فقه تربیت در ادیان

یهودیت تربیت را در خدمت حفظ شریعت و هویت قومی می‌بیند؛ مسیحیت بر ایمان به مسیح، محبت و زندگی کلیسایی تمرکز دارد؛ اسلام تربیت را بر عبودیت خالص، کمال جامع انسانی و فطرت مشترک همه انسان‌ها بنا می‌کند.
فقه تربیت در ادیان

اشاره: تربیت دینی و فقه تربیت، اگرچه در نگاه اول، از اختصاصات شریعت اسلام به نظر می‌رسند؛ اما با نگاهی به سایر ادیان ابراهیمی، این مطلب نمایان می‌شود که در مسیحیت و یهودیت هم فقه تربیت وجود دارد؛ فقه تربیتی که اشتراکات و افتراقاتی با فقه تربیت اسلامی دارد. عاطفه پارسیان راد، دانش‌آموخته کارشناسی دانشگاه و سطح دو حوزه علمیه خواهران، در این یادداشت اختصاصی، تلاش دارد تا دیدگاه مسیحیت و یهودیت را پیرامون فقه تربیت بیان کند. مشروح یادداشت این پژوهشگر فقه اجتماعی، به‌قرار زیر است:

 

مقدمه

تربیت دینی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستورات الهی در ادیان ابراهیمی، فرآیندی بنیادین برای پرورش انسان کامل و خداجو است که در شکل‌گیری شخصیت فردی و اجتماعی نقش محوری دارد (دراز، ۱۳۸۹). ادیان الهی با پشتوانه وحیانی، مبانی، اصول و روش‌های ویژه‌ای برای تربیت ارائه کرده‌اند و «فقه تربیت» به‌عنوان شاخه‌ای نوین فقه شیعی، احکام شرعی رفتارهای تربیتی را استنباط می‌کند و نظامی منسجم از منابع دینی استخراج می‌نماید (اعرافی، ۱۳۹۳ش، ص۵۱-۵۶؛ مطهری، بی‌تا، ص۵۲؛ همت‌بناری، ۱۳۸۹).

در عصر حاضر با چالش‌های اخلاقی، بحران هویت و تضادهای فرهنگی، مطالعه تطبیقی نظام‌های تربیتی اسلام، یهودیت و مسیحیت ضرورت دارد. این ادیان بر پایه توحید ابراهیمی برنامه تربیتی دارند، اما تفاوت در تفسیر توحید و انسان‌شناسی، نتایج متفاوتی پدید آورده است. مسئله اصلی: فقه تربیتی در هر دین چگونه انسان را پرورش می‌دهد؟ در یهودیت، باور به «قوم برگزیده» به خودبرتربینی قومی و انزوا منجر شد («بَلْ أَنتُم بَشَرٌ مِّمَّنْ خَلَقَ»، مائده: ۱۸). (ایروانی، ۱۳۸۳ش، ص۱۷۷-۲۰۰؛ گارودی، ۱۳۶۹). در مسیحیت سنتی، گناه نخستین و کفاره مسئولیت فردی را کم‌رنگ کرد («وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى»، انعام: ۱۶۴؛ فاطر: ۱۸) و تربیت را تنبیه‌محور ساخت (میلر، ۱۳۹۳ش، ص۶۶؛ جمشیدی‌ها و شعبان، ۱۳۹۹ش، ص۲۶-۲۳۵). اسلام اما با فطرت پاک («فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا»، روم: ۳۰) و برابری («إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»، حجرات: ۱۳)، این انحرافات را اصلاح و با احکام حضانت، رضاع و آموزش تدریجی، تربیتی پیشگیرانه و متوازن ارائه داد (زیدی، ۱۴۰۱؛ انصاری، بی‌تا، ج۱، ص۴۷۸-۴۸۹؛ قربانی مقدم، ۱۴۰۲؛ جناتی، ۱۳۷۴ش، ص۹-۱۰).

