اشاره: هر اندازه که در میان مسلمانان از ابعاد گوناگون سلولهای بنیادی بحث میشود، دیگر ادیان نیز به آن میپردازند. در این میان، نظرات ادیان ابراهیمی پیرامون استفاده از سلولهای بنیادی قابلتوجه خواهد بود. یکی از چالشهایی که مسیحیان با استفاده از سلولهای بنیادی داشتند، مسئله بهدنیاآمدن انسان از طریقی غیر از زایمان مادر بود؛ مسئلهای که انگاره فرزندخدابودنِ مسیح به دلیل متولدنشدن از مادر را با چالش مواجه میکند. حجتالاسلاموالمسلمین سید محمود وزیری اما معتقد است در حال حاضر اکثر مسیحیان، چه در کلیسای کاتولیک و چه در کلیسای پروتستان، مشکلی با استفاده از سلولهای بنیادی ندارند. این استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، در این گفتگوی اختصاصی، به بیان چالشهای ادیان در استفاده از سلولهای بنیادی میپردازد.
فقه معاصر: نظر ادیان ابراهیمی پیرامون استفاده از سلولهای بنیادی و شبیهسازی چیست؟
وزیری: در حدی که مطالعات کنونی به من آموخته است، باتوجهبه مبادیای که ادیان ابراهیمی دارند و آنچه از لابهلای کتب متعدد یا در مطاوی سخنان اربابان دانشهای ادیان ابراهیمی میتوان استفاده کرد، بنده مخالفت بیّن و صریحی برای استفاده و بهرهبرداری از سلولهای بنیادی ندیدهام و تا اینجای کار میتوانم عرض کنم که از لحاظ تئوریک، از دید آنها مشکلی در این زمینه وجود ندارد.
فقه معاصر: نظر ادیان غیرابراهیمی پیرامون استفاده از سلولهای بنیادی و شبیهسازی چیست؟
وزیری: تفاوت ماهوی ادیان ابراهیمی و ادیان غیرابراهیمی میتواند در چند محور مطرح و عرضه شود. یکی از آن محورها این است که ما ادیان غیرابراهیمی را مساوی و یا مساوق با ادیان غیرالهی و غیرآسمانی بدانیم. خوب دقت کنید، عرض کردم یکی از تفاوتها میتواند اینگونه تلقی شود. یکی از مواردی که باید مورد مداقه قرار گیرد و اربابان دانش نسبت به آن توجه دارند، همین بحث آسمانی بودن ادیان است که کلمه «ادیان» ممکن است برای آن به کار برود. اگر مراد از ادیان، دیانتهای گوناگون باشد و قرار بر این باشد که ادیان غیرالهی مدنظر باشند، دیگر اصطلاح «ادیان» را که برای سماویات استعمال میشود، با دقت به کار نمیبرند و میگویند «دیانتها». اگر مراد از ادیان غیرابراهیمی، دیانتهای غیرالهی باشد، بهطریقاولی، از دید آنها هیچ منعی وجود ندارد؛ زیرا استفاده از سلولهای بنیادی به مراحلی میرسد که ممکن است برای اربابان ادیان الهی دچار محظور (با ظاء دستهدار) شود؛ یعنی بهخاطر مخالفت با شریعت دچار منع شود. حال این شریعت ممکن است شرایع گذشته باشد یا شریعت جاودانه پیامبر اعظم (صلیﷲ علیه و آله و سلم)؛ لذا پاسخ سؤال دوم شما این است که بهطریقاولی، اگر مراد از ادیان غیرابراهیمی، دیانتهای غیرالهی باشد، به نظر بنده هیچ منعی برای استفاده از سلولهای بنیادی وجود ندارد.
فقه معاصر: آیا این گزاره که «مسیحیت به دلیل شبیهسازی، نافی استدلال تاریخی آنها برای خداوند بودنِ مسیح است، با آن مخالفت میکنند» درست است؟
وزیری: در مسیحیت جریانهای مختلفی وجود دارد که هر جریان فکری بر اساس اندیشهها و قالبهای خاصی عرضه شده است. به نظر من اگر کسی بخواهد در مسیحیت بهطورکلی همه را با یک چوب براند و در واقع کلیگویی کند، این امر برخلاف دقت نظر علمی و عقلانی است. اگر بخواهیم ارزیابی دقیقی داشته باشیم، باید بگوییم بر طبق آنچه به نظر بنده واقعیت دارد و در این مصاحبه کوتاه قابلبیان است، این است که دین مسیحیت را باید به شاخههای گوناگونی تقسیم کنیم که بحثی مفصل است. بخشی از آن شاخههای مسیحیت نسبت به سلولهای بنیادی اظهارنظر نکردهاند؛ لذا ما نیز نمیتوانیم نسبت به آنها داوری مشخصی داشته باشیم. برخی دیگر اظهارنظر کرده و مخالفت نمودهاند که آنها بهخاطر عوارض و پیامدها مخالفت کردهاند که طبیعتاً قائل به منع هستند؛ مانند شاخههایی از مسلک و مذهب پروتستانها. برخی از این شاخهها مخالفت کردهاند. بر اساس آن مخالفتها، استفاده و بهرهبرداری کلی از سلولهای بنیادی امری محظور (با طای دستهدار)، ممنوع و قدغن است. اما برخی دیگر از شاخههای مسیحیت که اکنون اکثریت را تشکیل میدهند، یعنی مذهب کلیساهای رایج و کاتولیکها که پاپ رهبر آنها در دنیا محسوب میشود، تا آنجایی که بنده پیشتر مطالعه کردهام، اکثریتی دارند که موافق هستند و اقلیتی دارند که مخالفاند. بااینحال، گاهی در برنامههای علمی دیده یا شنیده شده است که برخی از مستشرقین به مطالبی دامن زدهاند و از بیانات آنها اینگونه تصور و تلقی شده است که اکثریت مذهب کاتولیک با استفاده از سلولهای بنیادی مخالف است؛ به نظر من این برداشت و تلقی اشتباه است؛ لذا بخشی از مذهب پروتستانها مخالف هستند و تاکنون بر مخالفت خود باقی ماندهاند، اما اکثریت مذهب کاتولیک در دنیا با استفاده از سلولهای بنیادی موافق هستند؛ هرچند عده دیگری که در اقلیت قرار دارند، حداقل تا اکنون و طبق آنچه بنده میدانم، مخالف هستند. بله، دلیل موافقت این است که هیچ محظور و مانعی برای استفاده از این سلولهای بنیادی وجود ندارد؛ بهویژه که تکامل و ارتقای درمان و سلامت جامعه، منوط به استفاده و بهرهوری بیشتر از سلولهای بنیادی است. این، دلیل موافقت آنهاست. اما دلیل مخالفتی که عدهای از پروتستانها و اقلیتی از مذهب کاتولیک دارند این است که میگویند با این کار، راه برای نوعی تحریف واقعیتها و دستبردن در عالم تکوین باز و هموار میشود؛ و چون دستبردن در عالم تکوین سبب خواهد شد که عدهای از نسلهای آینده، اطلاعات دقیقی را که میتوانستند نسبت به وقایع گذشته و امم سلف داشته باشند از دست بدهند، در نتیجه باید قائل به منع و حذر (با «حاء»، «ذال» و «راء») شویم. این بیان بسیار مختصر و فشرده مطلب بود.
