سرمقاله/ در میانهٔ تحجّر و فمینیسم!

مصطفی دُرّی (سردبیر)

با افزایش مدارس علمیه زنان و افزایش آشنایی زنان با فقه شیعی که عمدتاً پس از انقلاب اسلامی نیز صورت گرفت، این پرسش در ذهن بسیاری از ایشان به وجود آمد که شاید منشأ بسیاری از فتاوایی که به‌دشواری توسط جامعه زنان قابل‌پذیرش است، رویکرد مردانه فقها به فقه است. روشن است که تقریباً تمام فقهای شیعه و البته اهل‌سنت، از آغاز تا اکنون، مرد بوده‌اند و کمتر زنی بوده است که به درجه اجتهاد نائل شده باشد و البته فرصت و امکان نگارش کتب فقهی را نیز به دست آورده باشد. همین امر این گمانه را در ذهن می‌آورد که فهم مردانه از منابع فقهی، موجب صدور برخی فتاوا شده است وگرنه اگر فهمی زنانه به این منابع می‌نگریست، با همین ضوابط و شیوه جواهری، نتایج متفاوتی را رقم می‌زد.

با افزایش مدارس علمیه زنان و افزایش آشنایی زنان با فقه شیعی که عمدتاً پس از انقلاب اسلامی نیز صورت گرفت، این پرسش در ذهن بسیاری از ایشان به وجود آمد که شاید منشأ بسیاری از فتاوایی که به‌دشواری توسط جامعه زنان قابل‌پذیرش است، رویکرد مردانه فقها به فقه است. روشن است که تقریباً تمام فقهای شیعه و البته اهل‌سنت، از آغاز تا اکنون، مرد بوده‌اند و کمتر زنی بوده است که به درجه اجتهاد نائل شده باشد و البته فرصت و امکان نگارش کتب فقهی را نیز به دست آورده باشد. همین امر این گمانه را در ذهن می‌آورد که فهم مردانه از منابع فقهی، موجب صدور برخی فتاوا شده است وگرنه اگر فهمی زنانه به این منابع می‌نگریست، با همین ضوابط و شیوه جواهری، نتایج متفاوتی را رقم می‌زد.

در مسئله «خشونت علیه همسر» با چند واقعیت مواجه هستیم:

یکی اینکه خشونت علیه همسر به‌خصوص علیه زنان، حتماً در تاریخ بشر وجود داشته است که باتوجه‌به تغییر شیوه‌ها و مدرن‌شدن مصادیق آن، معلوم نیست نسبت به گذشته کمتر شده باشد.

دوم اینکه خشونت علیه همسر، اگرچه در نگاه اول، به خشونت علیه زوجه معنا می‌شود؛ اما اختصاص به آن نداشته و شامل خشونت علیه زوج نیز می‌گردد. شاید تبادر این اختصاص، به تصور تساوی میان خشونت و ضرب و شتم بر می‌گردد که به‌خاطر قوای جسمانی قوی‌تر مردان نسبت به زنان، بیشتر به مردان اختصاص پیدا می‌کند؛ اما واقعیت این است که با شناخت مصادیق جدید خشونت توسط بشر نظیر خشونت کلامی، خشونت عاطفی و مانند آن، خشونت علیه زوج نیز به‌راحتی قابل‌تصور است.

واقعیت سوم نیز این است که خشونت علیه همسر، اصطلاحی است که از زمان مدرنیته بنیان گرفت و با فراگیری جنبش فمینیسم، رشد پیدا کرد. همین زائیده بودن از جنبش فمینیستم، خود دلیل دیگری برای انصراف آن به خشونت علیه زوجه است. مولودبودِن این اصطلاح از فمینیستم، همچنین موجب شده است تا قرائت فمینیستی از خشونت، به‌صورت تک‌بعدی و بدون توجه به روابط پیچیده میان زن و شوهر و امیال و خلقیات تکوینی زن و مرد شکل بگیرد. نگاه تک‌بعدی و صرفاً با دفاع ظاهری از زنان در محیط خانواده، موجب طلاق‌های فراوان قابل‌پیشگیری، مجرّد ماندن زنان، بدبینی مردان نسبت به زنان و کاهش نرخ رشد جمعیت شده است؛ درحالی‌که اگر این اصطلاح در بستر اسلامی که سرشار از توجه به نهاد خانواده و خواسته‌های طبیعی و غریزی مردان و زنان است شکل می‌گرفت، هیچ‌گاه چنین پیامدهایی به وجود نمی‌آید و یا کمتر پدید می‌آمد.

درهرصورت، لزوم پرداخت فقهی به این مقوله، با نگاه اسلامی و البته باتوجه‌به نظام خانواده اسلامی و نظام‌نامه‌ای که باتوجه‌به همه منابع دینی نه‌فقط منابع فقهی، نسبت به خانواده کشف می‌شود، امری ضروری است. تولید مجله الکترونیکی «بررسی فقهی خشونت علیه همسر»، تلاشی دراین‌رابطه است.

یکی از اولین چالش‌های فراروی این موضوع، مفهوم‌شناسی و بیان چیستی و ابعاد خشونت علیه همسر است. فصل اول، در پی واکاوی این امر است.