جامعیت فقه اسلامی – فراتر از محدودیت‌های قومی و زمانی – تربیت را جهان‌شمول و مصلحانه ساخته و تحولات مدرن (کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹) یهودیت و مسیحیت را به اصول اسلامی نزدیک‌تر کرده است (جمشیدی‌ها و شعبان، ۱۳۹۹ش، ص۲۶-۲۳۵؛ همت‌بناری، ۱۳۸۹). این پژوهش شباهت‌ها (اخلاق و معنویت) را برجسته و تفاوت‌ها (برابری در اسلام) را تحلیل می‌کند تا کمال تربیت اسلامی را نشان دهد (علوی، ۱۳۸۸ش؛ مرادی، ۱۳۹۴ش).

هدف اصلی: اثبات کمال فقه تربیت اسلامی به‌عنوان خاتم و اصلاح‌کننده انحرافات پیشین؛ نظامی جهان‌شمول بر پایه توحید محض.
اهداف فرعی: تبیین مبانی هر دین، تحلیل انحرافات، و مقایسه شباهت‌ها و تفاوت‌ها.

نوآوری: ارائه الگویی جهانی مبتنی بر توحید خالص با ظرفیت اصلاح و هم‌زیستی در جوامع چندفرهنگی (اعرافی، ۱۳۹۱ش؛ مرادی، ۱۳۹۴ش؛ علوی، ۱۳۸۸ش).

بخش اول: مفهوم‌یابی فقه، تربیت و فقه تربیتی

«فقه» در لغت به معنای فهم عمیق و ادراک دقیق است؛ فهمی که از معلومات حاضر به مجهولات و لایه‌های پنهان منتقل می‌شود و از «علم» و «معرفت» صرف فراتر است (راغب اصفهانی، بی‌تا، ص۶۴۲؛ جوهری، بی‌تا، ج۶، ص۲۲۴۳؛ فیروزآبادی، بی‌تا، ج۴، ص۲۸۹؛ ابن‌فارس، بی‌تا، ج۴، ص۴۴۲؛ فیومی، بی‌تا؛ مصطفوی، ۱۴۰۲ق؛ عبدالناصر، بی‌تا، ج۱، ص۹). این معنا در قرآن در قالب دعوت به تدبر و تفقه در آیات الهی به‌کار رفته است (انعام: ۶۵ و ۹۸؛ اسراء: ۴۴؛ توبه: ۱۲۲؛ یونس: ۱۰۱)، و در روایات نیز برجسته است؛ چنان‌که امام صادق(ع) فرمود: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْرًا فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ» (نوری، ۱۳۷۹ش، ج۱، ص۱۵۳؛ کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۳۵). در اصطلاح اسلامی، فقه در آغاز به معنای فهم کلی دین بود، ولی به‌تدریج به «دانش احکام شرعیِ عملی از ادله تفصیلی» اختصاص یافت (ابن‌منظور، ۱۴۱۴ق؛ نوری، ۱۳۷۸ش، ص۷؛ جناتی، ۱۳۷۴ش، ص۳؛ مؤسسة دائرة‌المعارف الفقه الإسلامی، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۱۷؛ گرجی، ۱۳۷۷ش، ص۷؛ شهابی، ۱۳۷۵ش، ج۱، ص۳۰).

گستردگی فقه اسلامی، که از نخستین علوم پس از ظهور اسلام شکل گرفته، به‌سبب جامعیت آن در پوشش حوزه‌های عبادات، خانواده، حقوق مدنی، جزایی و سیاسی است (مطهری، بی‌تا، ص۵۲، ۵۸؛ تقوی، ۱۳۷۴ش، ص۱۹۷–۱۹۸، ۲۱۱؛ جناتی، ۱۳۷۴ش، ص۱۰). این جامعیت ریشه در جهان‌شمولی قوانین اسلام دارد که برای هدایت و سعادت انسان در همه زمان‌ها و مکان‌ها وضع شده است (جناتی، ۱۳۷۴ش، ص۹) و از هلاخای یهودی که بیشتر در چارچوب هویت قومی تعریف می‌شود، و از احکام مسیحی که بخش مهمی از آن از عهد قدیم گرفته و در عهد جدید بیشتر رنگ اخلاقی یافته است، متمایز است (میلر، ۱۳۹۳ش، ص۶۶).

