حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمد بوالحسنی، دکتری فقه جزایی و استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم:

سلول‌درمانی، شبیه به تعویض قطعه است؛ اما ژن‌درمانی، شبیه به اصلاح نرم‌افزار با دستورالعمل است!

از نظر جسمی، بزرگ‌ترین چالش علمی، خطر «تومورزایی» (Tumorigenicity) است؛ سلول‌های بنیادی، به‌ویژه نوع جنینی، رشد بسیار سریعی دارند و اگر کنترل نشوند، ممکن است در بدن بیمار تبدیل به تومورهای سرطانی (تراتوما) شوند. خطر دیگر، واکنش‌های ایمنی شدید در صورت عدم تطابق بافتی است. از نظر اجتماعی و اخلاقی، نگرانی‌ها شامل «تجارت جنین و تخمک» و استثمار زنان برای اهدای تخمک است. همچنین «هزینه‌های گزاف» این درمان‌ها ممکن است باعث ایجاد شکاف طبقاتی در سلامت شود، جایی که ثروتمندان عمر طولانی و سلامت کامل دارند و فقرا محروم می‌مانند.

از نظر جسمی، بزرگ‌ترین چالش علمی، خطر «تومورزایی» (Tumorigenicity) است؛ سلول‌های بنیادی، به‌ویژه نوع جنینی، رشد بسیار سریعی دارند و اگر کنترل نشوند، ممکن است در بدن بیمار تبدیل به تومورهای سرطانی (تراتوما) شوند. خطر دیگر، واکنش‌های ایمنی شدید در صورت عدم تطابق بافتی است. از نظر اجتماعی و اخلاقی، نگرانی‌ها شامل «تجارت جنین و تخمک» و استثمار زنان برای اهدای تخمک است. همچنین «هزینه‌های گزاف» این درمان‌ها ممکن است باعث ایجاد شکاف طبقاتی در سلامت شود، جایی که ثروتمندان عمر طولانی و سلامت کامل دارند و فقرا محروم می‌مانند.

اشاره: حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر محمد بوالحسنی، اگرچه دکتری فقه جزا را دارد و هم اکنون نیز به تدریس سطوح عالی در حوزه علمیه قم مشغول است، لکن مطالعات فراوانی در زمینه سلول‌درمانی و ژن‌درمانی انجام داده است. به همین مناسبت، با او پیرامون تفاوت‌های درمان با سلول‌های بنیادی با سایر روش‌های درمانی گفتگو کردیم. او سلول‌درمانی را شبیه به تعویض قطعه می‌داند در مقابل ژن‌درمانی که مانند اصلاح نرم‌افزار با دستورالعمل است. وی همچنین به چالش‌ها و نگرانی‌هایی که استفاده از سلول‌درمانی برای آینده بشر ایجاد کرده است پرداخت. مشروح گفتگوی کوتاه و خواندنی فقه معاصر با این استاد و پژوهشگر حوزه علمیه قم، از نگاه شما می‌گذرد:

فقه معاصر: به‌طورکلی، چه کاربست‌هایی به لحاظ درمانی و پزشکی، برای سلول‌های بنیادی متصور است؟

بوالحسنی: سلول‌های بنیادی به دلیل دو ویژگی «توانایی تقسیم نامحدود» و «تمایز به انواع سلول‌های بدن»، افق‌های درمانی وسیعی را گشوده‌اند. ۱. بیماری‌های خونی: قدیمی‌ترین و موفق‌ترین کاربرد، پیوند مغز استخوان برای درمان سرطان‌های خون (لوسمی)، تالاسمی و کم‌خونی‌هاست. ۲. بیماری‌های عصبی (نورولوژیک): همان‌طور که در تخصص دکتر برومند اشاره شد، این سلول‌ها پتانسیل ترمیم بافت‌های عصبی آسیب‌دیده در بیماری‌هایی مثل ام‌اس (MS)، پارکینسون، آلزایمر و ضایعات نخاعی (قطع نخاع) را دارند. ۳. بیماری‌های قلبی: تزریق سلول‌های بنیادی به قلب پس از سکته، برای بازسازی عضله قلب و جلوگیری از نارسایی قلبی. ۴. ارتوپدی و روماتولوژی: ترمیم غضروف‌های فرسوده در آرتروز و جوش‌دادن استخوان‌های شکسته. ۵. پوست و زیبایی: کشت پوست برای درمان سوختگی‌های شدید و زخم‌های دیابتی. ۶. دیابت: تولید سلول‌های بتا در لوزالمعده برای ترشح انسولین و درمان قطعی دیابت نوع یک.

