرست آن توسط حاکمیت است؛ بنابراین شاید بتوان گفت حکمرانی منابع طبیعی، از مقولات مهم در جلوگیری از هدررفت منابع طبیعی است. حجتالاسلاموالمسلمین دکتر سید کاظم سیدباقری، مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در این یادداشت اختصاصی، به بیان بایستههای حکمرانی برای حفظ منابع طبیعی میپردازد.
در اندیشه اسلام بر محیطزیست و حفظ آن تأکید شده است و فساد در دریا و خشکی را نتیجه تبهکاری انسان میداند: «ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِي النَّاسِ لِیُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» (روم، ۴۱) در کلام رسول اکرم(ص) نیز آمده است که یکی از ملعونین کسی است که مکان عمومی، سایهبانها، پارکها، محل نزول مسافران و … را آلوده کند» (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۴) با توجه به آن که محیطزیست یکی از امانتهای الهی در دستان انسان است، در نظام اسلامی، حفاظت از محیطزیست نهتنها یک مسئولیت قانونی و مدیریتی بلکه یک تکلیف شرعی و اخلاقی است. از منظر اندیشه سیاسی اسلامی، دولت اسلامی موظف است که از منابع طبیعی، تنوع زیستی و سلامت زیستمحیطی برای نسلهای حاضر و آینده محافظت کند.
در اصل پنجاهم قانون اساسی بر حفظ محیطزیست تأکید شده است و اینکه «در جمهوری اسلامی، حفاظت محیطزیست که نسل امروز و نسلهای بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی میگردد. ازاینرو فعالیتهای اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیطزیست یا تخریب غیرقابلجبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.» برایناساس تأکید شده است که تمامی بهرهبرداران منابع ثابت آلودهکننده هوا، ملزم به رعایت حدود مجاز انتشار آلایندهها در موتورخانهها و سامانههای احتراقی خود هستند. همچنین این مراکز مکلفاند ضمن اتخاذ تدابیر لازم جهت جلوگیری از انتشار آلایندهها در هوای آزاد، از سوخت مناسب (ترجیحاً گاز شهری) استفاده کنند و ملزم به انجام معاینه فنی سالانه سامانه موتورخانه و سامانههای احتراقی توسط شرکتهای تأیید صلاحیت شده از سوی سازمان ملی استاندارد ایران، مطابق با حدود مجاز انتشار آلایندهها هستند. بر اساس قانون حفاظت و بهسازی محیطزیست آمده است که «اقدام به هر عملی که موجبات آلودگی محیطزیست را فراهم نماید ممنوع است.»
مهمترین وظایف دولت در این زمینه را میتوان در اموری چند رصد کرد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود.
قانونگذاری و اجرای مقررات زیستمحیطی، یکی از گامهای مهم در این عرصه است و میتوان از تصویب و اجرای قوانین سختگیرانه برای جلوگیری از آلودگی هوا، آب، خاک و جنگلزدایی و نظارت بر صنایع و فعالیتهای اقتصادی برای کاهش آلایندهها و حفظ منابع طبیعی نام برد. از دیگر سو باید با اعمال جریمه و مجازاتهای سنگین برای متخلفان محیطزیستی، جلوی تخریب آن را گرفت.
بُعد دیگر وظیفه دولت اسلامی به عرصۀ نرمافزاری و ترویج فرهنگ زیستمحیطی در جامعه اسلامی برمیگردد. دولت باید با آموزش عمومی درباره اهمیت حفاظت از محیطزیست از طریق رسانهها، مدارس و دانشگاهها در این مسیر مهم گام بردارد و مردم به مصرف بهینه و استفاده درست تشویق شوند. بر همین اساس بر پایۀ قوانین محیط زیستی «سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و سایر رسانههای دولتی مکلفاند برنامههای تولیدشده در زمینه فرهنگسازی، ظرفیتسازی، آموزش و اطلاعرسانی موردتأیید از سوی سازمان درخصوص آگاهی و مقابله با پدیده آلودگی هوا، رخدادهای گردوغبار را درصورتیکه ضوابط رسانهای در آن رعایت شده باشد، در قالب برنامههای آگهی و یا آموزشی رسانهای با اخذ پنجاهدرصد (۵۰%) بها، اطلاعرسانی و پخش کنند». آنسان که در این راستا، تکیه بر اقتصاد سبز و حمایت از فناوریهای نوین برای کاهش آلودگی و استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر (مانند انرژی خورشیدی و بادی) از اهمیت ویژه برخوردار است.
یکی از وظایف مهم دیگر در این عرصه، مدیریت بحرانهای زیستمحیطی از جمله مقابله با خشکسالی، آلودگی آبها، فرونشست زمین و ریزگردها است. در بحرانها باید از امکانات و لوازم پیشرفته و فناوریهای جدید استفاده کرد و نمیتوان با ابزار و مدیریت گذشته بسنده کرد. ایجاد سامانههای هشدار زودهنگام برای بلایای طبیعی مانند سیل و زلزله از این جمله است.
بحث و وظیفه مهم دیگر دولت اسلامی، اجرای عدالت زیستمحیطی و حمایت از حقوق مردم و جلوگیری از تبعیض زیستمحیطی است. حمایت از مناطق توسعهنیافته در این حیطه قابلتحلیل است؛ آنسان که میتوان برای تحقق این مسئله، از مشارکت مردم و سازمانهای مردمنهاد (سمن) در تصمیمگیریهای محیطزیستی بهره گرفت. حضور عدالت در محیطزیست میتواند تضمینکننده حقوق مردم برای دسترسی به هوای پاک، آب سالم و جغرافیای پیشرفته باشد.
بنابراین، دولت اسلامی باید با حاکمیت قانون، توسعه پایدار، مشارکت مردمی و ترویج فرهنگ زیستمحیطی و عدالتمحور، نقش فعالی در حفاظت از محیطزیست ایفا کند. این مسئولیت نهتنها یک وظیفه حکومتی بلکه بخشی از عدالت اجتماعی و تکلیف دینی در حفظ امانت الهی برای نسلهای آینده است.