«تربیت» از ریشه «ربو» و «ربب» به معنای پرورش، افزایش و به فعلیت رساندن استعدادهاست (فراهیدی، بی‌تا، ج۸، ص۲۸۳؛ ابن‌اثیر، بی‌تا، ج۲، ص۱۸۱؛ ابن‌منظور، بی‌تا، ج۱، ص۴۰۴؛ مطهری، ۱۳۸۹ش، ج۲۲، ص۵۵۱). در سنت دینی، تربیت یعنی رساندن انسان به کمال شایسته از طریق تهذیب اخلاق و پرورش همه ابعاد وجودی (مدنی، بی‌تا، ج۴، ص۳۵۰؛ غزالی، بی‌تا، ص۲۶۲؛ صلیبا، بی‌تا، ص۲۲۱–۲۲۲). تفاوت ادیان در تصویر خدا، انسان و آخرت، به تفاوت اهداف و مسیر تربیت می‌انجامد؛ درحالی‌که برخی مکاتب بر رهایی از رنج (نروانا) یا صرفاً کمال روحی تأکید دارند، تربیت اسلامی هدف را کمال جامع انسان در پرتو عبودیت خالص و توجه متعادل به همه ابعاد می‌داند (دراز، ۱۳۸۹).

فقه تربیتی، شاخه‌ای نوین از فقه است که می‌کوشد رفتارهای اختیاری مربی و متربی را در چارچوب احکام پنج‌گانه شرعی (وجوب، حرمت، استحباب، کراهت، اباحه) تبیین کند و از دل آن، نظامی تربیتیِ منسجم استخراج نماید (اعرافی، ۱۳۹۱؛ اعرافی، ۱۳۹۳ش، ص۵۱–۵۶؛ موسوی، ۱۳۹۵ب). در این تلقی، تربیت دینی، فقط «آموزش عقاید» نیست؛ بلکه فرایند سامان‌دهی همه ابعاد زندگی متربی بر اساس ارزش‌های الهی است. برای پرهیز از خلط هدف و وسیله، لازم است اهداف تربیت دینی به‌صورت رفتاری قابل‌سنجش ترجمه شوند، برنامه‌ها با ظرفیت متربی تناسب داشته باشد و ارزش‌گذاری ایمانی محور ارزیابی قرار گیرد (دراز، ۱۳۸۹).

تعامل میان فقه و تربیت در جامعه اسلامی، پشتوانه نظری فقه تربیتی را فراهم می‌سازد. این تعامل بر پنج محور مشترک استوار است: موضوع مشترک (انسان و رفتار او)، قلمرو گسترده در همه عمر و ابعاد وجودی، محتوای مشترک «بایدها و نبایدها»، هدف غایی واحد یعنی قرب الهی (ذاریات: ۵۶) و کارکرد عملی در میدان رفتار (همت‌بناری، ۱۳۸۹؛ صالحی و کبیر، ۱۴۰۲). فقه، از یک سو باتکیه‌بر واقعیات تربیتی، احکام را متناسب با ظرفیت انسان وضع می‌کند و ازسوی‌دیگر، با قواعدی مانند تخفیف و یسر («يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»، بقره: ۱۸۵) و رعایت طاقت متربی، اصول مهمی برای تربیت استخراج‌پذیر می‌سازد (همت‌بناری، ۱۳۸۹؛ صالحی و کبیر، ۱۴۰۲). این نگاه، توسعه فقه به سمت «فقه تعلیم‌وتربیت» و طراحی مراحل زندگی تربیتی (مانند سیادت، اطاعت، وزارت) را ممکن کرده است (صالحی و کبیر، ۱۴۰۲).