فقه معاصر: آیا روش درمان از طریق سلول‌های بنیادی، با روش درمان از طریق ژن‌درمانی متفاوت است؟

بوالحسنی: بله، این دو روش اگرچه هر دو جزو «پزشکی پیشرفته» هستند، اما ماهیت متفاوتی دارند. سلول‌درمانی (Cell Therapy) شبیه به «تعویض قطعه» است؛ در این روش، سلول‌های سالم و زنده به بدن بیمار تزریق می‌شوند تا جایگزین سلول‌های مرده یا ناکارآمد شوند (مثلاً جایگزینی سلول‌های مغز استخوان). اما ژن‌درمانی (Gene Therapy) شبیه به «اصلاح نرم‌افزار یا دستورالعمل» است؛ هدف آن اصلاح ژن‌های معیوب (DNA) در داخل سلول‌های خود بیمار است تا سلول بتواند پروتئین صحیح را تولید کند. البته این دو روش گاهی با هم تلفیق می‌شوند؛ به این صورت که پزشکان سلول‌های بنیادی بیمار را از بدن خارج می‌کنند، در آزمایشگاه با روش ژن‌درمانی ژن معیوب آن‌ها را اصلاح می‌کنند و سپس سلول‌های سالم و اصلاح‌شده را دوباره به بدن بیمار بازمی‌گردانند. این روش ترکیبی برای درمان بیماری‌های ژنتیکی مادرزادی بسیار امیدبخش است.

فقه معاصر: مزایای درمان از طریق سلول‌های بنیادی نسبت به سایر روش‌های درمانی چیست؟

بوالحسنی: مهم‌ترین مزیت سلول‌درمانی، گذر از «مدیریت بیماری» به سمت «درمان قطعی» است. در پزشکی رایج، برای بیماری‌هایی مثل دیابت یا نارسایی قلبی، داروها فقط علائم را کنترل می‌کنند و بیمار تا پایان عمر نیازمند دارو است، اما سلول‌های بنیادی با بازسازی بافت، پتانسیل حذف کامل بیماری را دارند. مزیت دوم، «کاهش رد پیوند» است؛ اگر از سلول‌های خود بیمار (Autologous) یا سلول‌های بندناف سازگار استفاده شود، سیستم ایمنی بدن آن‌ها را بیگانه تشخیص نمی‌دهد و خطر رد پیوند تقریباً از بین می‌رود، در نتیجه نیاز به داروهای تضعیف‌کننده ایمنی (که عوارض زیادی دارند) حذف می‌شود. مزیت سوم، «حل بحران کمبود عضو» است؛ با پیشرفت مهندسی بافت، می‌توان در آزمایشگاه با استفاده از سلول‌های بنیادی، بافت‌هایی مثل کبد، دریچه قلب یا پوست تولید کرد و نیاز به لیست‌های انتظار طولانی برای دریافت عضو از جسد یا اهداکننده زنده را برطرف نمود.

فقه معاصر: آیا استفاده از سلول‌های بنیادی، آسیب‌هایی را برای بدن یا اجتماع انسانی به دنبال دارد؟

بوالحسنی: هر فناوری نوینی در کنار مزایا، خطراتی نیز دارد. از نظر جسمی، بزرگ‌ترین چالش علمی، خطر «تومورزایی» (Tumorigenicity) است؛ سلول‌های بنیادی، به‌ویژه نوع جنینی، رشد بسیار سریعی دارند و اگر کنترل نشوند، ممکن است در بدن بیمار تبدیل به تومورهای سرطانی (تراتوما) شوند. خطر دیگر، واکنش‌های ایمنی شدید در صورت عدم تطابق بافتی است. از نظر اجتماعی و اخلاقی، نگرانی‌ها شامل «تجارت جنین و تخمک» و استثمار زنان برای اهدای تخمک است. همچنین «هزینه‌های گزاف» این درمان‌ها ممکن است باعث ایجاد شکاف طبقاتی در سلامت شود، جایی که ثروتمندان عمر طولانی و سلامت کامل دارند و فقرا محروم می‌مانند. علاوه بر این، نگرانی از سوءاستفاده از این فناوری برای اهداف غیردرمانی مانند «شبیه‌سازی انسان» (Human Cloning) یا «به‌نژادی» (Eugenics) و طراحی نوزادان با ویژگی‌های خاص، جامعه جهانی و نهادهای اخلاقی را نگران کرده است.