مطالعات فقه اسلامی در جهان معاصر

«سکولار اسلامی»؛ بازاندیشی نسبت فقه، شریعت و زندگی مسلمانان در جهان معاصر

کتاب The Islamic Secular نوشته شرمن جکسون، استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، یکی از آثار مهم سال‌های اخیر در حوزه اندیشه اسلامی، فقه، شریعت و نسبت اسلام با جهان مدرن است. این کتاب که در سال ۲۰۲۳ از سوی انتشارات دانشگاه آکسفورد منتشر شده، در ۵۴۴ صفحه به بررسی مفهومی می‌پردازد که جکسون آن را «Islamic Secular» یا «سکولار اسلامی» می‌نامد.

مسئله اصلی کتاب این است که آیا تمام عرصه‌های زندگی مسلمانان باید الزاماً با «حکم شرعی» و از طریق فقه تعیین و تنظیم شوند؟ جکسون پاسخ منفی به این پرسش می‌دهد و تلاش می‌کند نشان دهد که میان «اسلام»، «شریعت» و «فقه» باید تمایز گذاشت. از نظر او، فقه همه هنجارمندی اسلامی را دربرنمی‌گیرد و در تاریخ جوامع اسلامی نیز حوزه‌هایی وجود داشته‌اند که خارج از قلمرو مستقیم فقه عمل می‌کردند، اما همچنان بخشی از نظم هنجاری اسلام بودند.

«سکولار اسلامی» چیست؟

مفهوم محوری کتاب همین «سکولار اسلامی» است. جکسون این اصطلاح را برای اشاره به حوزه‌ای درون اسلام به کار می‌برد که از شریعت، به معنای قلمرو احکام شرعی و فعالیت فقهی، متمایز است. بنابراین «سکولار» در اصطلاح او به معنای ضدیت با دین یا حذف خدا از زندگی اجتماعی نیست.

از دید جکسون، ممکن است یک تصمیم یا قاعده مستقیماً از منابع شرعی و روش‌های استنباط فقهی استخراج نشده باشد، اما همچنان در چارچوب زندگی اسلامی و در برابر مسئولیت انسان در برابر خدا قرار داشته باشد. او این وضعیت را با تعبیر «اسلام فراتر از حکم شرعی» توضیح می‌دهد. در این قلمرو، تصمیم‌گیری می‌تواند بر مبنای عقل، تجربه، عرف، مصلحت و ملاحظات عملی صورت گیرد، بدون آنکه این تصمیم‌ها الزاماً به «حکم شرعی» تبدیل شوند.

از این منظر، جکسون میان دو گزاره تمایز می‌گذارد: «غیرشرعی بودن» یک امر، لزوماً به معنای «غیراسلامی بودن» آن نیست.

شواهد تاریخی

جکسون برای اثبات این ایده صرفاً به استدلال نظری اکتفا نمی‌کند. او به تاریخ نهادها و رویه‌های حقوقی و حکمرانی در جوامع مسلمان توجه می‌کند و به حوزه‌هایی مانند سیاست شرعی (siyāsah)، حسبه (ḥisbah) و مظالم (maẓālim) می‌پردازد.

از نظر او، این نهادها را نمی‌توان صرفاً رقیب فقه یا راه‌حل‌هایی ناقص برای کمبودهای فقه دانست. آنها نشان می‌دهند که جوامع مسلمان در طول تاریخ برای اداره جامعه از حوزه‌های هنجاری و تنظیمی متنوعی استفاده کرده‌اند که همه آنها در قالب فقه کلاسیک قابل توضیح نیستند. با وجود این، این حوزه‌ها در نظم کلی اسلامی قرار داشته‌اند و به تعبیر جکسون، «زیر نگاه خدا» عمل می‌کرده‌اند.

«سکولار اسلامی» و اجتهاد

یکی از نکات مهم کتاب آن است که جکسون «سکولار اسلامی» را صرفاً شکل دیگری از اجتهاد نمی‌داند. در اجتهاد، همچنان مسئله اصلی کشف یا تعیین حکم شرعی است؛ اما در قلمرو مورد نظر جکسون ممکن است اساساً مسئله‌ای در حوزه‌ای قرار داشته باشد که قرار نیست پاسخ آن از طریق استنباط حکم شرعی به دست آید.

به همین دلیل، جکسون می‌کوشد از این تصور فاصله بگیرد که برای اسلامی بودن یک تصمیم، حتماً باید بتوان برای آن حکم فقهی مشخصی پیدا کرد.

پیامدهای نظری برای دولت مدرن

اهمیت این بحث زمانی بیشتر می‌شود که جکسون آن را به مسئله دولت مدرن و زندگی مسلمانان در جوامع غربی پیوند می‌دهد. او با برخی دیدگاه‌های معاصر درباره ناسازگاری اسلام و دولت مدرن وارد گفت‌وگو می‌شود و استدلال می‌کند که چنین ناسازگاری‌ای تا حدی از این فرض ناشی می‌شود که شریعت تمام اسلام را تشکیل می‌دهد و همه ابعاد زندگی اجتماعی باید مستقیماً از طریق شریعت تنظیم شوند.

اگر میان اسلام، شریعت و فقه تمایز گذاشته شود، امکان دیگری پدیدار می‌شود: مسلمانان می‌توانند در حوزه‌هایی مانند شهروندی، سیاست عمومی، اقتصاد و سازمان اجتماعی، با استفاده از عقل، تجربه و تخصص‌های مختلف تصمیم بگیرند، بدون آنکه هر تصمیم الزاماً به یک حکم فقهی تقلیل یابد.

از همین رو، بحث کتاب جکسون به‌ویژه برای وضعیت مسلمانان در آمریکای شمالی و اروپا اهمیت پیدا می‌کند. مسئله او صرفاً نظری نیست؛ بلکه می‌خواهد توضیح دهد مسلمانان چگونه می‌توانند در جوامع مدرن زندگی کنند و در عین حال، هویت و هنجارمندی اسلامی خود را حفظ کنند.

نتیجه

دستاورد اصلی The Islamic Secular را می‌توان در تلاش برای شکستن این هم‌ارزی خلاصه کرد:

اسلام = شریعت = فقه

جکسون معتقد است این سه مفهوم باید از یکدیگر تفکیک شوند. در این صورت، می‌توان پذیرفت که فقه بخش مهمی از نظم اسلامی است، اما تمام هنجارمندی اسلامی را دربرنمی‌گیرد.

اهمیت این نظریه برای مطالعات فقه معاصر در این است که پرسش از نسبت فقه با مسائل جدید را از سطح «تولید حکم برای همه مسائل» فراتر می‌برد و پرسش دیگری را مطرح می‌کند: آیا همه مسائل زندگی مسلمانان اساساً باید در قلمرو فقه حل شوند؟

کتاب جکسون با طرح مفهوم «سکولار اسلامی» پاسخ می‌دهد که خیر؛ بخشی از زندگی مسلمانان می‌تواند با سازوکارهای دیگری مانند عقل، عرف، تجربه، مصلحت و تخصص‌های موضوعی سامان یابد و همچنان در چارچوب کلی اسلام قرار داشته باشد.

البته همین ادعا، به‌ویژه درباره مرز میان «فقه» و «شریعت»، محل بحث و نقد قرار گرفته است. یکی از نقدهای اخیر به کتاب، مقاله مریم شیبانی در Religious Studies Review است که ضمن تأکید بر اهمیت پروژه جکسون، جایگاه «سکولار اسلامی» در نسبت با شریعت را به چالش می‌کشد.