براین‌اساس، فقه تربیتی در اسلام بر تصویری کرامت‌مند از انسان («وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ»، اسراء: ۷۰)، مسئولیت‌پذیری فردی («وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ»، انعام: ۱۶۴) و فطرت پاک الهی («فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا»، روم: ۳۰) استوار است (علوی، ۱۳۸۸؛ زیدی، ۱۴۰۱). تربیت فرزند در این چارچوب، وظیفه‌ای الهی برای پرورش انسان صالح است و شبکه‌ای از احکام واجب، حرام، مستحب و مکروه در حوزه عبادات و خانواده آن را به سطح عمل می‌آورد (زیدی، ۱۴۰۱؛ زرین‌دوست و ببردل، ۱۴۰۲). نمونه‌هایی مانند آموزش تدریجی عبادات، احکام حضانت و رضاع، و تکلیف والدین به تعلیم اصول اعتقادی و منع مفاسد، نشان می‌دهد که فقه تربیتی اسلامی، با رویکردی مسئولیت‌محور، پیشگیرانه و معتدل، تربیت را به سمت کمال توحیدی و شکوفایی همه استعدادها هدایت می‌کند (حر عاملی، بی‌تا؛ محدث نوری، بی‌تا؛ طباطبایی، بی‌تا؛ علامه حلی، بی‌تا؛ شهید اول، بی‌تا؛ نجفی، بی‌تا؛ شهید ثانی، بی‌تا؛ شیخ مفید، بی‌تا؛ طباطبایی یزدی، بی‌تا؛ خوئی، بی‌تا؛ حکیم، بی‌تا؛ امام خمینی، بی‌تا؛ سعدی ابوحبیب، ۱۴۰۸ق؛ کلینی، ۱۴۰۷ق؛ مشکینی، ۱۴۱۶ق؛ بندرچی، ۱۳۸۸؛ قربانی مقدم، ۱۴۰۲؛ همت‌بناری، ۱۳۸۹؛ موسوی، ۱۳۹۵ب).

بخش دوم: فقه تربیت در یهودیت

فقه تربیتی یهودیت بر «هلاخا» استوار است؛ شریعت ربانی‌ای که از تورات و تلمود گرفته شده و پس از نابودی معبد دوم و پراکندگی یهودیان، در قالب میشنا و سپس تلمود تدوین و به مجموعه گسترده‌ای از احکام دینی و اجتماعی تبدیل شد (دائرةالمعارف یهودی، مدخل Talmud؛ Jewish Encyclopedia، مدخل Talmud). هلاخا تربیت را عمدتاً در خدمت حفظ شریعت و هویت قومی قرار می‌دهد؛ یهودیان «قوم برگزیده» با عهد ویژه با خدا تلقی می‌شوند و تربیت برای وفاداری به میصووت و استمرار این هویت سامان می‌یابد (آنترمن، ۱۳۸۵؛ مرکز مطالعات پاسخگویی به شبهات اندیشه قم، بی‌تا).

این انسان‌شناسی به‌نوعی برگزیدگی قومی و در برخی تفاسیر ربانی به خودبرتربینی دینی انجامیده و تربیت را بر جدایی از غیریهودیان، زندگی در گتوها و تأکید بر مرزهای هویتی متمرکز کرده است (ایروانی، ۱۳۸۳؛ گارودی، ۱۳۶۹). قرآن این ادعای برتری ذاتی را رد کرده، یهودیان را همچون دیگران «بشر» می‌داند (مائده: ۱۸) و معیار کرامت را تقوا معرفی می‌کند (حجرات: ۱۳)؛ ازاین‌رو، تربیت اسلامی بر فطرت مشترک انسانی و جهان‌شمولی پیام بنا می‌شود، درحالی‌که تربیت یهودی غالباً درون‌قوم باقی می‌ماند.

هدف تربیت دینی یهود، حفظ هویت دینی–قومی و انتقال شریعت به نسل‌های بعد است؛ در برخی منابع، ترک آموزش تورات به فرزندان از عوامل نابودی اورشلیم شمرده شده است (مرکز مطالعات پاسخگویی به شبهات اندیشه قم، بی‌تا؛ حبیب لوی، ۱۳۷۵). الگوی تربیتی تفاوت جنسیتی مشخصی دارد: تا حدود سه‌سالگی تربیت مشترک است، اما از این سن به بعد نشانه‌های ظاهری و آموزشی پسران (مانند طره‌های جانبی و لباس دینی) و قواعدی مانند ییحود برای دختران اعمال می‌شود؛ بلوغ دینی نیز با مراسم بر میصوا برای پسران و بت میصوا برای دختران همراه است (آنترمن، ۱۳۸۵). در کنار این، تورات و تلمود بر اخلاقیاتی چون احترام به والدین، پرهیز از ظلم به غریب و مفاسد اخلاقی تأکید دارند (لاویان ۲۰:۹؛ خروج ۲۰:۱۲، ۲۳:۴–۹؛ حبیب لوی، ۱۳۷۵). با وجود این ارزش‌ها، تمرکز بر هویت قومی و محدودیت‌های جنسیتی، این نظام تربیتی را از جهان‌شمولی و توازن تربیت اسلامی دور می‌سازد (مرادی، ۱۳۹۴).