فقه معاصر: استفاده از سلولهای بنیادی و شبیهسازی، چه چالشهای فقهی و حقوقی را در میان ادیان ابراهیمی به وجود آورده است؟
وزیری: بله، این واقعاً بحث مفصلی است. در بحث چالشها و پیامدهایی که میتواند از استفاده گسترده از سلولهای بنیادی به بار بیاید، به نظر من موضوع در یک، دو یا سه مورد خلاصه نمیشود؛ یعنی چالشها بسیار زیاد، متعدد و متنوع هستند. ما میتوانیم آنها را به دو دسته تقسیم کنیم. اکنون عجالتاً آنچه که حضور ذهن دارم را عرض میکنم.
ببینید، ما چالشهای مثبت و منفی داریم. این موضوع میتواند پیامدهای مثبت و همچنین پیامدهای منفی داشته باشد. پیامدهای مثبت آن را عرض کردم؛ ارتقای سلامت جامعه، توسعه درمان زیربنایی، که هم شامل فرد و هم شامل جامعه میشود. من کلمه جامعه را ذکر میکنم، زیرا منافع جامعه و منافع ملی مقدم بر منافع فردی و شخصی است. نمونههای آن نیز بسیار زیاد است. در بحث روانشناسی نیز به همین شرح است. در بحث اقتصاد، در بخشهایی استفاده از سلولهای بنیادی میتواند بازدهی و ثمراتی به همراه داشته باشد. این موارد، گوشهها و نمونههای کوچکی از پیامدهای مثبت هستند. اما در خصوص پیامدهای منفی آن؛ یکی از موارد در بُعد جرمانگاری و در بحث قضایی و حقوقی است (که شما فرمودید حقوقی و فقهی). جنبه حقوقی آن این است که اگر استفاده از سلولهای بنیادی بهصورت عمومی در دسترس همگان قرار گیرد، و روزی با ارتقای بیشتر علم و بهبود کیفیت دانش و ابزار متناسب با آن، ارتقا و جهشی پیدا کند، یکی از مسائل این خواهد بود که فرد مجرم بسیار ساده میتواند خود را غیرمجرم جا بزند و فرد دیگری را بهجای خود مجرم قلمداد کند. صحنه جرم، بزه و جنایت بسیار زود و آسان قابلتغییر خواهد بود، که ما در بُعد اعتقادی به آن، «تحریف واقعیات» میگوییم. یعنی یکی از چالشهای منفی که هم جنبه فقهی و هم جنبه حقوقی دارد، همین تغییر صحنههای جرم و جنایت و تبدیل جایگاه جلاد به شهید یا جلاد به مقتول است. اگر استفاده از سلولهای بنیادی به شکل فراگیر (اپیدمیک) مطرح شود، ما با مشکلات فراوانی مواجه خواهیم شد. یا بهعنوانمثال در بحث ارث؛ جنبههای حقوقی و قضایی را عرض کردم، اکنون به سراغ مبحث ارث برویم. در مبحث ارث، اگر استفاده از سلولهای بنیادی به این شکل جهشی ادامه پیدا کند، گاهی اوقات جای وارث و مورّث عوض میشود و در نتیجه، اگر شخصی اموال کلانی داشته باشد، با استفاده از این ابزار بسیار آسان میتواند در جایگاه مورّث، جای خود را به وارث بدهد و آن کسی که باید بهخاطر مرگ، مال خود را در اختیار دیگری بگذارد، میتواند کاری کند که اموال کلانی بهحساب او واریز شود. این یک مثال است و البته در مثال مناقشهای نیست. علما میگویند اگر مثال از یکجهت مقرب باشد و از چند جهت مبعّد، منعی ندارد. اینها نمونههایی از چالشهای منفی است که عرض کردم. به موارد مثبت آن در بحث درمان، اقتصاد و علم روانشناسی که میتواند ثمرات و برکات زیادی داشته باشد هم اشاره کردم؛ اما بهموازات آن میتواند پیامدهای چالشی و مهم منفی در بحثهای حقوقی و قضایی، از قبیل مثالهایی که ذکر کردم را در بر داشته باشد.