مفهوم «تجاوز به همسر»، مولود چند دهه اخیر جامعه مدرن است؛ چیزی که پیش از آن، به ذهن هیچ مرد و زنی نمی‌آمد. اینکه آیا هم‌بستری بدون رضایت همسر، مصداق تجاوز و امری غیراخلاقی و غیرشرعی است یا نه؟ واکاوی حکم این مسئله با نگاه ادله فقهی، در فصل دوم صورت گرفته است.

فصل سوم به مسئله ختنه زنان اختصاص یافته است. شاید بتوان گفت هنوز هم در میان جوامع اسلامی و مذاهب فقهی سنی و شیعه، توافقی پیرامون حکم فقهی ختنه زنان وجود ندارد. در جوامع مختلف اسلامی، رویکردها و رسوم گوناگونی پیرامون این امر وجود دارد و فوائد و مضرات زیادی برای آن شمرده شده است. گزارش فتاوی موجود پیرامون ختنه زنان و واکاوی حکم فقهی این مسئله از سوی دو استاد فقه زنان، مطالب این فصل را تشکیل می‌دهند.

هرازگاهی یا به‌خاطر شکایتی زنی از شوهری که اجازه خروج او از منزل برای امری مانند دیدار اقوام را نداده یا به‌خاطر گلایه زنی که شغلش را به‌خاطر عدم اذن زوج برای خروج او از منزل از دست داده یا مطالبه عمومی اعزام بانوی ورزشکاری که به‌خاطر عدم اذن همسرش، امکان حضور در محافل بین‌المللی ورزشی را نیافته است، بحث از لزوم اذن زوج در خروج زوجه از منزل، همه‌گیر می‌شود. در فصل چهارم از این مجله، ابتدا فتاوای فقها پیرامون این مسئله و ابعاد گوناگون آن، گزارش شده است و سپس دو استاد فقه زنان، به بیان نظرات خود پیرامون این مسئله فقهی پرداخته‌اند.

خشونت کلامی، مصداق جدید خشونت در جهان مدرن است. این مصداق جدید هم دایره خشونت علیه همسر را گسترش می‌دهد و هم سند عدم اختصاص «خشونت علیه همسر» به «خشونت علیه زوجه» به شمار می‌آید. واکاوی ابعاد فقهی این مصداق جدید خشونت، در فصل پنجم انجام شده است.

فصل ششم این کتاب، شاید اولین پرداخت‌ها به یکی از نوپرداخت‌ترین موضوعات فقه خانواده است: خشونت علیه زوج! مفهوم‌شناسی خشونت علیه زوج، مصادیق آن و حکم فقهی هریک از این مصادیق، در این فصل مورد گفتگو واقع شده است.

خشونت علیه همسر، فقط چالش فقه اسلامی یا فقه شیعی نیست؛ بلکه فقه و حقوق سایر ادیان نیز به آن دچارند. در این فصل، در قالب یک گفتگو، تلاش شده است تا نظرات فقهی سایر ادیان به‌خصوص ادیان ابراهیمی پیرامون این موضوع، گزارش شود.

اگرچه تعدد زوجات از دیرباز موافقان و مخالفان زیادی را به خود دیده است و از چالش‌های قدیمی زنان به شمار می‌رود؛ اما مصداق بودنِ آن برای خشونت علیه همسر، امری نوپدید و محصول دوران معاصر است. در فصل هشتم، تلاش شده است تا این مسئله، از منظر مصداقیت یا عدم مصداقیت آن برای خشونت علیه زنان، به بحث گذاشته شود.

با افزایش مدارس علمیه زنان و افزایش آشنایی زنان با فقه شیعی که عمدتاً پس از انقلاب اسلامی نیز صورت گرفت، این پرسش در ذهن بسیاری از ایشان به وجود آمد که شاید منشأ بسیاری از فتاوایی که به‌دشواری توسط جامعه زنان قابل‌پذیرش است، رویکرد مردانه فقها به فقه است. روشن است که تقریباً تمام فقهای شیعه و البته اهل‌سنت، از آغاز تا اکنون، مرد بوده‌اند و کمتر زنی بوده است که به درجه اجتهاد نائل شده باشد و البته فرصت و امکان نگارش کتب فقهی را نیز به دست آورده باشد. همین امر این گمانه را در ذهن می‌آورد که فهم مردانه از منابع فقهی، موجب صدور برخی فتاوا شده است وگرنه اگر فهمی زنانه به این منابع می‌نگریست، با همین ضوابط و شیوه جواهری، نتایج متفاوتی را رقم می‌زد. این موضوع حسّاس و البته کمتر پرداخته شده را در فصل نهم، به بحث گذاشته‌ایم.

فصل پایانی نیز به‌سان سایر مجلات الکترونیکی پژوهشگاه، به پیشینه این موضوع در فقه شیعی پرداخته است. گزارش کتاب‌شناسی خشونت علیه همسر، به همراه نمایه مقالات مرتبط با آن، نگاشته‌های این فصل را تشکیل می‌دهند.

باری، این نگاشته، یکی از اولین تلاش‌ها پیرامون پرداخت عالمانه و فقهی به این موضوع مهم و چالشی فقه شیعی به شمار می‌آید. امید است که آغازگر مسیر پرداخت دانشی و منضبط به این موضوع از سوی فقه‌پژوهان باشد و موردتوجه مولای دو عالم، امام عصر(عج) قرار گیرد، آمین.