بخش سوم: فقه تربیت در مسیحیت

در مسیحیت، اصول تربیتی از کتاب مقدس (عهد قدیم و جدید) و سنت کلیسایی اخذ می‌شود. عهد جدید با تمرکز بر تعالیم اخلاقی و معنوی عیسی مسیح، محبت، بخشش، توبه و ایمان را محور قرار می‌دهد (میلر، ۱۳۹۳). تربیت دینی در این سنت، کمتر «فقه‌محور» و بیشتر «اخلاق‌محور و کلیسایی» است؛ خانواده و معلم نقش تسهیل‌گر ارزش‌ها و تنظیم‌کننده محیط یادگیری را ایفا می‌کنند (علوی، ۱۳۸۸؛ Barber، بی‌تا). خانواده هسته اصلی تربیت است و آیات متعدد بر احترام به والدین، مسئولیت والدین در تعلیم و تأدیب و تنظیم روابط زناشویی و خانوادگی تأکید دارد (امثال ۲۲:۶؛ تثنیه ۶:۶–۷؛ افسسیان ۵:۲۲–۳۳؛ ۶:۴؛ کولسیان ۳:۲۰؛ دایرةالمعارف کتاب مقدس، ۱۳۸۱؛ باغبانی، ۱۳۸۵).

درعین‌حال، برخی آموزه‌های کلامی مسیحیت رسمی – مانند تثلیث، الوهیت مسیح، گناه نخستین و نظریه کفاره – از منظر توحید ناب اسلامی محل نقد جدی‌اند و پیامدهای تربیتی مهمی دارند؛ باور به گناه نخستین می‌تواند نگاه بدبینانه به طبیعت کودک و تربیت تنبیه‌محور را تقویت کند، و نظریه کفاره، احساس مسئولیت فردی را تضعیف سازد (جمشیدی‌ها و شعبان، ۱۳۹۹). قرآن با نفی شرک (مائده: ۷۳) و تأکید بر این اصل که هیچ‌کس بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد (انعام: ۱۶۴؛ فاطر: ۱۸)، این مبانی را به چالش می‌گیرد. بااین‌حال، تحولات مدرن، الهیات جدید و اسناد بین‌المللی حقوق کودک، در عمل بسیاری از رویکردهای تربیتی مسیحی را به سمت تربیتی محبت‌محور و حمایت‌گر نزدیک‌تر به برخی اصول اسلامی سوق داده است (شاهسونی، ۱۴۰۳).

مقایسه تطبیقی و جمع‌بندی

در یک نگاه تطبیقی، هر سه دین بر ارزش‌های اخلاقی، معنوی و مسئولیت در برابر خدا تأکید دارند و خانواده، عبادات و متن مقدس را ابزارهای اصلی تربیت می‌شمرند (عیسی‌زاده و ابوزاده گتابی، ۱۴۰۱). بااین‌حال، جهت‌گیری‌ها متفاوت است: یهودیت تربیت را در خدمت حفظ شریعت و هویت قومی می‌بیند؛ مسیحیت بر ایمان به مسیح، محبت و زندگی کلیسایی تمرکز دارد؛ اسلام تربیت را بر عبودیت خالص، کمال جامع انسانی و فطرت مشترک همه انسان‌ها بنا می‌کند (مرادی، ۱۳۹۴؛ علوی، ۱۳۸۸).

روش‌های تربیتی اسلامی – مانند مراحل دقیق تربیت کودک، تدریج در تکلیف، تأکید بر رفق و پرهیز از افراط، و شبکه متوازن احکام خانواده و عبادات – نظامی جهان‌شمول، پیشگیرانه و متعادل پدید می‌آورد که انحرافات برگزیدگی قومی، گناه نخستین و واسطه‌محوری را اصلاح می‌کند (قربانی، ۱۳۹۵؛ موسوی، ۱۴۰۱). براین‌اساس، فقه تربیت اسلامی در کنار نقاط مشترک با سنت‌های یهودی و مسیحی، الگویی متوازن برای تربیت توحیدی در سطح جهانی ارائه می‌دهد و زمینه گفت‌وگوی عالمانه ادیان در حوزه تربیت دینی را فراهم می‌سازد (موسوی، ۱۴۰۱؛ عیسی‌زاده و ابوزاده گتابی، ۱۴۰۱).

 

فهرست منابع

قرآن *

ابن اثیر، م. ب. ع. (بی‌تا). *النهایة فی غریب الحدیث و الأثر* (جلد ۲). قم: اسماعیلیان.

ابن منظور، ج. ا. د. م. ب. م. (۱۴۱۴ق). *لسان العرب* (جلد ۱ و ۱۵). بیروت: دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع – دار صادر.

ابن فارس، ا. ب. ف. (بی‌تا). *معجم مقاییس اللغة* (جلد ۴). قم: دفتر تبلیغات اسلامی.

ابن شعبه حرانی، ح. ب. ع. (بی‌تا). *تحف العقول*. قم: جامعه مدرسین.

اعرافی، ع. (۱۳۹۱ش). *فقه تربیتی: مبانی و پیش‌فرض‌ها* (س. موسوی، تحقیق و نگارش). قم: اشراق و عرفان.

آنترمن، آ. (۱۳۸۵ش). *یهودیان: باورها و آیین‌های دینی آنان* (ر. فرزین، مترجم). قم: دانشگاه ادیان و مذاهب.

باغبانی، ج. (۱۳۸۵ش). مسیحیت و جامعه‌شناسی خانواده. *معرفت*، (۱۰۳).

بندرچی، م. ر. (۱۳۸۸ش). حضانت در فقه و قانون. *فصلنامه فقه اهل‌بیت*، (۳۷)، ۱۳۳.

حبیب لوی، ح. (۱۳۷۵ش). *احکام و مقررات حضرت موسی(ع)*. تهران: ناشر نامشخص.

حر عاملی، م. ب. ح. (بی‌تا). *وسائل‌الشیعة* (جلدهای ۴ و ۲۱). قم: مؤسسه آل‌البیت.

حسینی عاملی، س. ج. (بی‌تا). *مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة* (جلد ۵). قم: جامعه مدرسین.

خمینی، ر. (۱۳۸۵ش). *تقریرات فلسفه امام خمینی* (جلد ۱). تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

خمینی، ر. (۱۳۸۹ش). *صحیفه امام* (جلدهای ۳، ۴، ۷، ۹ و ۲۱). تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

خمینی، ر. (بی‌تا). *تحریرالوسیلة* (جلد ۲). قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

خوئی، س. ا. (بی‌تا). *موسوعة الامام الخویی* (جلد ۳). قم: مؤسسه احیاء آثار الامام الخویی.

راغب اصفهانی، ح. ب. م. (بی‌تا). *مفردات ألفاظ القرآن*. قم: انتشارات اسلامی.

سعدی ابوحبیب، ز. (۱۴۰۸ق). *القاموس الفقهی لغة و اصطلاحاً* (جلد دوم). دمشق: دارالفکر.

شهید ثانی، ز. ب. ع. (بی‌تا). *مسالک الافهام إلى تنقيح شرائع الإسلام* (جلد ۷). قم: مؤسسه المعارف الإسلامیة.

شیخ انصاری، م. (بی‌تا). *تراث شیخ الاعظم* (کتاب النکاح). قم: جامعه مدرسین.

شیخ مفید، م. ب. م. (بی‌تا). *المقنعة*. قم: جامعه مدرسین.

طباطبایی، س. ع. (بی‌تا). *ریاض المسائل فی تحقیق الأحكام بالدلائل* (جلد ۱۲). قم: مؤسسه آل‌البیت.

طباطبایی یزدی، س. م. ک. (بی‌تا). *العروة الوثقی* (جلد ۳). قم: جامعه مدرسین.

طوسی، م. ب. ح. (بی‌تا). *الخلاف* (جلد ۱). قم: جامعه مدرسین.

علامه حلی، ح. ب. ی. (بی‌تا). *مختلف الشیعة فی أحكام الشريعة* (جلد ۷)؛ *نهایة الإحكام فی معرفة الأحكام* (جلد ۱)؛ *تذكرة الفقهاء* (جلد ۴). قم: مؤسسه آل‌البیت.

فراهیدی، خ. ب. م. (۱۴۰۹ق). *کتاب العین* (جلد ۸). قم: هجرت.

فیومی، ا. ب. م. م. (بی‌تا). *المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی*. قم: منشورات دارالرضی.

فیروزآبادی، م. ب. ی. (بی‌تا). *قاموس المحیط* (جلد ۴). بیروت: دار الکتب العلمیة.

گارودی، ر. (۱۳۶۹ش). *پرونده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی* (ن. حکمی، مترجم). تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

غزالی، م. ب. م. (۱۴۱۶ق). *مجموعة رسائل الامام الغزالی*. بیروت: دارالفکر.

کلینی، م. ب. ی. (۱۴۰۷ق). *الکافی* (جلدهای ۱، ۲، ۶ و ۸). تهران: دار الکتب الإسلامیة.

گرجی، ا. (۱۳۷۷ش). *تاریخ فقه و فقهاء*. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم اسلامی دانشگاه‌ها (سمت).

مشکینی، م. ع. (۱۴۱۶ق). *اصطلاحات الأصول و معظم أبحاثها*. قم: نشر الحادی.

مطهری، م. (بی‌تا). *آشنایی با علوم اسلامی: فقه*. قم: صدرا.

مطهری، م. (۱۳۸۹ش). *مجموعه آثار* (جلد ۲۲). تهران: صدرا.

مدنی، س. ع. ا. (۱۴۰۹ق). *ریاض السالکین فی شرح صحیفة سیدالساجدین(ع)* (جلد ۴). قم: دفتر انتشارات اسلامی.

محدث نوری، ح. (بی‌تا). *مستدرک الوسائل* (جلد ۱۴). قم: مؤسسه آل‌البیت.

موسوی، ر. (۱۳۷۹ش). *آشنایی با مبادی فقه یا حقوق اسلامی*. مشهد: دانش شرقی.

میلر، و. م. (۱۳۹۳ش). *تاریخ کلیسای قدیم در امپراطوری روم و ایران* (ع. نخستین، مترجم). تهران: اساطیر.

نجفی، م. ح. (بی‌تا). *جواهر الکلام* (جلد ۳۸). بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

نوری، م. ا. (۱۳۷۸ش). *آشنایی با فقه*. قم: احسن الحدیث.

نوری، م. ا. (۱۳۷۹ش). *آشنایی با ابواب فقه* (جلد ۱). تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی‌فقیه، اداره آموزش‌های عقیدتی سیاسی.

مقالات و گزارش‌های همایشی

ایروانی، ش. (۱۳۸۳ش). ریشه‌های تاریخی و آثار تربیتی اعتقاد به برگزیدگی در آیین یهود. *مجله روان‌شناسی و علوم تربیتی*، ۳۴(۱)، ۱۷۷–۲۰۰.

تقوی، س. م. (۱۳۷۴ش). جایگاه فقه در اندیشه دینی. *مجله فقه اهل‌بیت*، سال اول (شماره ۲)، ۱۹۷-۱۹۸ و ۲۱۱.

جمشیدی‌ها، غ. ر.، و شعبان، م. (۱۳۹۹ش). کودکی در ادیان: تحلیل کودکی در مسیحیت و اسلام. *فصلنامه علمی – پژوهشی نظریه‌های اجتماعی متفکران مسلمان*، سال دهم (شماره اول)، ۲۶-۲۳۵.

دراز، م. ع. (۱۳۸۹ش). تربیت دینی (۱) (م. ستوده‌نیا، ترجمه و تلخیص). *مجله معرفت*، ۶۹.

زرین‌دوست، ف.، و ببردل، س. (۱۴۰۲). اهداف تعلیم‌وتربیت از دیدگاه اسلام. اولین کنفرانس بین‌المللی پژوهش‌های مدیریت، تعلیم‌وتربیت در آموزش‌وپرورش. تهران. https://civilica. om/doc/1999680

زیدی، ف. (۱۴۰۱). احکام فراساحتی تربیت کودک در فقه. *پژوهش‌های فقهی زنان و خانواده*، سال چهارم (شماره هفتم)، ۹-۲۳.

شاهسونی، م. م. (۱۴۰۳ش). مطالعه تربیت در اسلام و مسیحیت. همایش بین‌المللی پداگوژی و اسپرانتولوژی، پاییز ۱۴۰۳. https://civilica. om/doc/2178613

صالحی، ا.، و کبیر، م. (۱۴۰۲). بررسی اشتراکات و رابطه دو علم فقه و تربیت. همایش بین‌المللی فقه و تربیت، دانشگاه جامعه المصطفی. https://openaccess. r

علوی، س. ح. ر. (۱۳۸۸ش). بررسی تطبیقی تربیت دینی در اسلام و مسیحیت. *اسلام و پژوهش‌های تربیتی*، سال اول (شماره دوم).

عیسی‌زاده، ع.، و ابوزاده گتابی، ی. (۱۴۰۱ش). روش‌های متولیان تربیت دینی از منظر مفسران فریقین با رویکرد ادیان. دوره ۸ (شماره ۱)، ۱۹۳-۲۲۲.

قربانی مقدم، م. (۱۴۰۲). نقش احکام فقهی رضا و حضانت در تربیت و بهداشت رفتاری کودکان. همایش بین‌المللی فقه و تربیت، دانشگاه جامعه المصطفی.

مرادی، ص. (۱۳۹۴ش). مقایسه اهداف تعلیم‌وتربیت در دین اسلام، یهود و مسیحیت. اولین همایش ملی راهکارهای توسعه و ترویج علوم تربیتی، روان‌شناسی، مشاوره و آموزش در ایران. تهران. https://civilica. om/doc/430154

مصلایی‌پور، ع.، تقدیسی، ز.، زرسازان، ع.، و قنبری، ب. ع. (۱۴۰۱ش). بررسی مقارن مراحل تربیت فرزند در قرآن، حدیث، عهد عتیق و تلمود. صص ۸۵-۱۰۷.

موسوی، س. ن. (۱۴۰۱ش). آموزش درباره ادیان به‌مثابه بدیل آموزش دین از منظر فقه تربیتی. *فصلنامه علمی تربیت اسلامی*، سال ۱۷ (شماره ۳۹)، ۲۷-۴۷.

همت‌بناری، ع. (۱۳۸۹ش). نگاهی به تعامل فقه و تربیت با تأکید بر نقش فقه در تربیت. *مجله معرفت*، (۵۷. https://hawzah. et/fa/Article/View/…

منابع آنلاین و دیگر

Barber, L. W. (بی‌تا). *Teaching Christian Values*. Birmingham: Religious Education Press.

Catechism of the Catholic Church. ص ۴۷۶. https://www. atican.va/archive/ENG0015/_INDEX.HTM

Convention on the Rights of the Child. (۱۹۸۹). سازمان ملل متحد. https://www. nicef.org/child-rights-convention

JewishEncyclopedia.com. (بدون سال). Talmud. http://www.jewishencyclopedia.com/articles/14213-talmud

Pew Research Center. (۲۰۲۵). How the global religious landscape changed from 2010 to 2020. https://www. ewresearch.org/religion/2025/06/09/how-the-global-religious-landscape-changed-from-2010-to-2020

Wikipedia. (۲۰۲۵). List of religious populations. https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_religious_populations .